eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
I'm lost and might be never found.
ترسناک ترین قسمت زندگی اونجاست که نمیدونی این روزایی که داره میگذره روزای خوبته یا بدت.
روز دخترم مبارک🌱
–گفتی هیچ چیز نمیتونه حست رو نسبت بهم عوض کنه. +شاید هردومون دروغگوییم.
دوست دارم بیشتر بشناسمت ولی از بعدش می‌ترسم. از چیزی که توی وجودم ازت قراره جا بمونه. همینطوریش هم چیزی که ازت اینجاست داره آزارم می‌ده. نمی‌خوام بشناسمت تا منطقه‌ای که از وجودم فتح می‌کنی گسترده‌‌تر بشه. نمی‌خوام هربار که به خودم نگاه می‌کنم تو رو ببینم.
-너 오늘 우울해 보여 +솔직히 늘 아쉽지만 오늘은 숨길 기력이 없었다
اونا همیشه فکر می کردن که من می خوام بحث کنم، اما من سعی می کردم بهشون بگم که چه احساسی دارم.
و سوال من آن است که؛ کسانی که از یاد میروند، به کجا روانه میشوند؟
در اینجا هیچ هم‌نشینی برای صحبت کردن ندارم و این هم خیلی خوب است و هم به معنایی بد. دیدن اتفاقی فردی و گپی واقعاً دوستانه زدن، خیلی خوب خواهد بود. در حالی من نیازی به محاورات ندارم. آنچه من دوست دارم، دیدن لبخند گاه‌گدار کسی است. [ فوریه ۱۹۴۸، ویتگنشتاین/ نامه به نورمن مالکوم. ]
باد مارا خواهد برد
او به این واقعیت رسیده بود که بیچارگی سر چشمه ای است که هیچوقت خشک نمی شود. به همین خیال هم ندانسته
مراسم عروسیش شد آخرین روز زندگیش، شد آخرین جشن عمرش ولی شد مراسم عزای من‌. وقتی که بابونه هارو دادم دستش با تمام وجودش گفت :" بوسه بر خونِ در رگهات میزنم. " بعد از اون چشماش جوری بسته شد که انگار خیلی وقته خوابه. - مارشال.
مایل به 845 تایی شدن؟
هدایت شده از "اوپال؛ 𝗈𝗉𝖺𝗅″
-افسانه‌ی گل اسطوخودوس!- - زمانی که بهار برف رو از مزارع دور کرد، خورشید تابید و رنگین‌کمان ظاهر شد؛ بهار، پرتوهای خورشید و رنگین‌کمان را جمع کرد و روی زمین پراکنده کرد! در جاهایی که رنگ‌های سفید آفتادند بوته‌های کوچک اسطوخودوس ظاهر شدند.. @haiolayyan2