Time is not always a healer
It's sometimes a killer
Who sucks your soul into itself
Untill there's nothing left
Slowly you die, you might even be still alive physically, but it doesn't matter, there's no soul, what's the point of that?
دارم شبیه همون کنترل تلویزیونی میشم که برای کار کردنش باید هی بکوبنش به مبل.
تنها امیدم برای ادامه زندگی، کتاب های نخونده، فیلم های ندیده، سریال های تموم نشده، موسیقی های تکرار نشدنی، کافه های نرفته، قهوه های نخورده، شهرهای ندیده و لذت رسیدن به اهداف تجربه نکرده ست.
"Dégonflé"
دگونفله، اصطلاحی فرانسوی به معنیه آدمیه که از درون احساس تهی بودن میکند و هیچ انگیزه ای ندارد.
او احساس میکند آن قدر از دیگران دور شده است
که دیگر هیچ وقت نمیتواند به آنها نزدیک شود
میبیند میان این همه آدم،او تنهاست
میدانی..
شاید تنهایی انتخاب اوست
I was reading a book when his warm hands shook our shoulders. The warmth of emotion rippled in his eyes. And I felt the tremor in my heart again ...
Beautiful mistress🕯✨