یه وقتی هست با خودت میگی نشد دیگه چی کار باید میکردم؟
ولی میشنوی که تهِ دلت یکی داره با غم داد میزنه باید میشد، باید میشد، باید میشد.
و حقیقتا این بده..
+من انقد اذیتت میکنم چرا فرار نمیکنی از دستم؟
-مگه میشه فراری شم ازین حسی که دارم بت..
شادیِ کوچکی میخواهم.
آنقدر کوچک
که کسی نخواهد آن را از من بگیرد...
- ناظم حکمت
من کسی رو ترک نکردم من فقط جایی نموندم که مجبور باشم مکررا خودمو یادآوری کنم
از لحاظ روحی نیاز دارم جوری بغلم کنی تمام اون روزایی که نداشتمت یادم بره
هرچی بیشتر میگذره بیشتر دلم میخواد ساکت باشم و در مورد هیچی با هیچکس حرف نزنم