eitaa logo
دانلود
و دقیقا ساعت ۵ و ۱۶ دقیقه رسیدم دانشکده.
شما حساب کن من با تخفیف دو ساعت تو راه بودم.
سرم گیج میره ذوستان از صبح دوتا چایی خوردم.
یذره هم خوابیدم.
‌
‌
حالا بعدا که دفترو خوشگل چیدیم هم بازم براتون عکسای خوشگل میفرستم.
منظورش چیبود این حرفو زد.
بچها ولی من امروز سر یه چیزی یاد نارنگی افتادم. چون اسم کاراکتراشونو یادم نیست به اسم واقعیشون میگم😭
جدی اون تیکه داستان که نشون دادن ایو(دختر) لی جون یونگ رو ول کرد چون نمیتونستم بین اون و مامانش یکی رو انتخاب کنه خیلی درست و مهم بود😭
یکی از فوبیا های همیشگی من اینه که با کسی ازدواج کنم که مثلا مامانش با من حال نکنه و اینم جرئت نکنه چیزی بگه و از زن و زندگیش دفاع کنه، و این اصلا چیز فانتزی نیست. یه چیز ضروریه و از هرکسی میخواین بپرسین. مرد نباید با مامانش دعوا کنه ولی باید حد و حدود خانوادش و زنش رو مشخص کنه دیگه. مثلا مامانش نباید واقعا کنترلش کنه من نمیفهمم. اصلا این سریال درسته خیلی رویایی بود ولی واقعا نکات خوبی رو میگفت😭 حتی پارک بوگوم هم با اینکه تو روی مامانش وایساد ولی بازم تا اخر مامانش با اینا بود دیگه. خیلی درست داشت برخورد میکرد، هم حرمت و شخصیت زنش رو نگهمیداشت، هم مامانشو. یعنی مثلا از اینور بوم نمیفتاد هیچی به مامانش نگه، از اونور بوم هم نمیفتاد که دیگه مامانشو کلا بذاره کنار. من نمیدونم چرا متعادل و درست رفتار کردن برای ما شده فانتزی. یعنی مثلا حتی توقع داشته باشی طرف مقابلت از خودش عزت و شخصیت داشته باشه و عروسک نمایشی مامانش نباشه، متهم میشی به اینکه داری زیادی فانتزی رفتار میکنی و چمیدونم خانواده شوهر رو نمیشه دور انداخت و عرضم به خدمتتون که ذهنت تحت تاثیر این دارک رومنسای سمیه و فلان و بیسار. یک کلمه دوستان، تعادل.