Доня💭فور:عزل
جوروی کثافط عذاب وجدان گرفته بودم
موقع گفتن حقیقت چقدر خا&یه کرده بودیم
Доня💭فور:عزل
هستی واقعا دوستت داشت 😭
اه اره
به خودمم گفته بود ولی چون میترسیدم لو برم سیگما بازی در آوردم و سرد بر خورد کردم
Доня💭فور:عزل
توی گوت قرار بود پشت من باشی
من نمیدونم چیشد اف شدم برگشتم دیدم همه دارن میکنن همو