امروز متوجه شدم دیگه آهنگایی که قبلاً دوستشون دارم و دوست ندارم
امروز متوجه شدم دیگه دلم نمیره برای خوردنی مورد علاقه ام
امروز متوجه شدم دیگه دلم سریال مورد علاقمو نمیخواد
امروز متوجه شدم دیگه برام بهترین خوردنی دنیا شکلات نیست
امروز متوجه شدم دیگه دلم نمیخواد برم بیرون
امروز همه پاستیلای دنیا بدمزه بودن
امروز هوا بد بود
امروز حتی اگر بارون میمود که رنگین کمون درست بشه دیگه قشنگ نبود
امروز حتی تختمو هم دوست نداشتم
امروز طرف سرد بالشت لذت بخش نبود
امروز همه چی خیلی افتضاح بود.
دلم میخواد تو بغلت مچاله بشم
دلم میخواد چشمام تو فاصله چند سانتی چشمات باشه.
دلم گاز گرفتن لپتو میخواد ، دلم میخواد کنارت کرم بریزم و اذیتت کنم
دلم صدای خنده هاتو کنار گوشم میخواد ولی نمیتونم، نمیشه، این فاصله بینمون تمومِ این قشنگیارو ازم گرفته.
امروز یه جا خوندم به محض دریافت پیام از شخصی که براتون مهمه و دوسش دارین، بدنتون شروع به ترشح "سروتونین" میکنه و شما توی طول روز احساس خوبی دارین. خلاصه که امیدوارم شب و روزتون پر از سروتونین باشه.
Be so fucking proud of yourself for all the darkness you went through and despite it all you still choose to heal and shine.
احساسش آبیِ مخملی بود؛
از جنس آب نبات های بلوبری، و اونقدر ملیح که مطمئن بودم اگه گازش بگیرم از زیر لپاش خامهی توت فرنگی میزد بیرون.
هیچ کلمه ای واسه اسم گذاشتن رو نسبتت با خودم ندارم.
تو عمیق تر از همهی کلماتی هستی که آدما بهشون معنا بخشیدن.
تو احتمالا از ماه اومدی، اهل اینجا نیستی.
بگو از کدوم سیاره بخوام تو مال من شی؟ اگه سوسو زدن ستاره های تو قلبمو ببینی.
با بنفش ترین شهاب سنگ ها برات خونه میسازم.
فقط اگه تو بخوای، که بمونی.
باد مارا خواهد برد
یادآوری: خیلی خودتو مشغول کن، تا وقتی برای ناراحت بودن نداشته باشی!
توی قلبم میمونی، همیشه!
من خودمو گم کردم ، خیلی وقته خودمو گم کردم.
من دنبال خودمم، دنبال همون آدمیم که لبخند رو لباش بود.
کسی اون آدمو ندیده؟
افسرده ، منزوی ، از آدم به دور.
اینا اسم هاییِ که منو باهاشون صدا میکنن.اونا نمیدونن.شایدم من نمیدونم.تنها چیزی که میدونم اینه که از این وضعیتِ چرت و تکراری هرروز و هرروز و هرروز داره بیشتر حالم به هم میخوره.
دلم یه چیزی میخواد که نمیدونم چیه.سرگردونم و بیهدف.از درس ، آدما ، فامیل و ... فراریم.
من فقط دلم میخواد حالم خوب باشه.