eitaa logo
[عُـشاقُ الحُسِین❥︎︎]
400 دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
1.1هزار ویدیو
40 فایل
‌‌‌‌تنہابہ‌شوق‌ڪرب‌وبلا‌میکشم‌نفس دنیاےِبی‌حُ‌ـسِین‌بہ‌دردم‌نمیخورد")💔 الهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🤲🏻 ┅═══••✾••═══┅ راه‍ِ‌ ارتباطے: ☑️ @Mahdi1220 ⤵️جهت تبادل و تبلیغات @ya_hossien110 ⤵️همه کانال های ما @ya_hossien134 @Jok_city134 @steker128
مشاهده در ایتا
دانلود
[عُـشاقُ الحُسِین❥︎︎]
👑💛👑💛👑 💛👑💛👑 👑💛👑 💛👑 👑 #part98 عاشقی زودگذر داشتیم حرف میزدیم با حمید که یه هویی خارج از اون بحث گفت=
👑💛👑💛👑 💛👑💛👑 👑💛👑 💛👑 👑 عاشقی زودگذر بالاخره موقع شام شد و بابا و بابا حسین هم اومدن... با بابا ایناهم سلام علیک کردیم... مامان اینا سفره رو انداختن... مامانم رو صدا زدم و بهش گفتم=مامان من برم تو آشپزخونه شام بخورم، اخه با این لباس ها و کفش نمیتونم بشینم سر سفره مامان=باشه برو به حمیدم الان میگم بیاد +کجا رفته مگه؟ مامان=رفته پایین پیش کارن و کیان +چرا اون دوتا نمیان بالا مامان=داشتن کمک عباس و اقا عسگری میکردن ها.‌‌.. رفتم آشپزخونه سر میز نشستم ابوالفضل اومد تو آشپزخونه و خیلی خشک و سرد گفت=خاله میگه پارچ آب رو بده منم بی تفاوت بلند شدم و داشتم یخ ها رو توی اب میریختم که گفت=بالاخره کار خودت رو کردی اره؟ +من هم به خاله و مامانم گفتم که فقط شما رو به چشم پسر خاله میبینم همین....و به گوش جنابعالی هم رسیده ولی چرا متوجه نمیشی خدا میدونه؟ ابوالفضل=میخوام از خودت بشنوم... یه هویی حمید وارد آشپزخونه شد و گفت=چی میخوای بشنوی؟ کیانا چه خبره اینجا؟ ابوالفضل=این موضوع هیچ ربطی به شما نداره پس برو... حمید=فعلا این تویی که باید بری بیرون ، یالا ابوالفضل=من کار دارم با کیانا باید یه چی رو بهم بگه حمید=پسوند خانم رو بزار بعدشم کیانا با کسی کار نداره ابوالفضل=تو تعیین تکلیف نمیکنی ، بگو کیانا سریع اوضاع خیلی داشت بد میشد.... +هرچی حمید میگه درسته،من کاری با شما ندارم،هرچی که باید متوجه بشی هم قبلا گفتم... شماهم برو ابوالفضل=انقدر دروغ نگوووو من که میدونم از لج این کارو کردی +از لج کییی هاااااا؟؟؟ ادم باید با کسی که دوست داره زندگی کنه ، من‌ به تووو هیچ حسی ندارم اینو تو کلت بکن حمید اعصابش خورد شد و یقه ابوالفضل رو گرفت و گفت=دفعه آخرت باشه به زن من دروغگو میگی ها.... ابوالفضل=اخه کیانا این سپاهی ماموریت بهش بخوره میره ، میخوای با کی زندگی کنیی تووو ، یه هویی میره و دیگه هم بر نمیگرده ها میخوای خودت رو بدبخت کنی ارهههه +زبونت رو گاز بگیر ، به تو هیچ‌ربطی نداره برو بیرون ابوالفضل=به خدا نمیزارم این زندگی سر بگیره فقط ببین... اومد حرف بعدی رو بزنه که حمید محکم زد تو صورتش که خیلی وحشتناک بود... حمید از عصبانیت شدید تمام بدنش میلرزید و چشماش کاسه خون شده بود... خیلی قیافه وحشناکی داشت... ابوالفضل هم که فقط داشت نگاه منو و حمید میکرد... تنها کاری که میتونستم انجام بدم این بود که سریع زنگ زدم به کیان و گفتم زود بیاد بالا..‌.. کمک حمید کردم بشینه رو صندلی و سریع براش یه لیوان اب ریختم و به زور بهش دادم... لباش قفل بودن انگار به زور اب میخورد... فکر نمیکردم در این حد دیگه رو ناموسش حساس باشه.... مامان وارد آشپزخونه شد و گفت=ابوالفضل اب چرا نمیاری ، حتما گرم صحبت با حمید شدی مامان اصلا حواسش نبود چون رفته بود از تو یخچال وسیله بیاره و اصلا ندیده بود اوضاع رو... در یخچال رو بست و یه هویی گفت=خدا مرگم بده چی شده؟ +هیسسس مامان آروم؛ از خواهر زاده عزیزت بپرس ، نگاه کن چه بلایی سر حمید آورده....ازش بپرس چه حرفایی به حمید گفته... مامان نگاه ابوالفضل کرد و گفت=تو چرا صورتت قرمزه +حقش بود مامان ، تازه کمش بود مامان=کیانا چی شده ها؟؟؟ موضوع رو بهش گفتم که سر تاسف تکون داد و رو به ابوالفضل گفت=واقعا که متاسفم... حمید بلند شد و با صدای خش داری روبه من گفت=کیانا تا ده دقیقه دیگه لباسات رو عوض کن بیا پایین مامان=پسرم وایسا الان اعصابت خورده یه لحظه وایس حمید رو به مامان گفت=مامان جون من خوبم ، فقط میخوام برم بیرون بادی به سرم بخوره ، میخوام که کیانا با خودم باشه چون اعتمادی نیست تنهاش بزارم اینجا... بعد نگاه به ابوالفضل کرد و رو به من گفت=کیانا گفتم برو لباس بپوش.. سریع لباس هام رو با یه مانتو ابی پوشیدم و یه شال مشکی هم پوشیدم شلوار مشکی... رفتم بیرون که دایی امیر اومد سمتم... دایی امیر=چی شده کیانا کجا میری،صورتت چرا رنگش پریده ، غذا خوردی؟ وایی خدا چرا همه انقدر سوال میکنن +خوبم دایی هیچی نیست، حمید بیرون کارم داره دایی امیر=با این لباس بیرونی ها؟ +دایی بخشید بعدا بهت میگم دایی امیر=حتما... کفشام رو عوض کردم و یه کتونی مشکی هم پوشیدم... رفتم پایین که کیان رو دیدم +چرا تو نیومدی بالا ها؟ کیان=دوستم اومده بود اینجا کارم داشت، حمید چش بود؟ +از مامان بپرس فعلا کیان=کجا میری؟ +حمید کارم داره گوشیم زنگ خورد که شماره ناشناس بود...کیان گوشی رو گرفت و جواب داد=بله... سلام خوبی....اره اینجاس....تو کجایی... باشه بهش میگم....فعلا +کی بود کیان=حمید، گفت بهت بگم بیایی بیرون منتظرته +شماره منو از کجا آورد؟ کیان=نمیدونم حالا بیا برو الان اعصابش خورد میشه رفتم بیرون که تو ماشین بود... رفتم نشستم که راه افتاد... 👑 💛👑 👑💛👑 💛👑💛👑 👑💛👑💛👑 نویسنده📝
در آمار430پرداخت داریم❤️ زیادمون کنید🍃 •┈┈••✾❀🍃🩹🍃❀✾••┈┈• ̪̺͍̽ @ebrahimdelhaa ͛ ⃔ •┈┈••✾❀🍃🩹🍃❀✾••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🤲 روز ششم ماه رمضان ❇️ ای خدا مرا در این روز به واسطه ارتکاب عصیانت خوار مساز و به ضرب تازیانه قهرت کیفر مکن و از موجبات خشم و غضبت دور گردان به حق احسان و نعمت‌های تو به خلق ای منتهای آرزوی مشتاقان.
﷽ ✨صبحها مےڪنم ازعشق نگاهے بہ حسین ✨مےڪنم باز از این فاصلہ راهے بہ حسین ✨ڪردم امروز سلامے ز سر دلتنگـے ✨مُردم از حسرٺ شش‌گوشه الهےبہ حسین سلام ارباب خوبم✋🌸
‌‌- شھـٰادت‌یعنۍ: متفـٰاوت‌بھ‌پـٰایـٰان‌برسیـم! وگرنھ‌مرگ‌پـٰایـٰان‌همہ‌ۍقصہ‌هـٰاست . . !(:✨ •┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈•
{🦋💙} تو دَر میانِ جَمعی وَ مَن دَر تَفَکُّرَم کَان دَر کُجا بَرآیَمُ و پِیدا کُنَم تُو را…🥀
هدایت شده از دختران زهرایی❥︎
https://pay.eitaa.com/v/?link=bL4Or بفرمایید اینم هدیہ 10 ✨:)) براے فعال شدن این پول باید کانال دختران زهرایی بشه 1k 😍:) https://eitaa.com/joinchat/212730020Cc6ad1aa4cf بفرما بزن رو پیوستن 🌱 یادت باشه برای 10 بانو و یک کانال بفرستید تا برسیم و چند تا از این پرداخت برای ۱۰ بانو بزارم ☺️
🕊بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ🕊 ☀️اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ ، وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُوَضاقَتِ الاْرْضُ ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ ، وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى ، وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ ؛ اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، اُولِي الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُم فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ ؛يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِياني فَاِنَّكُما كافِيان وَانْصُراني فَاِنَّكُما ناصِرانِ؛يا مَوْلاناياصاحِبَ الزَّمانِ ؛الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ ، اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني ، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ ،الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل ؛يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ☀️ 🌸 🌸 🌸 🌸 ••✾❀🍃🩹🍃❀✾•• ̪̺͍̽ @ebrahimdelhaa ͛ ⃔ •••✾❀🍃🩹🍃❀✾••