eitaa logo
یادداشت های فرا-مرزی
2.1هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
310 ویدیو
56 فایل
دایرکت @YahyaJS ادمین: @jahangiri_amin @Elhamshiri67 تاریخ تولد کانال بهمن ۱۴۰۱ نوشته ها، از آن ِاندیشه خود ِشخصی ام است؛ بدون پیوسته های علمی، اجتماعی، کاری، اداری و ... با این سنجه، ارزیابی و نقد و نقل فرمایید
مشاهده در ایتا
دانلود
امام حسین محور وحدت امروز به کنفرانسی دعوت شدیم. همه از اند. با گرایش های مختلف، و... ■ پیش فرض هایم از ، خوف را در جانم انداخته. چگونه با لباس روحانیت وارد مجلس شویم. اینجا پاکستان است به وقت . اونم در ایام . که هر سال کلی عملیات انتحاری و ترور، جان را میگیرد. ■ وارد ساختمان کنفرانس می شویم. چشم و گوش هایم را تیز کرده ام. مباد.... ■چقدر زود ماها ! چه پیش داروی ها که فقط از پیش فرض های ما ساخته شده است. کاش می شد، ما همدیگر را از پس پرده ها ارزشگذاری نمی‌کردیم. ان وقت نه بود و نه ای ■ مرگ بر ناآگاهی بر کم آگاهی همین که وارد سالن شدیم. مدیر جلسه با افتخار خود را خطاب می کند. سید اما سنی. آری چنین است. و این یک حقیقت است که ما نمی دانیم. و اما ادامه می دهد از خاطراتش. از سفر خود میگوید...و هیجان را بیشتر می کند. ■ عالمی دیوبندی شروع کرد به سخن راندن: چنان با حلاوت و حرارت از گفت که اگر فقط صدا بود اما بی تصویر، می گفتید یک عالم شیعه سخن می گوید. اما نع.. او بود یک دیوبندی.. و میگفت از حسین و کربلا ■ عالمی سنی دیگر اما از مذهبی دیگر، گفت و گفت تا در آخر صحبتش شعری را خواند. اشک هایش بود که روان بر گونه هایش شد و بغض ها بود که اذن صحبتش نمی داد. ■■ باز تالماتم مرا به تامل واداشت. حسین کیست؟ حسین مال همه است از آن هر دلداده اش.چه آن که او را خواند و چه او که او را ■■ سخنرانان از حسین میگویند، شیعه و سنی؛ و من اما در گوشه برگه هایم می نویسم... پاکستان..‌ حسین.. وحدت... شیعه..سنی.. دیدم بغل دستی ام گفت این را هم بنویس. پاکستان، و کلا تعطیل است. ■ تازه فهمیدم این عشق هم همگی است و هم رسمی. هم دیرینه است هم پر جوش...هم پایا است و هم پویا 🌐 @yahyajahangiri 👌
امام حسین محور وحدت امروز به کنفرانسی دعوت شدیم. همه از اند. با گرایش های مختلف، و... ■ پیش فرض هایم از ، خوف را در جانم انداخته. چگونه با لباس روحانیت وارد مجلس شویم. اینجا پاکستان است به وقت . اونم در ایام . که هر سال کلی عملیات انتحاری و ترور، جان را میگیرد. ■ وارد ساختمان کنفرانس می شویم. چشم و گوش هایم را تیز کرده ام. مباد.... ■چقدر زود ماها ! چه پیش داروی ها که فقط از پیش فرض های ما ساخته شده است. کاش می شد، ما همدیگر را از پس پرده ها ارزشگذاری نمی‌کردیم. ان وقت نه بود و نه ای ■ مرگ بر ناآگاهی بر کم آگاهی همین که وارد سالن شدیم. مدیر جلسه با افتخار خود را خطاب می کند. سید اما سنی. آری چنین است. و این یک حقیقت است که ما نمی دانیم. و اما ادامه می دهد از خاطراتش. از سفر خود میگوید...و هیجان را بیشتر می کند. ■ عالمی دیوبندی شروع کرد به سخن راندن: چنان با حلاوت و حرارت از گفت که اگر فقط صدا بود اما بی تصویر، می گفتید یک عالم شیعه سخن می گوید. اما نع.. او بود یک دیوبندی.. و میگفت از حسین و کربلا ■ عالمی سنی دیگر اما از مذهبی دیگر، گفت و گفت تا در آخر صحبتش شعری را خواند. اشک هایش بود که روان بر گونه هایش شد و بغض ها بود که اذن صحبتش نمی داد. ■■ باز تالماتم مرا به تامل واداشت. حسین کیست؟ حسین مال همه است از آن هر دلداده اش.چه آن که او را خواند و چه او که او را ■■ سخنرانان از حسین میگویند، شیعه و سنی؛ و من اما در گوشه برگه هایم می نویسم... پاکستان..‌ حسین.. وحدت... شیعه..سنی.. دیدم بغل دستی ام گفت این را هم بنویس. پاکستان، و کلا تعطیل است. ■ تازه فهمیدم این عشق هم همگی است و هم رسمی. هم دیرینه است هم پر جوش...هم پایا است و هم پویا 🌐 @yahyajahangiri 👌