5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارشاد و تادیب رو ایشون جواب داده، چرا که کلمات دیگری غیر 💩 هم یاد گرفته ...
و اما درمان مرض خود تحقیری و غربزدگی اش هم راهکار داره
و البته اینکه در مراحل تادیب انگار عوامل پشت صحنه اش هم برای همیشه تادیب شدند. از زمان جلب بابت پاره ای توضیحات، با موبایلش فیلم میگیره و خودش کارگردانی میکنه🤕 احتمالا نویسنده متن های فحاشی اش هم مانند عوامل پشت صحنه تادیب طولانی مدت شده
✍ مـحـمــ🔆ــد
میدونید چرا در مورد اتفاقات ایذه نمی نویسم ؟!
چون این خون ها ریخته شده در فتنه حجابی هستند که مسئولین نمی خواهند حفظش کنند...
بی حجابی عادی شده دیگه ...
وقت هایی که خیلی ناراحتم زبانم بسته میشه
شبکه یک مستند « فراخوان خونین» از اتفاقات شب شهادت کیان پیر فلک پخش کرد. چند نکته:
چرا زودتر پخش نشد ⁉️‼️
در بررسی دوربین های محل حادثه معلوم شد دوربین های شهری که توسط تروریست ها از کار افتاده بود، دوربین مغازه ها از چند روز قبل توسط خود کسبه از کار افتاده بود، چرا⁉️‼️
جالبه که یکی از کسبه خیلی واضح گفت: خاموشش کردم گزارشگر پرسید چرا گفت: برای اینکه نیروهای امنیتی نیان بخوان فیلمش و بگیرن برای بازدید... این همکاری کسبه با تروریستها نیست پس چیه⁉️‼️
در اون شب چهار نفر دیگر هم شهید شدند و فقط مادر کیان معتقده نیروهای امنیت شلیک کردن
جالبه که تا حالا هیچکس مستند و گزارشی از بقیه خانوادهها تهیه نکرده است. آیا در این تک صدایی خانواده پیر فلک، عمدی وجود داشته یا صرفا غفلت بوده⁉️‼️
مجروحین امنیت و نیروهای حامل مجروحین در بیمارستان توسط تروریستها مورد ضرب و جرح قرار گرفتند و اثری از نیروی انتظامی، حراست بیمارستان و ... برای دستگیری نبوده ⁉️‼️
جو این شهرستان چرا اینگونه است که اشرار یکه تازی میکنند و کسی جرات مواجهه ندارد⁉️‼️
نکته ی بسیار قابل تامل مستند «فراخوان خونین» خاموش کردن دوربین های مغازه ها توسط خود کسبه ی محل ترور بود.
این اقدام کسبه و به یاد آوری حرفهای مادر کیان در روزهای اول که میگفت « به شوهرم گفتم زود بریم تیراندازیه» و صحبت یکی از کسبه که خیلی واضح گفت: خاموشش کردم. گزارشگر پرسید: چرا کسبه با رضایتمندی گفت: برای اینکه نیروهای امنیتی نیان بخوان فیلمش و بگیرن برای بازدید... ، این احتمال را قوی می کند که همه از برنامه مطلع بوده و در همکاری با تروریستها یا به توصیه و تهدید آنها دوربین های مغازه ی خود را خاموش کرده اند.
دقیقا به همین دلیل که الان حقایق این ترور توسط همان چند دوربین موجود شهری و ساختمان های دولتی برملا شده است.
🔴 نمیدونم و نمیگم این نظریه یهودی بودن علت تعطیلی شنبه ها درسته یا نه، اما از اونجا که در دین ما توصیه شده به روش دشمنان عمل نکنیم ما مخالف تعطیلی شنبه ها که تعطیلی یهودیاست، هستیم.
در ضمن به بهانه همسویی با تجارت جهانی در تعطیلات، شنبه رو تعطیل کردن یکم بو داره چون تعطیلات جهانی یکشنبه است نه شنبه !!!!
خانم خادم حرم امام رضا علیه السلام تعریف کرد: در محل خدمتم بودم که دختر خانم جوانی وارد شد. گفت شما رییس خادما هستین؟
من و همکارم گفتیم خیر. چطور مشکلی پیش آمده؟! ما انتقال میدیم...
با حالتی بسیار منفی شروع به بدگویی از فضای حرم کرد.
متعجب شدم که مگه میشه در مورد این فضای ملکوتی اینطور بد گفت...
پرسیدیم: چیشده که به این حس بد رسیدی؟!
شروع کرد که: خدام اینجا همه پدوفیلی دارند من خواهر زاده ام آوردم که امام رضا براش مهر بندازه اونقدر بدش اومده گفت دیگه هیچوقت نمیام حرم...
وقتی گفت پدوفیلی دستم اومد که گلایه اش بابت تذکرات حجاب هست
در ادامه با شدت و با کلمات بسیار بد به تذکر حجاب در حرم و اصل حجاب حمله کرد. رگباری حرف میزد و نمیگذاشت جوابی بدیم.
گفتم: ببین شما دنبال حل مشکل نیستی، چون فقط میگی اما صبر نمیکنی جواب و بشنوی
اینجا سکوت کرد و من از وجود آیه حجاب در قرآن گفتم.
گفت: جلوی نظامیا حجابی بر می داشتم چون وقتی برای حجاب آدم میکشن مثل وقتیکه تنباکو حرام کردن منم بر خودم واجب کردم حجاب و بردارم، چون کرامت زن مهمتر از حجابه...
گفتم: اینکه چه امری بر ما واجبه به انتخاب من و تو نیست. با اشاره به بالا گفتم اون خداست که حجاب و نماز و روزه و حج و... واجب کرده
گفتم: همونطور که شما به تذکر حجاب در حرم معترض هستید جوانهایی هم اومدن پیش ما که به وضع پوشش و آرایش خانم ها معترضند که من اینجا دنبال آرامش و معنویتم اینجا هم مثل بیرون آرامش مون به هم میریزه...
با شدت به صورت خودش زد و گفت: وای اینا مریضن برن خودشون و درمان کنن... شوهر من بین ۲۰ زن عریان باشه هیچیش نمیشه...
گفتم: شوهر شما استثناست. معیار احکام خدا استثنائات نیست.
خیلی رکیک گفت پس منم از دیدن یک مرد با موهای بلند تحریک میشم و...بوووووق..... مردها رو هم مجبور میکنن سرشون و بپوشونن؟!
گفتم اینجا هم همون حکم استثنائات در میانه صرفا بخاطر شما ... گفت: نه فقط من، فرض کن من و ۲۰ تا همکلاسیام
گفتم : خدا بر اساس واقعیت و فیزیولوژی کلیت جنسیت مرد و زن احکام و تعیین فرمودند نه بر اساس فرض یا تعداد قلیلی از افراد...
دختر گفت: بابا اصلا من اعتقادی ندارم نبایم مجبورم کنن شما حجاب بگیر من نگیرم. چرا به بی حجابا خدمات نمیدن من شهروند این کشورم..
همکارم گفت: شهروندی باید شئونات اسلامی کشور و رعایت کنی...
من گفتم: این کشور اسلامی هست و به حساب همین اسلامی بودنش برای حفظش جوانهایی رفتن و جون دادند. نمیشه از امنیت تامین شده به دلیل اسلامیت جامعه استفاده کرد و غیر اسلامی در جامعه ی اسلامی حاضر شد. بعدشم اونا برای امنیت و سلامت این کشور جون دادن ما یه پارچه نپیچیم دور بدنمون؟!!!
در اینجا سکوت کرد. که خانمی زائر نزدیک ما بود و داشت به ما گوش میکرد اومد و گفت: ببین من حافظ قرآنم، استدلالت به آیات قرآن ناقصه و براش تمام جزئیات آیه حجاب و شرح داد. گفت باشه قبول اما من دلم نمی خواد حجاب بپوشم
لابلای صحبت خانم زائر که میگفت این وظیفه ی ما در قبال اجتماع هست و حتی اگر ناخوشایند هست موظفیم انجامش بدیم گفتم: این دلم نمی خواد رو در برابر هر قانونی میشه آورد مثل اینکه من بگم دلم نمی خواد قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت کنم. همکارم گفت مثل ایام کرونا هیچکس دوست نداشت ماسک بزنه اما برای حفظ جون مردم مجبور بودیم؛ خانم زائر گفت و حتی قانون شد که به افراد فاقد ماسک خدمات داده نشه.
اینجا بود که همراه تایید گفت: نه آره اینجا رو درست میگید قانع شدم...
ولی خواهر زاده ام که ناراحت از اینجا رفت؛ باباش که اعتقاد به امام و... ندارن گفت: دیگه نمیذارم ببریش حرم. دخترم اذیت شده و خاطره بد گذاشتن براش و...
گفتم: ببین این دیگه به زمینه اعتقادی خانواده مرتبط هست، من اگه دخترم بیاد و رفتاری اذیتش کنه، براش حجاب و شرح میدم و از اون طرف، امام رضا و براش تعریف میکنم و هم براش توضیح میدم که از همه افراد نباید انتظار رفتار صحیح داشت.
در تایید حرفم خانم زائر گفت: دقیقا! در ضمن شما اگر فرزندت از دکتر و درمان و دارو و آمپول بدش بیاد، شما دیگه دکتر نمی بریش یا ضمن توجیه ش علی رغم بد اومدنش برای درمانش اقدام میکنی؟!
اینجا دیگه بحث و تمام کرد و خواست براش دعا کنیم که امام رضا دوستش داشته باشه چون وقتی میاد حرم حس روحانی نداره...
خانم زائر گفت: هیچکس تمام لحظات در حرم حس روحانی نداره، اینطور فکر نکن. برات دعا میکنم امام رضا کمک کنه راه درست و پیدا کنی و توصیه میکنم دینت رو نه از مجازی بگیری، نه از من یاد بگیری نه از اون روحانی، نه از خادما... فقط ببین خدا چی میگه و امام رضا چطوری دینداری میکرده...
علی الظاهر قانع شد و رفت.
لابلای حرف هایش خیلی تناقض وجود داشت دقیقا مثل بقیه جوون های مجازی و رسانه زده مان، لابلای صحبت هامون چند بار گفتم: حرف های شما فقط تکرار حرف های تو مجازی هست.
برای جوون های مورد تهاجم رسانه و مجازی دعا کنیم و برای آگاهی شون تلاش
✍ مـحـمــ🔆ــد
هدایت شده از عالَم سیاست || داود مدرسی یان
📝آقایان و خانمهای جمهوری اسلامی،
جایتان خالی بود!
🔻بدترین پیامی که مسئولین کشور در مورد نیروهای حافظ امنیت میتوانند به همه -مردم، نیروها، خانواده شهدای امنیت، براندازان و تروریستها- برسانند، این است که جان این نیروها برای ما آنقدری که باید، مهم نیست. نوع رفتار مسئولین در شهادت این نیروها، خصوصاً مسئولین فراجا (سکوت، عدم صدور پیام تسلیت، عدم حضور در مراسم تشییع) ناخودآگاه حامل چنین پیامی است. نتیجه ارسال چنین پیامی، آرامش و امنیت بیشتر نخواهد بود. از قضا، براندازان و تروریستها را برای توحش علیه نیروهای حافظ امنیت گستاختر میکند.
🔻اقتدار همیشه با تهدید متخلف و آشوبگر مخابره نمیشود، بخشی از تامین امنیت و نشان دادن اقتدار با احترام به نیروهای حافظ امنیت است. اگر این احترام از دل فرماندهی نیروی انتظامی به همه مخابره نشود و مردم را دلگرم و اهل آشوب را ناامید نکند، قرار است دیگر از کجا مخابره شود؟! اگر سران قوا پاسدار حرمت خون شهدای فراجا –ولو در حد یک پیام تسلیت یا دو جمله پشت تریبونهای هر روزهشان- نباشند، دیگر از چه کسی انتظار داشته باشیم؟!
🔻تشییع سروان محمد قنبری چنان از حضور مردم آن منطقه شکوه یافته بود که دنیا حرف ملت ایران را شنید، اما آن انبوه پرشکوه، جبران جای خالی مسئولین را نمیکرد. اگر سردار احمدرضا رادان، فرماندهی کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران به خوزستان میرفت، در تشییع نیروی خودش حضور مییافت، دست دلجویی و نوازش بر سر یتیمان او میکشید و دقایقی هم در آن مراسم سخنرانی میکرد، خودش یک مانور اقتدار بود. حساسیت ویژه نهاد انتظامی به ایجاد ناامنی، توجه و اهمیت به جان نیروها و احترام به بازماندگان و وحدت مردم و مسئولین را میرساند.
🔻فرض کنیم مثلاً همین سروان شهید محمد قنبری، همان روز در اقدامی اشتباه به سوی مهمانان آن مراسم تولد کذایی که مادر کیان پیرفلک گرفته بود، شلیک میکرد و کسی کشته میشد. آیا همه این مقامات کشوری و لشگری که اکنون در سکوت هستند، سریع و از بیم ضدانقلاب، به میدان تسلیت گویی و موضعگیری وارد نمیشدند و محکوم نمیکردند و قول بررسی و پیگیری نمیدادند؟! چون آنجا مدعی خون ریخته شده، بیبیسی است، اما حالا یک نفر خودی شهید شده که رسانههای غربی برایش هیاهو نمیکنند؟
🔻چه بد که عملکرد مسئولینی که به خیلیشان ارادت داریم، بخواهد برای ما یادآور آن دیالوگ تاریخی آژانس شیشهای باشد که «به اون آقایون بگو بین عباس و بیبیسی یکی رو انتخاب کنن. حافظ امنیت ملی برای من امثال عباسه. اگه امنیت ملی اونا رو بیبیسی تعیین می کنه، هرکی قبله خودشو بچسبه!»
🔻از قاسم سلیمانی زیاد میگویند، اما مثل او نه میخواهند و نه میتوانند که باشند. از خانواده شهدای نیرو قدس سپاه خاطره زیاد منتشر شده که حاج قاسم چطور به آنها سر میزد، یتیمنوازی میکرد، حواسش به آنها بود. خادمی خانواده شهدا افتخار سردار دلها بود و بیراه نیست که بگوییم بخشی از استجابت دعای شهادتش از سر همان التماس دعاهایی بود که به یتیمان مدافعان حرم میگفت. آقای رادان عزیز، انتظار زیادی نیست که به خانواده شهدای نیروهای خودتان سر بزنید. در مراسم وداع با آنها شرکت کنید. شما فرمانده آنها بودهاید، بگذارید از حساسیت فرماندهی فراجا به جان نیروهایش تصویری عینی و ملموس داشته باشیم.
🔻آقایان و خانمهای جمهوری اسلامی!
از سر همین خونهای مظلومانه ریخته شده است که کرسیهای ریاست و وکالت و وزارت و قضاوت شما پابرجاست، که امنیت داریم، که میتوانیم در جغرافیای ایران عزیزمان با آرامش زندگی کنیم. برای خودمان هم شده، این نادیده گرفتن خون شهدا را –حتی در حد یک پیام تسلیت، یک موضعگیری، یک نطق میان دستور- تمام کنید. مردم که در فضای مجازی، در تشییع، در خانه شهید، حضور داشتند، اما جای شما –مثل خیلی جاهای دیگر- خالی بود و این جای خالی با هیچ چیز دیگر پر نمیشود.
۲۴ خرداد ۴۰۲
کبری آسوپار
تو ماشین کشف حجاب کرده بود. فهمید عکس گرفتم تعقیبم کرد. جلو در خونه که پارک کردم مثلاً پیچید جلوم که نتونم حرکت کنم😂
گفت : چرا ازم عکس گرفتی
گفتم: کشف حجاب کردی
گفت: به تو چه
گفتم: وقتی گزارش بدم؛ مراجع قانونی بهم میگن مربوط هست یا نیست.
خواستم پیاده شم ماشین کشوند نزدیک در که نتونم در و باز کنم، گفت: یالا پاکش کن...
تلفن و برداشتم تا زنگ بزنم؛ پیاده شد اومد طرفم. در و قفل کردم که رسید. شروع کرد به فحاشی رکیک(جنسی) و ضربه زدن به شیشه و در ماشین
طرف آنقدر نفهم بود که فکر نکرد خوب من تو محل خودمون پارک کردم و همه همسایه هام هستن و من رو میشناسن...
وقتی دید همزمان که دارم با ۱۱۰ تماس میگیرم، با اشاره به برادرم و مردهای محل، ایشون و طرز پارک ماشینش و نشون میدم؛ مثل سگ ترسید و مثل جت پرید تو ماشین و فرار کرد. منم کشف حجاب در خودرو رو به همراه شماره پلاک و محل وقوع کشف حجاب به شماره پیامک ۱۱۰۱۹۷ گزارش دادم.
تا باد چنین بادا
#گوشی_ما_اسلحه_ما