eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
حرف نمیزنیم میگن چقدر یوبسه. حرف میزنیم مسخرمون میکنن. میخندیم میگن چقدر زشت میخندی و ادامونُ درمیارن. نمیخندیم میگن افسردس. میری تواتاقت غر میزنن که چرا پیششون نیستی. میری پیششون با حرفاشون خوردت میکنن. به کدوم سازِ آدما باید رقصید؟ آدما خستت میکنن! از آدما خسته‌ام. خیلی خسته.
وقتی دیگر میان شما نبودم، به اخرین موسیقی که گوش دادم مراجعه کنید و درد مرا بفهمید. به اخرین کسی که حرف زدم مراجعه کنید و درد مرا بفهمید . به اخرین باری که ساعت ها در اتاق بودم مراجعه کنید و درد مرا بفهمید. به اخرین باری که بی تفاوت از همه گذشتم مراجعه کنید و درد مرا بفهمید. به اخرین باری که بی توجه در زیر باران قدم میزدم مراجعه کنید و درد مرا بفهمید، بی شک دیر است، خیلی دیر، اما حداقل دیگر میتوانید با دیوانه نبودن من کنار آیید.
باد مارا خواهد برد
برای من از فکرای عجیبت بگو، برام از آرزوهاتو اهدافت بگو، از فانتزیات و مورد علاقه هات، از کارای مفید
🌿این عادلانه نیست که خیلی از آدما با چیزای خیلی کوچیک خوشحال میشن ولی کسی رو ندارن که براشون کوچیک ترین تلاشی بکنه تا اونا رو از غمگین بودن نجات بده. -مریم
باد مارا خواهد برد
She lays in her bedroom and she cries؛
Gloomy is Sunday with shadows I spend it all My heart and I have decided to end it all Soon there’ll be candles and prayers that are sad I know؛
مودی بودنم داره حالمو بهم میزنه :)
برگشت گفت الان دیگه دوسم داری؟ خندیدم با صدای بلند نمی دونم چرا وسطای خندم صدای گریه اون بلند شد.
نباشی بازم هستی؛
اون منو داشت،من اونو؛
میدونستید وقتی یه آدمو رها میکنید اونم خودشو رها میکنه؟دیگه خودش نمیشه تا یکی بیاد جمش کنه،حتی اگه تیکه هاشم جم بشه و بهم بچسبن دیگه اون آدم سابق نمیشه.وقتی به این موضوع فکر میکنم می‌بینم منم دیگه اون آدم قبلی نیستم.
تو زندگی‌ من آدما هیچوقت نمیمیرن,اونا تبدیل به یه آهنگ میشن میرن تو پلی لیستم.
از یجایی به بعد میگی خوبم نه فقط واسه‌ی تظاهر نه واسه اینکه نگاه ترحم روت نباشه از یجا به بعد حقیقتا جون نداری بشینی از اول واو به واو بگی و اینکه هرکی اندازه درد خودش تورو درک میکنه و نمیفهمه توی اون دل لعنتی چی میگذره تو اون افکار مزخرفت چخبره فقط میگی خوبم که توضیح ندی چرا نشوی قضاوت نشی کلا دور میشی.
خیلی حس بدیه نتونی به خودت کمک کنی نه ؟ خیلی حس بدیه بعداز بودن با بقیه بعداز خوب کردن حال بقیه حال خودت خراب تراز همشون باشه توی سرت هزارتا سوال بی جواب هست و ته‌اش مثل بقیه میزنی توی سرت چرا اینقدر بدرد نخورم چرا اینقدر بی مصرفم چرا باید همه بزنن توی سرم چرا چرا چرا؟ و ته اش دوبار برمیگردی توی سیاهی وحشی خودت و عذاب میکشی که کسی نفهمه، که دوباره بهش فکر نکنی و این جنگ بین سیاهیی درونت و خودت و مغزت هعی ادامه داره ولی دوباره بهت غوطه ور میشن و دوباره پر میشی از حس منفی بعد فقط با خودت میگی کی آزاد میشی ؟ من الان دقیقا توی این وضعیتم.