اره بچها. همچی رو شنید خانومه. دوستم میگفت یعنی اولشم بلند صحبت کردیم؟ گفتم همچی رو شنید زینب. همچی. از اول تا آخر.
داداشم خیلی رندوم اومد تو اتاقم و ازم پرسید تو هشتاد و چندی؟ و بهش گفتم و پرسیدم برای چی؟ گفت همینجوری و رفت.
Should i be worried?
ادبار
بچها این بالای قسمت گمشدگان بود. بچها اینو ببینن یبار دیگه گم میشن.
هم شما رو بچها صدا کردم، هم اون بچهایی که گم شدن. شماها بچهای منین.