You think I'd crumble?
You think I'd lay down and die?
Oh no, not I, I will survive...!
میدانی حقیقتا انسان از یک جایی به بعد بدون هیچ چشم داشتی برای این روزگار می رقصد.
یعنی طوری میشود که دیگر دلیلی برای آمدن روز های خوب نمیبیند و یحتمل، اگر هم کسی حامل روز های روشَن باشد عملاً دیگر اهمیتی ندارد.
انگار که چشم هایش را از کاسه در آورده باشند.
به راستی که برای آدمِ کور چه تفاوت دارد در دنیای مقابلش چه ها میشود زمانی که خودش در تاریکی های ابدی به پایان رسیده است؟
Please understand that I'm trying my hardest
My head's a mess but I'm trying regardless
Anxiety is one hell of a problem
She's latching onto me, I can't resolve it
It's not right, it's not fair, it's not fair, it's not fair, it's no fair, it no fair
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم من را فریاد کن..
-احمد شاملو