eitaa logo
شالگردن‌قرمز彡☆
77 دنبال‌کننده
848 عکس
303 ویدیو
9 فایل
به فدایِ رویِ گل‌نرگس عجل‌الله‌تعالی‌فرجه/⁦☆ 🇮🇷 دلتنگ امام رضا و رهبر شهید/محو جنگلای شمال/محمل اسکچ‌بوک های بیشمار/دلدادهٔ‌ نجف/منتظر ظهور؛
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از MoWji 🌊
24.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[مراسم تشییع شهدای اقتدار ایران.] هفتم تیر ماه ۱۴۰۴...
هدایت شده از MoWji 🌊
گویی هرگز دنیایی نبوده و گویی پیوسته آخرت بوده...
هدایت شده از Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
داره چشای من میباره، بی عمو زندگی نداره؛ ادامه ای برای من مثل داداش بی کفنم، کاش مینوشت بابا حسنم؛ یه نامه ای برای من...💔
هدایت شده از Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
Javad Moghadam01 Javad Moghadam - Shabe Panjom Moharram 1393.mp3
زمان: حجم: 3.1M
اسیر درد این راهم، به خدا مرد این راهم منو به دست نیازی نیست؛ که نوه ی یداللّهم گوشه نگات گرفتش ازم، محبتات گرفتش ازم،تاب و تب یتیمی رو جلوتر از تو پر کشیدم، خدارو شکر که من ندیدم، دومرتبه یتیمی رو میرم که آبرو بگیرم... تو بغل عمو بمیرم... عمو عمو عمو حسین جان...
هدایت شده از مسواک|Messwak
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلا دیدی که حاجی‌زاده هم رفت... @Messwak
هدایت شده از شالگردن‌قرمز彡☆
شبت بخیر غمت نیز. اللهم عجل لولیک الفرج 🇮🇷🇵🇸
شالگردن‌قرمز彡☆
خیلی اینو دوست داشتم.
من یطلک بتل آبیب یعنی نصرالله قریب:)
[قاسم پسر حسن] حسن بن علی در همهٔ مدینه شهره به زیبایی است. بلندقامت و پهن‌شانه. با ریش‌های پرپشت و چشمانی درشت. مردم برای تماشای چهره او اطرافش جمع می‌شوند. مردان گاه دخترانشان را برای ازدواج به او عرضه می‌کنند. چشم همه شهر، از مرد و زن خیره به جمال اوست و دشمنانش حتی، محو این همه زیبایی‌اند. حسن به چیز دیگری هم اما شهره است. به شمشیرگردانی‌های خیره‌کننده و تاختن‌های بسیار در جنگ‌. در جمل شیر غرّانی بود. غبار سم اسبش، تمام صحنه را تیره کرد. یله و تنها به قلب سیاههٔ سپاه دشمن رفت و شتر فتنه را پی کرد. شالوده سپاه ناکثین از هم پاشید. آن زیبایی فوق‌النهایه و آن شمشیرچرخانی بی‌نظیر دندان‌قروچه‌ شد، کینه‌ شد، حقد شد و نشست توی دل کریه‌المنظرهای حسود شکست‌خورده. پسری سیزده ساله، کشیده و استخوانی، سیاه‌چشم و پهن‌شانه با صورتی سپید و درخشان از خیمه بیرون می‌جهد. در غایت زیبایی. ماه‌پاره. وَ کانَ وَجهه کَفلقَة القَمر. سوار بر اسب در میانه میدان، شمشیر می‌گرداند و حریف می‌طلبد. شمشیر می‌گرداند و فریاد می‌کند. منم قاسم پسر حسن! همهمه در سپاه کفر می‌افتد. حسن. حسن. صدای هزاران «سین» از تلفظ اسم حسن در سپاه می‌پیچد. دندان‌قروچه می‌شوند. کینه‌ها و حقدها باز زنده می‌شود. کریه‌المنظرهای حسود، بدنظرهای پلید چشم دیدن جوانک را ندارند. پس زخم به صورتش می‌زنند. باز شق‌القمر. و می‌دانند که او بعد از پدر، شیرینی دل بنی‌هاشم است. پس کندوکندو می‌کنندش. گویی که ظرفی عسل در میان میدان شکسته. گویی که انتقام شیری دلیر را از غزالی جوان می‌گیرند. ق ا س م. پسر حسن! «مهدی مولایی»