ادبار
https://ble.ir/mardombot?start=502288903
از حق بودن این نتیجه همینقدر بگم که من یه تایمی برای خودم اسم مستعار عمار انتخاب کرده بودم.
بابام در و تخته دیده و الان گیرداده که پاشو بریم تست دیانای بدیم تو ممکنه دختر ما نباشی.
خواهرم گفت یبار خونه مامانبزرگم بودیم، بعد داشتن حرف میزدن، مامانبزرگم میگه اره وقتی بابای زهرا(اسم بابامو گفت) پیدا شد فلان. بعد خواهرم گفت من یهو پشمام ریخت برگشتم به بابام نگاه کردم.
بعد عمم قیافه خواهرمو میبینه از خنده شهید میشه و از موقعیت استفاده میکنه میگه ای وای تو مگه نمیدونستی باباتو ما پیدا کردیم؟
بعد مامانم خواهرمو از دریای جهالت نجات میده و میگه که تو لهجه، به دنیا اومدن رو میگن پیداشدن.