شدیدا احساس میکنم که دارم از پرتگاه میوفتم پایین و به زور با دستام یه جارو گرفتم که نیوفتم، زندگی هم بالاسرم ایستاده و داره پاهاشو روی دستام فشار میده.
مسئله اینه که شاید آدم فکر کنه این رفیق همونه، که میشه باهاش درمورد همه چیز حرف زد و حرف زد ، بعد یهو تو یه موقعیت خاص، ببینه اِ نباید حرف میزد!
نیاز دارم یکی بیاد دستاشو بذاره رو صورتم و بگه: ببین. من جبران میکنم همه تنهاییاتو، خب؟ هر چقدر بخوای بهت عشق و اهمیت و توجه میدم پس بیخیال مجازی و این آدمای مسخره. دستمو بگیر باهم بریم یه دنیای قشنگ بسازیم.
باد مارا خواهد برد
اگر بگم میخوام زود بخوابم، یعنی ناراحتم!
یا منو تو اولویت قرار بده یا جمع کن برو.
من دیگه یک گزینه نیستم!
حالم خوب نیست.
تو مغزم جنگه و تو قلبم آشوب.
بعضی از آدما رو دلم موندن، میخوام بالاشون بیارم!
میخوام نباشن، میخوام نبینمشون، میخوام خاطره هاشونم با خودشون ببرن.
دلم میخواد تو این فضایی که معلقم بخوابم، بخوابم،بخوابمو بخوابم.
بخوابم و یادم بره این دردارو
یادم بره خستم
یادم بره چقدر شکستم
یادم بره این دنیای فانی بی ارزش ترینه.
بعضی از آدما وجودشون انقدر قشنگه که نبودشون دنیارو زشت میکنه.
بعضی از ادما واقعا خوبن، اونقدر خوب که نمیتونی بد بودنشونو بپذیری.
بعضی از ادما یه شکلات تلخن که نظر تو خیلی خوشمزن.
پس وقتی یه ادمو خیلی دوس داشته باشی،بدیاش به چشمت نمیان.
من پیامهایی هستم که هرگز فرستاده نشدن
آهنگهایی هستم که شبها تنها گوش دادم
من ورقهایی هستم که نوشتم و پاره کردم
یا همون بغضهایی که توی گلوم خفه شدن
و حرفهایی که هزار بار توی مغزم تکرار شدن و گفته نشدن.
من اشکهایی هستم که با پشت دست پاک شدن و لبخندهایی که هیچوقت واقعا لبخند نبودن
من کسی هستم که هیچکس نمیدونه کی ام...
باد مارا خواهد برد
I need somebody to heal, somebody to know؛
I just wanna run away؛