هدایت شده از ᴿᵘᶻᵉ 𝙁𝙚𝙠𝙧 | روضهفکر
چوبی که
قرار بود
گهواره شود،
شد تابوت..
𝘴𝘶𝘮𝘮𝘦𝘳 𝘥𝘢𝘺𝘴 ๋࣭ ⭑⚝彡
نمیدونم خیلی حس غریبی میده این نقاشی ها.
اثر جدید آقای روح الامین به اسم "آل نبی":)
𝘴𝘶𝘮𝘮𝘦𝘳 𝘥𝘢𝘺𝘴 ๋࣭ ⭑⚝彡
My biggest flex is living next to mosque.
یهو از مسجد صدای مداحی" دلم تنگ شده برای نجف"امد 💔
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
زنهای شهر برای عیادت آمده بودند. با ظرفهای شیر و شوربا زیر چادر. زن مریضه، رنگ و رو نداشت. نای حرف زدن هم. رنجور و نحیف. انگار تنی زیر ملحفه نبود. امیدش دادند که انشاءالله زود خوب میشود. وقت رفتن، زنهای مدینه در آستانه در چادر به دندان گرفتند و آرام پچپچه کردند که او رفتنی است. امروز اگر نرود، فردا حتما خواهد رفت. رنگ مرگ به چهره دارد. و از در بیرون زدند. حسن پشت در خانه حرفشان را شنید. همین.