eitaa logo
چرایی
433 دنبال‌کننده
121 عکس
10 ویدیو
3 فایل
هرکس چرایی کاری را پیدا کند با هر چگونگی‌ای خواهد ساخت. . باد تنهاست و آنچه را بیشتر دوست دارد بیشتر از خود دور می‌کند. . @bay_gan . اسنیپ مدام در کوچ هستم.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از چرایی
انسان خوب بودن در چارچوب دولت یعنی هر کس که زبانش مثل ما نبود، زبانش را ببریم. — تصاحب تاریکی، بختیار علی
(بودن یا نبودن)
آزار قصدی دیگران‌و به هیچ‌وجه نمی‌تونم درک کنم. خب؟! الان جفتک‌پروندی احساس خوبی داری؟! گونه‌ی عجیبی هستیم.
چرایی
دیروز محض حفظ رد جنگ برای آن دوست دور نامه‌ای ننوشتم. یک سه‌شنبه را جنگ به هم ریخت. امیدوارم آخرین س
دیروز اتفاقی تلگرام وصل شدم. هیچوقت نوشته‌های گذشته‌ام را با چیزهای پر از سرفه‌ای که پس از این زمستان می‌نویسم مقایسه نخواهم کرد. این زمستان تا ابد تا مغز استخوانم را سرد کرد. دوهفته حای عزیزم را احوال نگرفتم. هفته‌ی آینده هفته‌ی آخر سال است. کاش هفته‌ی آخر جنگ هم باشد. مثل یک خاورمیانه‌ای مستاصل هستم. گفتم من مثل ساعات باقی‌مانده از بیست و نه اسفندم‌ که پس از سال تحویل‌اند. نه سال کهنه‌ای که باید برود نه بهاری که انتظارش را می‌کشند. خیلی خسته‌ام. این را جدا می‌گویم. برای حفظ رد جنگ هم خیلی خسته‌ام. برای اینقدر در خانه ماندن هم خیلی خسته‌ام. برای نگرانی هم خیلی خسته‌ام. فقط می‌گذرانم و تماشا می‌کنم. اگنس را. آمه‌لی را. ویلیام را. رنج آنقدر عمیق نیست که مرا به چیزی برساند. حتی این مه هم آزارم می‌دهد. یک مه که خیلی وقت است زندگی را از من گرفته. اعترافات‌ حقیرانه‌ی عمومی! بهار کم کم به زاگرس می‌آید. تن‌پوش سبزش را هر روز پررنگ‌تر می‌کند. و درختان بی‌بهارتر‌ هر روز به بهار نزدیک می‌شوند. یاکریم‌ها صدایم می‌کنند. من آمه را روی میز با انگشت می‌کشم. توی دفتر می‌کشم. توی این آسمان ابری گاه رصد می‌کنم ستاره‌ای را دور که قصد غروب دارد. بهرام را رصد کردم. پرنده‌ها در سقف گیر افتاده‌اند. کلمه‌های شایسته در دفترم. مردگان در گور و من در همینجا. در یک خلا بنیادی. شاید نه. در یک حرکت با سرعتی چند برابر سرعت نور به سوی پایان جهان. غرب آسیا نیستیم. غرب آسیا شکوه دارد. مسجد دارد. بخارا دارد. آتشکده‌های روشن دارد. ازبک کمین کرده لب مرز دارد. دبیرهایی مثل بونصر دارد. توطئه‌ی درباری دارد. بوعلی دارد. ابن مقفع دارد. رابعه دارد. مرو دارد. غرب آسیا نیستیم. خاورمیانه‌ایم. میانه‌ی بلای شرق و غرب و سپر بلایشان. موشک و خرابی و آوارگی داریم ولی آژیر؟! نه.
پنجشنبه. کاش جنگ تموم شه.
عجیب‌ترین اتفاق این چند وقت این بود که دیروز یکی از مراکز فیلترینگ‌و زدن و برای چند دیقه ایمیل‌هام اومدن. در زندگی آدما مهم بودن برام عجیب و جدیده.
سیلی که به ما وعده داده بودن بالاخره اومد.
چرایی
از ما بپرس حال جگرهای خسته را بر ما نمانده‌ حسرت داغ ندیده‌ای.
همه‌ی انجیرهای جهان به تو می‌رسند.
چرا پیش از پایان به سوی در خروج بشتابیم؟!