eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
”نورت‌تو‌زندگیم‌تابید.“
تو ذهنِ تنهام صدای گریه میاد. صدای گریه؟ گریه هم صدا داره؟ چقدر برام جدیده همچین صدایی از کیه؟ نمیدونم بخاطر چیه؟ نمیدونم فقط نشستم اینجا توی تاریکی ، رو صندلی و گوش میدم. چه جالب گریه نیست ضجه است انگار نفس کم میاره. یهو قطع میشه و باز دوباره. چرا نفس من کم میاد؟ چرا نمیفهمم این صدا از کجاست؟
بزن بغل میخام خودمو پرت کنم.
don't you know what I am'
منتظرم بارون بیاد تو روز بارونی برم...
i wish i was someone's favorite person.
کاش این روح، جسم زخمدارم را تنها گذارد.
صدای ظریفِ استخوان منی. -دایان دیپریما
ولی قرار بود خواب مایه‌ی آرامشمون باشه؛ نه راه فرار از واقعیت.
جدا شدن با بعضی از آدمای زندگیم بد بود، سخت بود، ولی لازم بود.
روی زمین دراز کشیدم و به هرچیزی که واسه به دست آوردنش ناکام موندم فکر کردم، فکر کردم به رسیدن‌ها، مکان‌ها، آدم‌ها، و حتی عروسک‌هایی که تو بچگیم نتونستم بگیرم، اما در میان آنها اثری از خودم نبود، شاید به‌ دست نیاوردن‌هایم از جایی شروع شد که با خودم فکر کردم بدون اینکه به خودم فکر کنم.
You don't want me anymore...