خودشان تو را به نقطه ای از مُردگی میرسانند که دیگر نتوانی خودت را با چیزی وفق بدهی..و خودشان هم از سکوت و گوشهگیر بودنت مدام کنار گوشت گله میکنند .
باد مارا خواهد برد
Oh, I forgot Its my fault again؛
I need somebody to heal, somebody to know؛
باد مارا خواهد برد
Теперь прошу, ты, пожалуйста, молчи؛
Смотри в глаза и ничего не говори؛
باد مارا خواهد برد
نکنه توهم مث بقیه منو فراموش کردی؟
توهم حواست نبود به من هیچ موقعه،هیجا.
شدیدا احساس میکنم که دارم از پرتگاه میوفتم پایین و به زور با دستام یه جارو گرفتم که نیوفتم، زندگی هم بالاسرم ایستاده و داره پاهاشو روی دستام فشار میده.