شالگردنقرمز彡☆
An old one.
نمیدونم واقعاً حدسم اینه که مال تابستون پارساله.
دوست ندارم اردیبهشت زود تموم شه ولی دوست دارم تابستون زودتر بیاد(از گرماش بدم میاد ولی تعطیلی شو میخوام).
هدایت شده از بینهایت
بینهایت برای پنجمینبار،
در غمِ شهادتِ یک بینهایتی!💔
محمدحسین!
پسرِ سختکوشِ خونوادهی بینهایت...
تو از اون بچههایی بودی که تو هر میدونی، هیچجوره کم نمیذاشتی!
از مسیرِ دوره مجازی بینهایت تا ایستگاهِ
آخرش رفتی و به همونم راضی نشدی؛
تا دورهی تکمیلیِ بینهایت که پایِکار بودنت رو ثابت کردی!
از حضورِ گرمت تو دورهمیِ استانیِ زنجان، تا پیشقدم شدن برای «بینهایت همکاری» و امضایِ آرزویِ دیدار با رهبر شهید...
انگار از همون روزا داشتی دلت رو برای دیدارهای خیلی بزرگتر آماده میکردی. :)
تو با دان ۳ رزمی و بدنی که برای روزهای سخت ورزیده بودی، رفتی تو دلِ خطر؛ گُردانِ تخریب...
۱۱ اردیبهشت، روزی که قرار بود معبرِ امنیتِ هموطنهات رو از مهماتِ عملنکردهی جنگ پاکسازی کنی، یه انفجارِ ناگهانی باعث شد حضرتِ دوست، معبرِ آسمون رو برای تو و ۱۳ دلاورِ همرزمت باز کنه.
خوشبهحالت محمدحسین که خدا رزومهی ۱۸ سال زندگیت رو پسندید و پیشوندِ شهید برازندهی اسمت شد. سفرت به آغوشِ امامرضا علیهالسلام بخیر.❤️🩹🥺
ـ محمدحسین سودی؛ شهید بینهایتیِ دهههشتادی،
اردیبهشتماه ۱۴۰۵ | زنجان
♾️ @binahayat_ir