eitaa logo
🍃🌺🍃دلنوشته ای برای یار 🍃🌺🍃
104 دنبال‌کننده
530 عکس
67 ویدیو
1 فایل
دلنوشته ای🍃 برای اقایمان در این هیاهوی غفلت 😞دمی بیادش باشیم 🌺 . روزی هزار بار دلش ❤ را شکسته ایم اینگونه زیستن ادب انتظار نیست 😭. . . . . تویاد مایی و ما یاد هر کسی جز تو 😞 . . . اللهم عجل لولیک الفرج الساعه 🍃🌺🍃 به امید گوشه چشمی 😭
مشاهده در ایتا
دانلود
🌾هیچ کس به من نگفت: 🔶که از کینه و حسد در دوران ظهورت خبری نیست،کینه می‌میرد و حسد تبعید می‌شود به ناکجا آباد وجود، همه با هم متحد و صمیمی خواهیم بود، اصلاً بهانه ای برای کینه توزی نیست. 🔶 آن عدل و عدالتی که شما حاکم کرده ای و همه را به حقشان رسانده ای دیگر جایی برای کینه نمی گذارد. 🔶 عقلها رشد می‌کند‌میدان، میدان رقابت در علم و معنویت می‌شود نه در شهوت و شکم بارگی و بی خدایی. 🔶حتی شنیده‌ام حیوانات هم با هم به مسالمت زندگی می‌کنند. آنقدر مهر و الفت در فضا پخش می‌شود که میش و گرگ در کنار هم تعریف می‌کنند و می‌خندند که ما چه نادان بودیم که بر سر هم می‌پریدیم. 🔶 بیماری‌ها ریشه کن می‌شود و شفا درِ هر خانه ای را می‌زند تا آن خانه را از غم و اندوه بیماری نجات دهد. 🔶تازه وقتی شفا وارد می‌شود با کمال تعجب می‌بیند که عدالت قبل از او وارد شده است که نه در جهان که در تک تک خانه ها، عدالت مهمان نه، بلکه عضو همیشگی آن خانه شده است. 🍃دنیای با حضور تو دنیای دیگریست روز طلوع سبز تو فردای دیگری ست... 🍃بوی بهشت می‌وزد از کوچه باغ ها خاک زمین بهاری گل‌های دیگری ست... 📚 ✍حسن محمودی
🌾‌هیچ کس به من نگفت: 🍃که شما چقدر به نماز عشق می‌ورزی و همیشه نماز زیبایت را که عطر حضورش در جهان بی نظیر است، اول وقت می‌خوانی. 🍃اگر می‌دانستم؛ از همان نوجوانی، همان موقعی نماز می‌خواندم که شما مشغول نمازی؛ یعنی اول وقت و مطمئن می‌شدم که نمازم به آسمان سفر کرده، چرا که در دقایقی که میزبان نمازت بودند خوانده شده است و ملائکه به احترام نماز شما در آن لحظه، بقیه نمازها را هم که مهمان آسمان شده اند می‌پذیرند. 🍃شنیده‌ام که در فرانسه، جوان ایرانی را به خاطر قولی که به شما داد تا نمازش را اول وقت بخواند کمک کردی و او را به امتحانش رساندی و او دیگر نمازش را حتی دقیقه ای به تأخیر نیانداخت؛ حتی در بیابان از اتوبوس قدم روی خاک گذاشت و پیشانی بر مُهر تا قولش عملی شود و مطیع مولایش باشد. [۱] 🍃جوانی تا صدای اذان را شنید از راننده اتوبوس خواست تا همان وسط بیابان برای نماز اول وقت نگه دارد، راننده اول قبول نکرد، اما اصرار و خواهش‌های جوان پاهای او را از پدال گاز به ترمز انتقال داد. بعد از خواندن نماز به او گفتم: آقا چه اصراری بود که حتماً اول وقت بخوانی. می‌رفتیم جلوتر، هم رستوران بود و هم نمازخانه. جوان تکانی خورد و گفت: نمی شد؛ من قول داده‌ام که نماز را همیشه اول وقت بخوانم. با تعجب گفتم: به چه کسی قول داده ای که این قدر مهم است؟ گفت: من در پاریس، پایتخت فرانسه درس می‌خواندم، اما منزلی که گرفته بودم یک ساعت دورتر از پاریس بود، صبح‌ها با یک ماشین عمومی می‌آمدم و عصرها برمی گشتم خیلی هم اهل نماز نبودم. چهار سال درس خواندم، روز آخر که امتحان نهایی برای گرفتن مدرک بود فرا رسید و من عازم پاریس شدم، اما در راه ماشین خراب شد و راننده هر کار کرد ماشین روشن نشد. اضطراب سراسر وجودم را گرفته بود؛ اگر به این امتحان نمی رسیدم یک سال دیگر باید درس می‌خواندم، یک دفعه یاد امام زمان علیه السلام افتادم؛ در آن دیار غربت به ایشان گفتم: آقا جان اگر اینجا به داد من برسی و به امتحانم برسم، قول می‌دهم همیشه نمازم را اول وقت بخوانم. بعد از چند لحظه آقایی سمت راننده رفت و با زبان فرانسوی محلی از راننده خواست تا ماشین را او درست کند... تا دستی به موتور ماشین زد ماشین روشن شد و من و مسافران دیگر سریع سوار شدیم که به کارمان برسیم. بعد همان آقا به داخل ماشین نگاه کرد و به زبان فارسی به من فرمود: آقا قولت یادت نرود و به پشت ماشین رفت. من مات و مبهوت از ماشین پیاده شدم، ولی هیچکس را ندیدم. 🍃حالا دیگر می‌دانم که نماز اول وقتم، لبهای شما را به لبخند، زیباتر می‌سازد و دمار از روزگار شیطان در می‌آورد. 🍃ای کاش، وقتی پدرم مرا برای نماز صبح صدا می‌زد زود رختخواب گرم و نرم را ترک می‌کردم تا با یاد شما، به رکوع و سجده روم و در آن لحظات بهشتی قبل از طلوع آفتاب دعا گوی شما باشم. ------------- [۱]: میر مهر، ص۳۴۴ 📚 ✍حسن محمودی
🌾‌هیچ کس به من نگفت: ◀️که دوران ظهور شما از چه زیبایی منحصر به فردی برخوردار است، همه جا گلستان می‌شود و از تکه زمینی که بوی ویرانی دهد خبری نیست. ◀️ گلها همیشه خندان و چمن‌ها خوشحال از اینکه زیر پای مردمان زمان ظهور قرار می‌گیرند. از شرق تا غرب عالَم، همه جا سرسبزی است وخرمی. ◀️ یک زن تنها، می‌تواند بدون هیچ خطری از کشوری به کشور دیگر برود.از تنها چیزی که خبر نیست، ظلم و تجاوز است. ◀️غصۀ مردم ظهور، پیدا کردن فقیر و دادن صدقه است. آنقدر می‌بخشی که همه دارا می‌شوند و به خاطر شما، آسمان و زمین برکاتشان را بر مردم دریغ نمی کنند و آن تقسیم با دست عدالت تو، جایی برای فقیر و تهیدست در عالَم نمی گذارد. ◀️حرفی از نظام طبقاتی کاخ نشین و کوخ نشین نیست و خداوند قناعت را به مردم عطا می‌کند. ◀️هیچ کس چشمی به اموال دیگران ندارد. شخصی را می‌بینی که شمش طلا به دوش گرفته و دنبال صدقه دادن است، اما کسی از او قبول نمی کند. ◀️کاش از این زیباییها خبر داشتم تا زودتر در فکر فراهم کردن مقدماتش می‌افتادم. مگر نه این است که ما باید آماده شویم تا تو بیایی! 🌾امیر بی قرینه کی می‌آیی شفای زخم سینه کی می‌آیی 🌾عزیزم مادرت چشم انتظار است سحر خیز مدینه کی می‌آیی... 📚 ✍حسن محمودی
🌾‌هیچ کس به من نگفت: ◀️که دوران ظهور شما از چه زیبایی منحصر به فردی برخوردار است، همه جا گلستان می‌شود و از تکه زمینی که بوی ویرانی دهد خبری نیست. ◀️ گلها همیشه خندان و چمن‌ها خوشحال از اینکه زیر پای مردمان زمان ظهور قرار می‌گیرند. از شرق تا غرب عالَم، همه جا سرسبزی است وخرمی. ◀️ یک زن تنها، می‌تواند بدون هیچ خطری از کشوری به کشور دیگر برود.از تنها چیزی که خبر نیست، ظلم و تجاوز است. ◀️غصۀ مردم ظهور، پیدا کردن فقیر و دادن صدقه است. آنقدر می‌بخشی که همه دارا می‌شوند و به خاطر شما، آسمان و زمین برکاتشان را بر مردم دریغ نمی کنند و آن تقسیم با دست عدالت تو، جایی برای فقیر و تهیدست در عالَم نمی گذارد. ◀️حرفی از نظام طبقاتی کاخ نشین و کوخ نشین نیست و خداوند قناعت را به مردم عطا می‌کند. ◀️هیچ کس چشمی به اموال دیگران ندارد. شخصی را می‌بینی که شمش طلا به دوش گرفته و دنبال صدقه دادن است، اما کسی از او قبول نمی کند. ◀️کاش از این زیباییها خبر داشتم تا زودتر در فکر فراهم کردن مقدماتش می‌افتادم. مگر نه این است که ما باید آماده شویم تا تو بیایی! 🌾امیر بی قرینه کی می‌آیی شفای زخم سینه کی می‌آیی 🌾عزیزم مادرت چشم انتظار است سحر خیز مدینه کی می‌آیی... 📚 ✍حسن محمودی
🌾‌هیچ کس به من نگفت: ♦️که محور هستی شمایی و بدون محور، عالَم گردشی ندارد و زمین و اهلش بدون شما، لحظه ای پابرجا نیست. [۱] ♦️فیض خدا از طریق شما به همه می‌رسد، انسانها و حیوانات حتی شاخه‌های درختان، پایداریشان به شماست تا فیض خدا را به آنها برسانید. ♦️من اصلاً نمی دانستم که به خاطر شما باران می‌بارد و آسمان بر زمین فرود نمی آید. خیلی برایم جالب بود وقتی شنیدم همه به واسطه شما روزی می‌خورند. [۲] ♦️یعنی من هر نَفَسم را مدیون شما بوده‌ام و اینچنین مرا از شما دور نگه داشته اند که هیچ از شما ندانم و نوجوانیم بی شما سپری شود. ♦️ فصل مهم عمرم که پایه ریزی محبت شما باید در آن شکل می‌گرفت این چنین به تاراج و غارت رفت و اینک من ماندم و دستانی خالی که به طرف شما دراز است و می دانم که آنها را خالی بر نمی گردانی. ♦️ ای فیض خدا که چونان خورشیدی نور افشانی می‌کنی و من بهره ای نبرده‌ام از این نور برای شیدایی و زندگی با حلاوت در مسیر رضایت تو، مدد فرما و نور الهی را بر دلم بنشان. ---------- [۱]: لولا الحجه لساخت الارض… (کافی، ج۱، ص۲۰۱). [۲]: بکم ینزل الغیث و بکم یمسک السماء علی الارض… (مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره). 📚 ✍حسن محمودی
🌾هیچ کس به من نگفت: ◀️که باید منتظر شما بود و انتظار شما چه اجر فراوانی دارد مثل شمشیر زدن در سپاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. ◀️نگفتند که انتظار با نشستن و دست روی دست گذاشتن و آه کشیدن حاصل نمی شود که انتظار حرکت است و پویایی. ◀️ آنکه در انتظار عزیزی است، سر از پا نمی شناسد. در تلاش و تکاپو است تا اطراف و اطرافیانش را برای آمدن مهمان و خوشایندش آماده سازد. ◀️نگفتند بدون انتظار، اعمال ما مورد پذیرش درگاه الهی قرار نمی گیرد و بهترین اعمال، انتظار است و انتظار عمل است نه حالت. ◀️کاش زودتر می‌دانستم که انتظار شما، شوق یاری و همراهی را در من ایجاد می‌کند و به من هویت و حیات می‌بخشد و مرا از پوچی و بی هدفی نجات می‌دهد. ◀️ای کاش در آن دوران، انتظارت را تجربه می‌کردم تا حالت انتظار،در تار و پودم تنیده می‌شد و دوام آنرا در این دوران می‌دیدم و میوه آن را می‌چیدم. 🍃منتظر من می‌نشینم شَه بیاید یا نیاید بلکه رخسارش ببینم شه بیاید یا نیاید 🍃رنج خار از چیدن گل گر ببینم یا نبینم می کنم صبر و تحمل شه بیاید یا نیاید 📚 ✍حسن محمودی
🌾‌هیچ کس به من نگفت: ♦️که یکی دیگر از راه‌هایی که مرا به یاری شما نزدیک می‌کند، بستن عهد با شماست. ♦️عهدهایی که شاید در ظاهر کوچک باشند اما در گذشت زمان، اثرات پر باری را به نمایش خواهند گذاشت. ♦️مثلاً عهد ببندم که به دوستانم زودتر سلام کنم و دروغ را از صفحه زندگیم فقط به خاطر شما بیرون کنم و بر همین دو عهد، مداومت کنم تا بعد از محکم شدن این عهد و پیمان، سراغ سومین پیمانم با شما بیایم... ♦️حتی دعای عهد را اگر صبحها موفق به خواندن نمی شوم در اولین وقت نشاطم در هر جا شد زمزمه کنم. ♦️هر چند که دیرفهمیدم که دعای عهد چه مضامین زیبایی دارد و چه مناجات عاشقانه ای است که طلب دیدار دلدار را می‌کند و عاجزانه درخواست یاری آن امام غریب را در سر می پروراند که حتی اگر مرگ آمد و قبل از ظهورت، مرا از دنیا برد، باز هم زنده شوم و برگردم و تو را یاری کنم. ♦️کسی به من نگفت که می‌توانی صبح را با عهد با امام زمانت شروع کنی تا این عهد، مدد کند تو را در دروی از گناه و یک قدم نزدیک شدن به عزیز دلها. عمریست بی قرار نگاهت نشسته ایم از غصه نیامدنت دل شکسته ایم ما پای عهد عاشقی سرخ انتظار با هر کسی به غیر تو پیمان گسسته ایم ♦️به من می‌گفتند: که شما اعمالم را می‌بینی و ناظر هستی، اما باورم نمی شد. ♦️تازه فهمیدم که در روز قیامت در و دیوار به کارهایم شهادت می‌دهند و فرشتگان از مشاهدۀ کارهایم، تعریف می‌کنند و تو که مقامت از هر فرشته و انسانی بالاتر است، چگونه با خبر نباشی از کارهایم؟! ♦️حالا به یقین دانستم که می‌دیدی، اما چقدر بزرگوارانه مثل خدا که ستّار و پرده پوش است، همه را مخفی کردی که هیچکس ندانست که من چه‌ها که نکرده ام. ♦️نمی دانم منظورت چه بوده است، شاید می‌خواستی با این کارها، مرا به سوی خودت بکشانی و عرق شرم مرا با دستمال توفیق توبه، پاک کنی. ♦️حالا می‌خواهم بیایم، می‌خواهم برای شما باشم، به سوی شما حرکت کنم و محور کارهایم، رضایت شما باشد، کمکم کن... 📚 ✍حسن محمودی
🌾‌هیچ کس به من نگفت: 🍂که طولانی شدن غیبت شما، به خاطر نداشتن یار است [۱] و من چقدر دیر دانستم که من هم می‌توانم یار شما باشم. 🍂اصلا در فکر من نمی گنجید که یاران تو از همین کرۀ خاکی و تعدادی از آنها از همین خاک پاک ایرانند. 🍂اگر به من گفته بودند که یاران شما، منتظر شما هستند، گناه در زندگیشان راه ندارد و اخلاقشان ستودنی است، [۲] هرگز گناه نمی کردم و با مادرم بسیار خوش اخلاق بودم، اما دیر فهمیدم و ندانسته سمت گناه رفتم و در جوانی و غرور بلوغ، دچار بداخلاقی‌هایی شدم. 🍂اما می‌دانم حالا هم دیر نشده اگر شروع کنم قبولم می‌کنی و مهر خادمی بر پیشانیم می‌زنی که خادم تو، ارباب عالم است. 🍂من حتی تعداد یاران شما را که بیشتر از ۳۱۳ نفر هستند را نمی دانستم، اما وقتی شنیدم که به این تعداد محدود نمی شوند و دسته‌های بعدی هم در راه یاری شما، قیام می‌کنند خوشحال شدم و امیدوار. سال‌ها منتظر سیصد و اندی مرد است آن قدر مرد نبودیم که یارش باشیم... ---------- [۱]: یکی از شیعیان امام صادق علیه السلام به نام سهل بن حسن خراسانی به آن حضرت می‌گوید: چه چیز شما را بازداشته است از این که حق مسلّم خود (حکومت) را به دست بگیرید در حالی که صدهزار شیعه پا در رکاب و شمشیر زن در اختیار شماست؟ امام دستور می‌دهند تا تنور را روشن کنند سپس به مرد خراسانی فرمودند: «ای خراسانی بلند شو و داخل تنور بنشین» سهل که گمان کرده است امام از دست او خشمگین شده، شروع به عذرخواهی و آوردن بهانه می‌کند... در این لحظه هارون مکی از شیعیان راستین حضرت وارد می‌شود و سلام می‌کند. امام صادق علیه السلام به او پاسخ می‌دهد و بدون مقدمه به او می‌فرماید: «در تنور بنشین». هارون مکی بدون هیچ پرسشی، داخل تنور می‌شود. امام صادق علیه السلام در همان  حال با مرد خراسانی گفتگو می‌کند و از خراسان خبرهایی می‌دهد، اما نگرانی تمام وجود مرد خراسانی را فراگرفته است. امام به او می‌فرماید: «ای خراسانی بلند شو و داخل تنور را نگاه کن». او برخاسته و با تعجب می‌بیند که هارون چهارزانو میان آتش نشسته است و آتش هیچ آسیبی به او وارد نکرده. آنگاه امام صادق علیه السلام از مرد خراسانی پرسید: «در خراسان چند نفر مثل هارون می‌شناسی؟! » خراسانی می‌گوید: به خدا قسم یک نفر هم اینگونه سراغ ندارم. حضرت می‌فرماید: «آگاه باش! ما در زمانی که پنج نفر یاور و پشتیبان پیدا نکنیم قیام نمی کنیم»؛ (کنایه از اینکه اگر یار داشتیم قیام می‌کردیم). (سفینة البحار، ج۸، ص۶۸۱) [۲]: امام صادق علیه السلام فرمودند: «... کسی که دوست دارد از یاران قائم علیه السلام باشد پس منتظر باشد و در حال انتظار پرهیزگاری پیشه کند و به اخلاق نیکو آراسته گردد». (نگین آفرینش، ص۱۱۶) --------------- 📚 ✍حسن محمودی
🌾هیچ کس به من نگفت: 🔷که اگر بیایی، ظلمی باقی نمی ماند. دختر بچه عراقی، پدرش را از دست نمی دهد و شیرخوارگان فلسطینی بی خانمان نمی شوند. سربازان امریکایی با بی رحمی وارد خانه‌ها نمی شوند و حرمت زن‌ها حفظ می‌شود. 🔷 حاکم فقط تویی، تنها تو که جانشین خدا بر روی زمینی و دیگران همه مطیع امر تو خواهند بود و جهانیان، حکومتی الهی و حاکمی چون شما را خواهند دید. 🔷به ما نگفتند که دوران ظهور، دیگر هیچ کس سر کسی کلاه نمی گذارد و دروغ و دغلبازی تشییع جنازه می‌شوند. 🔷زندگی‌ها با عیش حلال، خوش می‌شوند و مردم در کوچه‌ها با لبخند به هم سلام می‌دهند و احوالپرسی می‌کنند. 🔷من الآن هم به همین نیت به همه سلام می‌کنم و لبخندم را از انسانها دریغ نمی سازم... 📚 ✍حسن محمودی
🌾‌هیچ کس به من نگفت... ⬅️هیچ کس به من نگفت که یاد شما در قلبم باران نور و برکتی می‌بارد که دانه وجودم را تا خورشید وجودت می‌پرورد و بالا می‌برد و این، یعنی بهره مندی از تربیت خصوصی بهترین مربی عالم از جانب پروردگار. ⬅️تازه دانستم که حتی وقتی تو را فراموش کرده‌ام به یادم هستی، اما چقدر دیر فهمیدم اگر یاد تو باشم تو مرا با نگاه ویژه ای یاد می‌کنی و این نگاه ویژه چه‌ها که نمی کند... ⬅️هر چند دیر، اما خوب شد دانستم که اگر به یاد شما باشم شما مرا با دعای خالصانه و عنایت ویژه، مورد توجه قرار می‌دهی و اینگونه من، آن گونه می‌شوم که خدا می‌خواهد یعنی آماده یاری. ⬅️اگر از نوجوانی زودتر می‌فهمیدم که می‌شود شب، هنگام خواب، با یاد شما خوابید و صبح با یاد شما بیدار شد، تا حالا سالها بود که این مشق را تمرین کرده بودم. ⬅️نمی دانستم که می‌شود درس خواندن را با یاد تو شروع کرد و نوشتن را پس از نام خدا به یاد تو مزین نمود. ⬅️خدایا! کاش هیچ گاه یاد فلان بازیگر و فلان خواننده مرا از یاد نجات بخش عالم، غافل و بی خبر نمی کرد. 🍃چو شب گیرم خیالت را در آغوش 🍃سحر از بسترم بوی گل آید... ✍حسن محمودی
🌾‌هیچ کس به من نگفت... ♦️هیچ کس به من نگفت که شما همیشه و در همه حالات به یاد ما هستی و اگر ما را رها کنی یا فراموش، دشمن درون و برون دمار از روزگار ما در می‌آورد. ♦️چقدر شاد می‌شوم وقتی یاد آن صحبت زیبای شما می‌افتم که فرمودی: « هرگز شما را از یاد نبرده ایم». [۱] ♦️مگر می‌شود که ارباب کریم، نوکرانش را فراموش کند و به آنها توجه نداشته باشد. ♦️اما شرم و خجالت آنگاه همنشین دائمی ما می‌شود که به یاد بیاوریم هرگز به یادت نبوده ایم و تمام خوشیها را بی حضور شما تجربه کرده ایم. ♦️کسی به من نگفت که می‌شود با شما حرف زد، دردِ دل کرد و غصه‌ها را قصه وار گفت. ♦️نمی دانستم که نوجوانان هم می‌توانند راه باریکه ای از نجوا با مولایشان، باز کنند و گاه گاهی، نوای خوش «یا بن الحسن» بر لب جاری سازند. ♦️ای کاش از همان دوران نوجوانی می‌فهمیدم که به یادم هستی تا هرگز فراموشت نکنم. ♦️اما حالا هم که به خود آمده‌ام و می‌خواهم همیشه به یادت باشم آنقدر خیالهای بی خود در دلم خانه کرده اند که... ؛ ♦️اما نه، هرگز نا امید نمی شوم، چون یار و یاوری مثل شما دارم؛ امیدوارم نسیم یاری شما غبار خیالات و فراموشی را از قبلم پاک کند تا حضور شما صفای زندگیم شود. --------------------- [۱]: انا غیر مهملین لمراعاتکم و لاناسین لذکرکم. (احتجاج، ج۲، ص۵۸۹، به نقل از نگین آفرینش، ص۸۴) 📚 ✍حسن محمودی