میترسم،
میترسم امشب بمیرمُ
کارایی که میتونست،
میتونست! منُ آدمِ شادتری کنه
انجام نداده باشم.
چقدر بدم میاد وقتی میفهمن حالم بده بهم توجه میکنن.
توجه نکنید،عادی رفتار کنید،انگار که نمیدونید.
با توجه کردنتون فقط رو مخم میرید و دلم میخواد تا میتونم ازتون دور شم.
تو چشای من نگاه کن.
بنظرت من شبیه آدماییم که قراره خوب شم؟
میدونی،بذار بگم.
من از این زندگی متنفرم،از آدماش متنفرم.
از خودم متنفرم،از مادرم برای اینکه منو به دنیا اورد متنفرم.
ولی من ، منی که دارم به زور زندگی میکنم، منی که به زور جلوی اشکمو نگه داشتم ، دارم بخاطر همون مادر به اجبار زندگی میکنم.
من از همه چی این دنیا متنفرم.
روز خوبشو یادم نمیاد،همیشه تهش با غم تموم شد.
تو بم میگی افسرده؟ فکر کردی برام مهمه؟
من مثل تو نیستم که تا ته غرق درد باشم بعد بگم:” وای نه زندگی هنوز قشنگیاشو داره^^”
میدونی چیه؟ نه نمیدونی
یک روز هم می آید که ما از ته دل میخندیم
شاید آن روز ، روز آخر باشد
نمیدانم…
اما میدانم خواهیم خندید در میان این همه درد.
18:00
نشستی روبروم به گریه هام نگاه میکنی میگی قوی باش؟ هوم؟
بزرگیتو شکر…
اما کدوم قوی بودن؟ کدوم قوی بودن؟
اشکامو دیدی؟ درد تو وجودمو چی؟
این درد با بقیه دردا فرق داره ها،این درد مثل اون درد قبلی ها نیستا
این یکی خیلی بزرگه،خیلی خیلی بزرگ.
این سینه لعنتی میسوزه.
میبینی؟ میبینی چجوری اشک میریزم؟
روحم لبه پرتگاهه.
به من بگو چرا نمیبینی؟
تمام آسمان ابر است، که بغض کرده بیصبر است
دو سوّمِ زمین آب است، دو سوّمِ زمین گریه
بگو که «سیییب!» در عکسم، که من همیشه برعکسم!
که توی عکسها خندهست، که پشتِ دوربین گریه...
- سید مهدی موسوی
من همیشه بیشترین آسیب رو از سمت کسی دیدم که خیلی دوسش داشتم.
برای همین یاد گرفتم دیگه کسیو دوست نداشته باشم
دیگه به کسی اعتماد نکنم،ترجیح دادم از نظر بقیه یه سرد باشم.
اینکه کسی نتونه بهم نزدیک بشه خیلی بهتره تا نزدیک بشه و آسیب بزنه و به روی خودش نیاره.