متاسفانه خستم.
میرم بخوابم، بهم زنگ نزن،نگرانم نشو…
من به هفته ها خوابیدن نیاز دارم.
ادمایه افسرده خیلی عاقلن میدونین چرا؟ چون مثل شما رویا پردازی نمیکنن و میدونن هیچ چی قرار نیست درست بشه و هرروز اون قدر مشکلامون بزرگ میشه بزرگ میشه که اون روزای قبلمون اوجِ خوشبختیمون بوده.
باد مارا خواهد برد
بغل با آغوش فرق دارد آغوش آرام است و رسمی بغل؛ سفت است و پر حرارت آغوش برای آرام کردن است و بغل برای
او به این واقعیت رسیده بود که بیچارگی سر چشمه ای است که هیچوقت خشک نمی شود. به همین خیال هم ندانسته دنبال چیز هایی رفته بود که میدانست قرار است خود را پیوسته در آن گم شده احساس کند و بیهوده به خیالاتی خوش بود که اصلا وجود نداشتند و یقینا این همان چیزی است شاید برای همیشه در آن غرق شده است.
_گمشده.
دلم میخواد تو بغلم مچالت کنم
دلم میخواد چشمام تو فاصله چند سانتی چشمات باشه
دلم میخواد گره شدن انگشتات لای انگشتامو داشته باشم دلم میخواد کنارت کرم بریزمو اذیتت کنم
دلم صدای خنده هاتو کنار گوشم میخواد ولی نمیتونم، نمیشه، این فاصله بینمون تمومِ این قشنگیارو ازم گرفته.
ترسناک ترین قسمت زندگی اونجاست که نمیدونی این روزایی که داره میگذره روزای خوبته یا بدت.