امشب میخوام در بارهی V2 بخونم
برای شماهم میزارم چون لایک cant keep it to my self و اینا
V2 اولین موشک بالستیک هدایت شونده دور برد جهانه
و به این معروفه که سریع تر ۴ برابر صوته و اولی شئ که به لبه اتمسفر سفر کرد از جو خارج شد و چیزی تا ۱۲۸ مایلی زمین صعود کرد
طول بدنه موشک ۱۴ و قطرش ۱.۶۵ متر شه
بدنه اش تشکیل میشه از ورقه های فولادی نازک دور یه چارچوب فولادی محکم
وزن موشک به طرز غیر قابل باوری ۱۲۵۰۰ کیلو بوده یعتی چیزی معادل ۱۲ تن
۴ تا سکشن اصلی داره
کلاهک جنگی
سکشن تجهیزات
سکشن مرکزی یا سوخت
و دم
کلاهک جنگی شامل خرج انجازی و فیوز بود
که فیوز ها دقیقا زیر دماغه وصل شده بودن
تو کلاهک ۹۱۰ کیلو گرم آماتول( ۶۰ درصد تی ان تی و ۴۰ درصد نیترات امونیام) لود شده بود که ۲ تا منفی داشت
یک اینکه از تی ان تی خالص ارزون تر بود
و سطح تحمل گرمایی بالا ترین داشت( تحمل حرارت)
سکشن سوم متشکل از ۲ تا مخزن آلیاژ آلومینیوم_منیزیم که مخزن بالایی و بزرگ تر( B_stuff) با سوخت که ۷۵ درصد اتانول و ۲۵ درصد آب بود( عملا اب الکل)
و دومیش پایین مخزن اولی ( A_ stuff) با سوخت کریوژنیک( فوق سرد) اکسیژن مایع پر شده بود
اکسیژن مایع اکسید کننده هستش( به تنهایی سوخت نیست)ولی بدون اون احتراق انجام نمیشه همین الانشم استفاده میشه چون گرون نیست و فراوانه نسبت به هیدروژن مایع چگالی کمتری داره در نتیجه مخزن کوچکتر براش جوابه و سمی هم نیست
دور این دوتا مخزن بالایی پشم شیشه عایق بندی و با گیره های چوبی فشرده میشده تا موقع پرتاب مخازن تکون نخورن
پایینی ترین بخش هم که دم بود
مجموعه توربوپمپ موتور اصلی لوله کشی سوخت، فنجانی های پخش اکسیژن مایع
و نازل اگزوز همش توی این بخش هست
خب خب ببخشید ایجا یهویی مهندسی میشه من qualified نیستم که برای کسی توضیح بدمش میتونید کار کلی موتور رو داخل یوتیوب از ویدئوی inside the V2 nazi wonder weapon ببنید
و اینکه توی دم ۳ تا محفظه سوخت برای توربوپمپ و تمیز کاری خشک وجود داره
حالا نحوه لانچ
لانچ از روی میز شلیک انجام میشده
(عکسشو میزارم)
این میز از ۴ تا پایه قابل تنظیم تراز سطح شیب دار با یه هرم برای متعادل سازی تا شرما و نیروی شدیدی توسط موشک تولید رو به تعادل برسونه و تضمین میکرد تجمع گاز وجود نخواهد داشت
که موشک از حالت عمود خارج نشه
موشک ها با تریلر millerwagen به این میز منتقل میشدن
که توسط یه تراکتور پرخ دار ۱۰۰ اسب بخار یدک کشیده میشد
بعدش با نیتروژن از نبود نشتی مطمئن میشدن( تمیزکاری خشک)
محفظه های سوخت پر میشدن
تو مرحله بعد millerwagen جدا و دور میشد
دوباره از عمود بودن موشکل اطمینان حاصل میکردن
و بعد جرقه شلیک از طریق سیستم کابل کشی موقت به موشک منتقل میشد
بعد از اینکه توربوپمپ ۳۸۰۰ rpm( دور بر دقیقه یا محیط بر دقیقه)
میچرخید و به فرمانده پرتاب اطمینان میداد که سالمه بعدش
کلید رانش رو که میزدن کلا موشک ۷۰ ثانیه سوخت داشت
وقتی به محدوده ارتفاع و شیب میرسید
حسگر ژیسکوپ ها به یه دستگاهی به نام PIGA وصل بودن تا در زمان نیاز فرمان خاموش کردن موتور رانش رو اجرا کنه
بعدش هم که با کمک محاسبات اون کامپیوتر آنالوگش توی مسیر بالستیکش ادامه میداد تا فرود بیاد
از نظر جنگی به درد مناطق بر جمعیت مثل لندن میخورد
چون ۱۱ تا ۱۷ کیلومتر خطا داشت( با این وجود خفن زمانه بوده هاا)
و خیلی دیر به مرحله اجرایی رسید تقریبا پاییز سالی که جنگ جهانی دوم تموم شد (۱۹۴۴)
بعدا روسیه فرانسه و انگلیس به پروژه های توسعه اش علاقه نشون دادن
با وجود اینکه موشک گرونی بود( تقریبا یک میلیون دلار با هزینه الان)