eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
میشه از این آمار رد بشیم؟🦕
همه یادشون رفته منو؛
نیاز دارم : یکی بیاد بی حرف بغلم کنه. یکی بیاد که پلی لیستمون شبیه هم باشه. یکی بیاد که از خوردن شیرکاکائو خسته نشه. یکی بیاد که هودیشو بده بهم. یکی بیاد که باهم الستار مشکی زرد بپوشیم. یکی بیاد که بریم بام تا خود صبح اجازه بده لش کنم بغلش. یکی بیاد که ساعت ها بدون حرف زدن قدم بزنیم. یکی بیاد که باهم کف مترو بشینیم. یکی بیاد که بجای دیت تو کافه ببرتم فلافلی. یکی باشه که باهاش دلم خوش باشه به زندگی کردن؛ یکی باشه که بگم مهم نیس هرچی که نیست، مهم تویی که دارمت اگه نشدم نشده، فقط تو باش.
باد مارا خواهد برد
🌿این عادلانه نیست که خیلی از آدما با چیزای خیلی کوچیک خوشحال میشن ولی کسی رو ندارن که براشون کوچیک ت
انقدر خستم که حتی حال ندارم حرف بزنم. انقدر غمگینم که اگه یه نفر ازم بپرسه چته می‌زنم زیر گریه. انقدر نا امید که می‌شه وجود خدارو انکار کرد، انقدر دلتنگ که انگار درحال ذوب شدنم، انقدر کلافه که نمی‌تونم بخوابم، انقدر دلشکسته که هر آن ممکنه تیکه هام زخمیم کنن، و انقدر منتظر که حتی علفایی که زیر پاهام سبز شده بودن هم پوسیدن و از جا کنده شدن. دلم می‌خواد برم روی تختم، پتو رو بپیچم دورم و آروم آروم تموم بشم، دلم می خواد برم تو خیابون و هرکی‌و دیدم یقش‌و بگیرم بگم می‌شه کمکم کنی؟ من خستم، می‌شه برام یکاری کنی؟نمی‌دونم فشارا بیشتر شدن یا من کم طاقت، دلم می‌خواد از همه چی فرار کنم، دلم می‌خواد یه مدت هیچ صدایی نشنوم، هیچ چیزی نبینم، هیچکس صدام نکنه، هیچکس‌و صدا نکنم، من هیچی نمی‌دونم، فقط اینو می‌دونم که تحمل این وضع تقریبا برام غیر ممکنه. چقدر این منی که انقدر کم آورده برام غریبه‌س -آذین
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ مثل ابری سپید بود در آسمان آبی. نمیشد لمسش کنی او را به آغوش بگیری، یا ببوسی‌اش. تنها میشد از دور نگاهش کنی در سکوت دوستش بداری و اجازه بدهی عبور آرام او از روزهایت جهانت را کمی زیبا کند؛☁️🥥
-زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری اونم بهت سخت می‌گذرونه. این ماییم که بهش ارزش میدیم. با همه کمبودهایی که این دنیا داره، زیبایی‌های خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمیشه باهاش جنگید...- 𖡬مغازه خ‍ و د ک‍ ش‍ ی 𖡬-ژان تولی
حاضرم تموم غم هایی که رو دوست داری رو یک تَنه گردن بگیرم ،اما لحظه ای احساس نکنی که هیچ‌چیز خوب نیست،ببین تو حق داری خسته بشی ،کم بیاری ،داد بزنی ،گریه کنی ،زجه بزنی ،اما حق نداری حس کنی هیچی بدرد نمیخوره.چون هنوزم یه سری چیزا و آدم ها ارزشش رو دارن..مگه نه؟مثلا خودِ من؛اینجا منتظرت وایسادم تا حالت از بد بودنِ مطلق در بیاد و بدوم بیام سمتت.نه اینکه بگم میخوام تو روزای بدت تنهات بزارم و برم دنبال خوشیم.فقط میخوام یکم شرایط اروم تر بشه تا بتونم بیشتر وجودم و در اختیارت بزارم.همیشه بهت میگفتم خستگی هات و میخرم.حالا هم شبیه همیشه..تو بفروش ،من میخرم.من هر سختی ای رو به جونم میخرم اما تو احساس بد بودن نباید بهت دست بده.قول میدی بهم هرجا کم اوردی پناهت من باشم؟ منم بهت قول میدم هرجا کم اوردم ،امیدم تو باشی.
یک روزایی هم هست،خسته ای! از همه آدم ها کاش اون روز هیچوقت برای کسی نرسه، تهِ تهِ دنیاس،آدم میرسه به آخرش:) بی کسی،درمون نشدنی ترین دردِ که نمیشه تحملش کرد! بلاخره سنگینیش شونه هاتو خم میکنه وشاید دیگه تا اخر عمر نتونی کمر صاف کنی زیر این بار؛میفهمی‌چی میگم؟!