eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از [حࢪف‌ھـــاے‌כݪ!...♡︎]
هدایت شده از -همگناه من-
این عکس-
دهنم رو باز می‌کنم، می‌بندم، باز می‌کنم، می‌بندم آدم برای حرف زدن همونقدر به احساس نیاز داره که ماهی به آب. توی خشکی باز می‌کنه، می‌بنده، باز می‌کنه، می‌بنده
در اتاق به دنبالش گشتم نبود در خیابان به دنبالش گشتم نبود زیر تخت هم نبود،در کمد هم نبود به خانه ی کسی هم نرفته بود حتی در آینه هم نبود پیداش نکردم، سالهاست که به دنبالشم اما پیدایش نمیکنم… انگاری که من ، من را ترک کرده باشد بدون چمدان و خداحافظی.
اونقدر غمگینم که اصلا بیا بکش منو
“بیدار شویم و ببینیم همه‌اش کابوسی هولناک بوده و تمام شده دیگر. بعد پنجره را باز کنیم تا بوی بارون پر شود توی اتاق، چای دم کنیم با چوب دارچین و گل‌سرخ و بگذاریم جادوی صدای بنان پاک کند خاطر را از تیرگی خواب تیره‌گون. بیدار شویم و ببینیم جهان در امن و امان است و همه‌ این تلخی‌ها با طلوع آفتاب پر کشیده.“ -رادیو چهرآزی-
هرکسی یا روز میمیرد یا شب , من شبانه روز - سجاد افشاری
پرسیدی : چرا می نویسی؟ گفتم : خیلی حرف ها هست که نمی توان گفت اما می توان نوشت اما این روزها فهمیده ام خیلی حرف ها را نه می شود گفت ونه نوشت.
«تو می‌دانی كه از مرگ نمی‌ترسم فقط حيف است هزار سال بخوابم و خواب تو را نبینم.»
یادم باشد عاشقِ کسی شوم که شعر را بلد باشد. کسی که بفهمد وقتی ستاره را به چَشمهایش زمین را به آغوشش و بهار را به بودنش تشبیه می‌کنم،یعنی دیوانه‌وار دوستش دارم.