eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
از یه طرف دوس داری کسی باهات حرف نزنه از طرف دیگه حس تنهایی خفت میکنه./
تو برام پاستیل خرسی بخر من قول میدم باهات همه جا بیام.
از پنجره بوی سوختگی می آید. انگار همین حوالی ، یک نفر تمام گذشته اش را آتش زده. جنگلی را سوزانده ، که یک درخت را فراموش کند . [- حسین حائریان در امتداد کوچه مهتاب]
من؟عصبی ترین فرفری اینجام.
کسی که دوست داشته باشه یه لقبی برات میزاره که نشون بده همیشه براش خاصی.
من چیزی در مورد عشق نمی‌دونم ، ولی وقتی پیامت رو توی نوتیفیکیشنم می‌بینم ، لبخند میاد روی لبام!
باید بپذیریم که برخی افراد برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت بدون اینکه جایی در زندگیت داشته باشند...
‏دوست ندارم برای خواندن، چیزی به تو بدهم. دلم می‌خواهد آن را خودم برایت بخوانم. بله، برای تو خواندنش، خیلی لذت دارد؛ درحالی که دست تو را هم باید در دست داشته باشم. چون داستان قدری ترسناک است نامش مسخ است و سراسر، تو را به وحشت می‌اندازد. - فرانتس کافکا/نامه به فلیسه.
- بعضی از حرفا تاریخ انقضا دارن.
حس می‌کنم که اروم اروم سیاهی تو رگ هام جریان پیدا می‌کنه. تیکه هایِ روحِ شکسته ام رو می‌بینم که پخش شده و تیزیِ هر تیکه از روحم درد رو تو تمام وجودم میاره؛ و جایِ قلبم چاله ی سیاه رنگِ ابدی ای رو می‌بینم که قلبم توش دفن شده. و من همه ی اینارو حس می‌کنم، تمامشون رو. ولی صدایی هست که من رو از نجات دادنِ خودم منصرف می‌کنه. وقتی که شب می‌شه، خودم رو می‌بینم که کنارم مرده؛ ولی من بی صدا گوشه ی اتاقِ سفید رنگم نشسته ام. و تنها سیاهیِ اونجا، منم.
اینکه من الان پر از درد و غم شدم تقصیره منه، نه تو. این درست. اما این بازیِ منه، ‌پس؟ همین دور وایسا و متلاشی شدنم و تماشا کن.