کاری که کنسل شدن برنامههایی که خوشحالم میکنه و منتظرش بودم باهام میکنه یه چیزی مثل زلزله ترکیه و سوریهاست برای روحم
ازینکه بقیه رو با رک بودن میرنجونم متاسفم.
ولی واقعا حوصله لقمه دور سر پیچوندن و توضیح اضافیو ندارم
تو برای رشد کردن باید درد بکشی
باید فروبریزی تا دوباره ساخته شی
باید زخم عمیقی برات ایجاد شه که بقیه زخما در مقابلش کوچیک باشن
و مسئولیتش به عهده منه
منو ببخش
تورو اجدادتون عمر منو تو مسافرت هدر ندین
بزارین خودم به هر نحوی که دلم خواست به بطالت بگذرونمش
خدایا یه دلیل منطقی برای خوابیدن به من بده
هرچی به مغزم میگم خستمه قبول نمیکنه
هیچ وقت فکرشو نمیکردم روزی برسه که دلم بخواد عید خونه باشم تو اتاقم و جزوههامو کامل کنم و کتاب بخونم
تو یه ادم بالغی ولی نمیتونی تو تصمیمات مهم زندگیت نظر خودتو اعمال کنی و این خیلی ناراحت کنندست
گاهی وقتا فکر میکنم به هیچ جا تعلق ندارم فقط از رو یه سری عادت اجتماعی تو جمعهای مختلف حضور پیدا میکنم