eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
یادت حصاری شد ، دور تا دور مغزم.
از انگشتانش غم میچکید ! خِرخِره ی کدام لحظه را دریده بود ، خدا داند . 13:39
آنا بانوی زیبای سرزمین 'اوپال' امروز همون روزیه که خدا یکی از فرشته هاشو زمینی کرده و چقدر خوشحالم که باهات آشنا شدم امیدوارم تو تموم روزهای عمرت خوشحال و خندون باشی و موفق. مبارکه تولدت:")🌱☁️ |@ooOPAL|
باد مارا خواهد برد
کاش پسر بودم . . ‌. نشون میدادم چطور باید با یه دختر با کسی که دوسش داری و عاشقشی رفتار کنی براش تک
میگفت بودنت بوی نون سنگکِ تازهٔ صبحِ جمعه رو میده، بوی چوب سوختهٔ وسط جنگل، بودنت صدای بارون روی شیروونی چوبی میده، صدای خندهٔ بچه واسه خوشحالی کارنامه، میگفت بودنت بوی وانیل و شکلات داغ میده وسط یه روز سرد زمستون، بوی کولر آبی همراه یه کاسه آلوچهٔ نمک‌زده وسط گرمای تابستون، میگفت وقتی هستی انگار آدم سرِ ثانیه آخر چراغ قرمزو رد میکنه، انگار ثانیه آخری که غذا بسوزه یادش میاد که زیر گازو خاموش کنه، انگار بابات میخواسته مچتو بگیره و در رفتی، میگفت وقتی هستی همون حسی رو داره که بعد از ده ساعت کار میای خونه و لش میکنی رو تخت، همون حسی که جای رد کش جورابتو میخارونی، همون حسی که بچه یه ساله بدقلق، دستاشو وا میکنه که بپره بغلت. میگفت یه‌جوری بودنت خوبه انگار صدای سرخ شدن سیب‌زمینی میده وسط روغن زیاد، صدای جیغ نوجوونی رو میده که کنکور قبول شده، صدای خنده دوتا دوست صمیمی رو میده که صورتشون سرخ شده، بودنت صدای معلم دبیرستانمو میده که میگه «تو نه پشت‌سریت»، صدای کارمند بانکو میده وقتی زنگ‌زده بگه تو قرعه‌کشی برنده شدی، میگفت دوست‌داشتنت یه‌جوری خوبه انگار از خواب میپری ولی هنوز کلی تایم داری بخوابی، حس روزی که رییست فردا رو تعطیل میکنه، یه‌جوری خوبه انگار وسط دعوا جوابای خوب به موقع یادت اومده، انگار وقتی بی‌پول بودی صدای اس‌ام‌اس واریز شنیدی، انگار یکی نشسته واست روز تولدت با پیانو آهنگ تولدت مبارک نواخته، انگار کیف پول و مدارکتو گم کردی و یکی زنگ زده گفته پیدا شده، بودنت یه‌جور خوبه انگار فروشنده بهت کلی تخفیف داده، انگار رفتی ‌رو ترازو و‌ رسیدی به وزن ایده‌آل، انگار اونم همینقدر که دوسش داری، دوسِت داره. "برای او
"زیر دوش فریاد می‌زد" دروغه،همه چی دروغه.حرفا دروغه.فیلما دروغه.زمان دروغه.قصه ها دروغن. تو دروغی.دروغی.یه دروغ بزرگ. مثل وقتایی که واسه عروسکم مادری می‌کردم.مثل اولین باری که تو رویام بوسیدمت.مثل نوازش هایی که هیچوقت نداشتمشون.دروغی مثل خنده هایی که هیچوقت نبودن و گریه هایی که پنهون شدن.مثل تمام وقتایی که بهت می‌گفتم خوبم،اما خوب نبودم. "تا دوساعت بعد شانه‌هایش‌ زیر دوش می‌لرزید."
-چطوری؟ + (همه جا تاریکه، خونم تاریکه، زندگیم تاریکه، حتی حوصله ی کوچیک ترین کاری رو ندارم، تو اتاقم حبسم و هیچ دلیلی برای ادامه ی زندگیم نمی بینم، از آدمای دورم خسته و فراریم، نمی تونم حرف بزنم، نمی دونم از کجا شروع کنم، سرتا پام رو انرژی منفی گرفته و هرچی دست و پا می زنم توش غرق تر می شم، همه چی رو مخمه، همه رو مخمن، اشتها ندارم، ضعیف شدم، می ترسم، بی دلیل اضطراب دارم، فکر داره مغزمو غارت می کنه، چشمام توانایی دیدن چیزای مثبت و نداره، گوشام حرفای قشنگو نمی شنوه، زبونم نمی تونه حرفای خوب بزنه و توی مغزم برای هیچ چیز زیبایی جا نیست، درسو ول کردم، همه چیو ول کردم، صبحا به زور از تختم بلند می شم، شبا وقتی هوا روشن بشه به زور خوابم می بره، حتی نمی دونم دلیل این وضعیت چیه. تحمل کردن خودم برام سخت شده، نمی تونم گریه کنم، نمی تونم هیچ احساسیو بروز بدم تواناییشو ندارم، مثل یک جنازه متحرکم، کسی نمی فهمه، نمی ذارم کسی بفهمه.) خوبم تو چطوری؟
وقتی تا یه سوتفاهم پیش میاد و اون تموم تلاششو میکنه که همه چیز رو برات توضیح بده، نه ازت ترسیده، نه میخواد چیزی رو بپوشونه، نه نیاز داره خودشو به کسی ثابت کنه، نه ! اون فقط داره خودشو به آب و آتیش میزنه که بفهمی چقدر براش مهمی.
آدما؟ فقط چند تیکه گوشته چسبیده به استخون ، با روکشی از پوست ‌؛ یک دهن دارن که تا زمان مرگشون کثیف تر از تونل های فاضلابی میشه ‌؛ گوشایی که به مزخرف ترین کلمات گوش میدن ، مغزایی از کار افتاده که فقط یک دهم اون استفاده میشه ‌؛ چشم هایی که حقیقت جلوشونه ، اما نمیبینن ، انگار روی قرنیه و مردمکشون رو خاک گرفته !
وقتی ناراحته و اشک میریزعه بهش بگو: «چشات قشنگ تر از اینه که بخوای باهاش گریه کنی؛ تو‌ فقط بخند..» قطعا غصه هاش کمتر میشه:))
واژه‌ای هست در ادبیات آلمان ، به اسم fernweh ، به معنای : «احساس دل‌تنگی برای جایی که هیچ‌وقت نبودی ونرفتی.» جایی مثل آغوش..(:
دیدین وقتی از یکی خوشتون میاد قلبتون تندتر میزنه، بدنتون گرمتر میشه و یه حس قلقلک زیرپوستی خوشایندی توی تنتون می‌پیچه؟ پزشک‌ها میگن این‌ها علائم خروج عقل از بدنه.