دستم را گرفت و بر روی گلویش فشرد.
گفتم چیکار میکنی؟
گفت بِکَن!
گفتم چیو؟
گفت چنگ بزن، خفهام کرده است!
نه پایین میرود و نه بالا میآید.
این وسط که گیر میکند، دست و پای آدم را میبندد.
نه توان ادامه میگذارد و نه نوای رفتن!
برزخ!
نه پولداری و نه فقیر!
نه دانایی و نه نادان!
پارهاش کن تا نجاتم بدهی!
تا بتوانم تکلیفم را با خود مشخص کنم.
تا زندگانیام را به دست بگیرم، نه به سُخره!
دستانم را از گلویش برداشتم!
نمیدانم! گمونم بغضش را میگفت...
#ماشین_تحریر_موزیکال
#سارینا_نوشت
هدایت شده از 𝐌𝐞𝐦𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐀𝐫𝐭.
چنل داران ایتا؛ممنون می شم این پیامو فور کنید تا چنل هاتون رو پیدا کنم و توی مورد علاقه هام عضو بشم. =)
-عام آره از چنل ها لفت دادم و چنل می خوام. *