eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
اینجا فضای مجازیه و تو هیچ ایده ای نداری که کسی که داره باهات چت میکنه و میگه «خوبم» دقیقا داره چه چیزی رو تحمل میکنه! یا کسی که هر روز حالتو میپرسه، استوریاتو میبینه و یا استوری میزاره واقعا خودش رو چه مودیه! شاید خیلی خوشحال و اوکی بنظر میرسه ولی داره با چیزای عجیب و غریبی تو دنیای واقعی سرو کله میزنه.. یا نمیدونی کسی که یه مدت غیبش میزنه و نیست واقعا حالش چطوره و تو دنیای واقعی داره بهش چی میگذره. پس اگه نمیتونی تو حرف زدنت مهربون باشی. اگه نمیتونی اهمیت بدی. اگه نمیتونی درک کنی. اگه نمیتونی حال کسیو خوب کنی. لطفا قضاوت هم نکن! چون آدم‌ها تو فضای مجازی فقط همون چیزی رو بهت نشون میدن که خودشون انتخاب میکنن پس لطفا جوری وانمود نکن که انگار همه‌ی داستانشونو میدونی!
سخت بود، خیلیم سخت بود، قبلا رو میگم، اون روزایی که به حرفای دیگران اهمیت میدادم، و کاراشون ناراحتم میکرد، یا همش یه گوشه منتظر بودم یکی بیاد و اوضاعم خوب بشه و حالمو خوب کنه، تا اینکه روزا گذشت و فهمیدم همه چی از خودم شروع میشه، ارامش، حال خوب، اینکه به چی فکر میکنی و به ‌کی اهمیت میدی و وقتتو واسه چه ادمایی میزاری، یادت باشه ما فقط یه بار زندگی میکنیم، پس زندگی کن؛ واسه خودت، دل خودت، نه دیگران..
برخلاف ظاهر شوخ، مهربون و اجتماعی که تو مجازی دارم، تو زندگی واقعیم آدمی کاملا منزوی و درون گرا هستم، و ترجیح میدم صبح تا شب تو تختم و زیر پتوم بمونم و به فیلم و سریال دیدن بپردازم و آهنگ گوش کنم و حتی کلمه‌ای با کسی صحبت نکنم.
بعضی وقتا میشینم به گذشته نگا میکنم میبینم چقدر برای آدمای بیهوده وقت گذاشتم، چقدر ناراحتم کردن و به روی خودم نیاوردم، چقدر دلمو شیکوندن و بخشیدم، چقدر باعث شدن از خودم و شخصیتی که دارم بدم بیاد، چقدر از سادگیم ضربه خوردم و حالا همین آدما میگن چقدر عوض شدی، دلیل عوض شدن آدما، خوده آدمان...
میگن آخرین فکری که قبل از خواب میکنید همون چیزیه که تو طول روز ازش فرار میکنید و اولین چیزی که صبح چشم وا نکرده بهش فکر میکنید همون چیزیه که دنبالشید،من چجوری میتونم هم دنبالت باشمو هم ازت فرار کنم؟:)
یه جوری هم مهربون نباشین که تهش بشنوین "مگه من خواستم؟"
هیچکس به اندازه‌ی خودت از درونت خبر نداره
تو که نباشی نه نفس من بند میاد، نه دنیا تاریک میشه، خنده‌های منم قطع نمیشه. اما خب نبود تو درست مثل بهار بدون بارونه، مثل خیابون ولیعصر بدون درختاش، هندونه بدون گل وسطش، جاده شمال بدون قمیشی، مثل ادبیات بدون شعره. میدونی وقتی نیستی همه چی هست، خوشی‌ها پر نمیکشه ولی اون آخیش آخر خوشحالی‌ها نیست، انگار که پای همه چی هست اما لنگ! خلاصه که از نبودن تو نمیمیرم، یعنی راستشو بخوای این روزا هیشکی از نبود یکی دیگه نمیمیره، اما یه نبودن‌هایی با خودش کیف دنیا رو برمیداره و باخودش میبره، همین.
وقتی یکی بیاد دستتُ بگیره از زمین بلندت کنه؛بهت اُمید بده از همه مهم‌تر بهت عشق بده و بعدش بهت بفهمونه که اُمید دادنش واهی بوده؛ چه حسی داری؟..