هدایت شده از ″میم.ب″
حالا منم یه چیزی میگم بین خودمون بمونه
من از چایی خوردن اصلا لذت نمیبرم.
یه چیزی میگم بین خودمون بمونه
من فقط تو روضهها و مهمونیایی که صد هزار سالی یه بار میرم چایی میخورم
تو خونمون شیش ماه یه بارم چایی دم نمیکنیم
اصلا حسی به نزدیک شدن عید ندارم
اینم الان از تو تقویم گوشیم دیدم که چن روز مونده تا عید
هیچ وخ اونایی که بچه میبینن از خود بیخود میشنو درک نکردم
من هر بچهای به دلم نمیشینه