من خودمو گم کردم ، خیلی وقته خودمو گم کردم.
من دنبال خودمم، دنبال همون آدمیم که لبخند رو لباش بود.
کسی اون آدمو ندیده؟
افسرده ، منزوی ، از آدم به دور.
اینا اسم هاییِ که منو باهاشون صدا میکنن.اونا نمیدونن.شایدم من نمیدونم.تنها چیزی که میدونم اینه که از این وضعیتِ چرت و تکراری هرروز و هرروز و هرروز داره بیشتر حالم به هم میخوره.
دلم یه چیزی میخواد که نمیدونم چیه.سرگردونم و بیهدف.از درس ، آدما ، فامیل و ... فراریم.
من فقط دلم میخواد حالم خوب باشه.
یه فکت روانشناسی میگه هرباری که تو اون رو میبخشی ؛
اون بیشتر از قبل به تو علاقه مند میشه و به همون اندازه ، حسِ تو به اون کم تر میشه.
و میرسه روزی که اون تو رو با همه وجودش دوست داره ، اما تو هیچ حسی بهش نداری.
هیچکس بعد از رفتن کسی نمیمیرد ؛ اگر منظورتان از مردن این است که کسی دراز به دراز بیافتد سینه قبرستان و رسما از دست برود بله ، درست است.
هیچکس بعد از رفتن کسی نمرده!
اما نمیدانم ، اینکه یک نفر بعد از رفتن دیگری هنوز قلبش میتپد ، هنوز نفس میکشد ، راه میرود و حرف میزند اما خیلی وقت است که تمام شده ،
جسمش مانده و روحش مدتهاست دفن شده ؛
نامش چیست؟
فراموش نکن ؛
که جایی بین سلام و خداحافظیِ ما ، عشق بود.
عشقی بسیار زیاد.
فقط فقط خودم میدونم چقدر دلم میخواد با تموم وجود داد بزنم اما نمیتونم.
فقط فقط خودم میدونم چقدر دلم میخواد از ته دلم گریه کنم و نمیتونم.
فقط فقط خودم میدونم چقدر دلم میخواد بگم خستم، اما نمیتونم.