محرمم که اومد🥺
قربون اقاجونم برم
امسالم محرمش رو دیدم
امسالم میتونم براش عزاداری کنم
جا هر کسی که مریض داره
برای هر کسی که گرفتاره...
از همه اینا بگذریم باید رفت سراغ کار های محرمی
یه ایده جدیده میخوام ولی پیدا نمیکنم...
انگار اون لامپه بالا سرم روشن نمیشه!.
یه چیزی که خودم و بچه های مجموعه تاحالا اجرا نکرده باشیم....
#شوکا_نوشت
هدایت شده از سو𖧧⊹ฺ
میخواهم بدانی این که امسال
برایت گریه میکند،
همانی نیست که
پارسال برایت اشک ریخته!
خیلی تنهاتر است .
خیلی مستاصل است .
خیلی گُم است .
خیلی پریشان است .
سهم بیشتری از « تُـو »
میخواهد امسال!!
هدایت شده از ملجأ
تقدیم به ایشون
شخصیت:
خیلی ساکت و مرموزه، اما نه از روی خجالت؛ بیشتر چون ترجیح میده همهچیز رو در ذهن خودش نگه داره.
بهشدت وفاداره و اگر کسی رو دوست داشته باشه، تا آخر کنارش میمونه.
ظاهرش مغرور و دستنیافتنیه، ولی در واقع احساسات عمیقی داره که بهسختی نشون میده.
کینهای نیست، اما خیانت رو هیچوقت فراموش نمیکنه.
از آدمهای ریاکار و حرفهای توخالی متنفره.
عادتها:
وقتی در فکر فرو میره، بیاختیار با انگشترها و زنجیرهای دستش بازی میکنه.
شبها بیشتر از روزها بیداره و آرامش خودش رو در سکوت شب پیدا میکنه.
هر وقت ناراحت باشه، به جای حرف زدن، خودش رو از بقیه دور میکنه.
عادت داره احساساتش رو پشت لبخندهای کوچیک یا طعنههای ملایم پنهان کنه.
همیشه چیزی رو به عنوان یادگاری از آدمهای مهم زندگیش نگه میداره.
چند فکت جالب:
حافظهی عجیبی برای جزئیات داره و چیزهایی رو به یاد میاره که بقیه مدتهاست فراموش کردهاند.
ظاهر آراسته و زیورشدهاش باعث میشه خیلیها فکر کنن آدم سطحیه، در حالی که برعکس، بیش از حد عمیق فکر میکنه.
از بارون خوشش میاد، اما از طوفان بیشتر.
اگر کسی بهش اعتماد کنه، رازها رو مثل گنج نگه میداره.
بزرگترین ترسش تنها موندن نیست؛ اینه که برای کسی مهم باشه و بعد فراموش بشه.