eitaa logo
یاران ابراهیم
153 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
900 ویدیو
12 فایل
پویش مردمی یزد "شهید ابراهیم هادی" لینک کانال در ایتا https://eitaa.com/joinchat/821886993C550554dc20 در تلگرام https://t.me/joinchat/AAAAAFW1DKO9yh9tSu07Qg در واتساپ https://chat.whatsapp.com/HDqV1SiVL6WHbg1XeBermX
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️ ❤️ 💚 💚 💝 💝 یعنی ... تپشِ قلبِ زمان درهوسِ که و زمین گلشنِ اسرار شود اللّٰھـُــم_عجِّل_لِوَلیڪَ_الفَرَج 💠 برای امام مهربانمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف. ـ زَمزَمه کنیم: اللّهمّ رَبَّ النُّورِ العَظیم ... @yarane_ebrahim_yazd
🍃🌷🍃 صبح روشنایی نمیخواهد تورا می خواهد… ما راببر به آنجا که بودنت تمام نمی شود 🌸 @yarane_ebrahim_yazd
چه زیبا شهدا پیام امام حسین ع را دریافتند و چه زیبا فنا فی الله شدند چون مولایشان... @yarane_ebrahim_yazd
امشب در کنار شهید بر سرسفره معنوی یادی کنیم از آزاده سرافراز که سال گذشته به رحمت خدا رفتند. روحشان شاد و همنشین رفقای شهیدشان باشند، ان شاءالله... @yarane_ebrahim_yazd
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شهدا یک بار رفتند، خوش به حالشان، جانبازان هر روز شهید می‌شدند! همسر شهید محمد حسن نظرنژاد می‌گوید شب‌ها که درد می کشید به او میگفتم چرا ما را بیدار نکردی؟می‌گفت من برای انقلاب و اسلام رفتم و دردش را هم می‌کشم، شما را چرا بیدار کنم؟ @yarane_ebrahim_yazd
خاکریز خاطرات🍃 🌙احیاء باشهدا♥️ بسياري از شهدا، با زبان روزه شهيد شدند.برخي از رزمندگان ، سهميه ناهارشان را مي گرفتند، اما آن را به هم رزم هايشان ميدادند و خودشان روزه مي گرفتند.اولين بار كه در جبهه رفتم، نزديك شب قدر بود. شب قدر كه رسيد ، به اتفاق چندين تن از هم رزم هايم ، به محل برگزاري مراسم احيا رفتم.از مجموع 350 نفر افراد گردان ، فقط بيست نفر آمده بودند. تعجب كردم...!شب دوم هم همين طور بود . برايم سؤال شده بود كه چرا بچه ها براي احيا نيامدند، نكند خبر نداشته باشند...؟!از محل برگزاري احيا بيرون رفتم . پشت مقر ما صحرايي بود كه شيارها و تل زيادي داشت . به سمت صحرا حركت كردم ، وقتي نزديك شيارها رسيدم، ديدم در بين هر شيار، رزمنده اي رو به قبله نشسته و قرآن را روي سرش گرفته و زمزمه ميكند . چون صداي مراسم احيا از بلندگو پخش ميشد، بچه ها صدا را مي شنيدند و در تنهايي و تاريكي حفره ها ، با خداي خود راز و نياز ميكردند. بعدها متوجه شدم آن بيست نفر هم كه براي مراسم عزاداري و احيا آمده بودند، مثل من تازه وارد بودند.اين اتفاق يك بار ديگر هم افتاد... بين دزفول و انديمشك، منطقه اي بود كه درخت هاي پرتقال و اكاليپتوس زيادي داشت، ما اسمش را گذاشته بوديم جنگل . نيروهاي بعثي بعد از آنكه پادگان را بمباران كرده بودند. نيروهايشان را در آن جنگل استتار كرده بودند. آنجا ديگر تپه نداشت، اما بچه ها خودشان حفره هايي كنده بودند و داخل آن مي رفتند و در تنهايي عجيبي با خدا راز و نياز ميكردند.🌿 @yarane_ebrahim_yazd