برخی دوستان آدرس ویراستی بنده رو خواستن
با اینکه بنده هر چی اونجا مینویسم، توی کانال ایتا هم قرار میدم اما اگر هدفتون حمایت هست، این لینک ویراستی بنده
https://virasty.com/Y_naseri
اما اگر نقد و نظری داشتید، لطفا به ایتا ارسال کنید
چون کم به ویراستی سر میزنم
@yousofnaseri
یوسف ناصری
برخی دوستان آدرس ویراستی بنده رو خواستن با اینکه بنده هر چی اونجا مینویسم، توی کانال ایتا هم قرار م
البته ویراستی هم مخاطبان خودش رو داره
اگر بتونید ویراستهای بنده رو بازنشر بدید، به دیدن شدنش کمک کردید
@yousofnaseri
صوتی از آقای رائفیپور منتشر شده که
اولا از اینکه چرا در ۴۰ روز جنگ فرودگاه بنگوریون و سوخترسانهای پارک شده رو مورد هدف قرار ندایم گله میکنه
ثانیا مطالبه میکند که به این اهداف، حملهی پیشدستانه صورت بگیره
در این خصوص لازم هست چند نکته رو به سمع و نظر مخاطبین گرامی برسونم:
۱. بنده اطلاع داشتم که در طی ۱۰۰ موج عملیات وعدهی صادق۴، چندین بار فرودگاه بنگوریون و فرودگاههای دیگهی رژیم صهیونیستی مورد هدف قرار گرفتن اما با شنیدن این صوت شک کردم و رفتم صد موج و اهدافش رو مرور کردم
شروع کردم اسکرین شات گرفتن
اما دیدم این بنگوریون و اطرافش و سایر فرودگاهها و سوخترسانهای مستقر در اونجا رو در موجهای مختلف آنقدر زدن که یک آلبوم عکس باید ضمیمهی مطلبم کنم
برای همین دوستان رو ارجاع میدم به مرور ۱۰۰ موج در خبرگزاری های رسمی کشور
فقط کافیه بنگوریون رو سرچ کنید
۲. زدن فرودگاه به معنای تخریب کامل فرودگاه نیست
دلیلش رو خود آقای رائفیپور توی صوت میگن اما با اشکالات قابل مناقشه ردش میکنن
ما میدونیم نابودی اسرائیل با بمب و موشک نیست بلکه با از هم پاشیدن ساختار اجتماعی و از بین رفتن جامعهی اونها از طریق مهاجرت معکوس هست
راه خروج و فرار اونها هم همین فرودگاهها هستن
اینکه در زمان جنگ مجبور شدن زمینی برن سمت مصر و اردن، بخاطر اینه که فرودگاهها تعطیل شده بودن و این راه اضطراری بود و نه مسیر اصلی
خودشون هم میگن مردم مصر و اردن با رژیم و ساکنینش مشکل دارن پس طبیعیه که این مسیر، مسیر اصلی اونها نباشه
رفتن برخی از اونها به سمت قبرس و یونان هم بخاطر اینه که اونجا شده خونهی دومشون
اونجا ملک خریدن و موقع جنگ بعضیهاشون میرن اونجا
پس باز بودن و سالم بودن فرودگاه و باند فرودش در دورهی سکوت عرصهی نبرد نظامی، به فرار اونها سرعت بیشتری میده
۳. اگر ما فرودگاهها رو هم شخم بزنیم، یعنی دیگه مسیر سوختبرها یا هواپیماهای باری که باهاشون به رژیم سلاح میرسونن بسته میشه؟
خیر
این نوع هواپیماها برخلاف هواپیماهای مسافربری و جنگندهها، سخت جون هستن و به راحتی روی جادههای خاکی هم فرود میان
ضمن اینکه ترمیم آسفالت باند مگه چقد میخواد زمان ببره
خیلی بخوان وقت بذارن، دو روزه آسفالتش میکنن تا مهماتشون بتونه روی آسفالت بشینه
۴. فرودگاه بنگوریون به عنوان فرودگاه اصلی رژیم تحت شدیدترین محافظتها قرار داره
پس طبیعی هست که اصابت موشک و پهپاد به اونجا کار خیلی سختیه
و ممکنه در موجهای بیشتری به اونجا حمله شده باشه اما اصابت زیادی صورت نگرفته باشه
۵. ایشون موشک خوشهای رو با تفنگ شکاری اشتباه گرفتن
موشک خوشهای توی فاصلهی چند کیلومتری زمین باز میشه و محل اصابت خوشههای اون، ممکنه چند کیلومتر با هم فاصله داشته باشن
اینطوری نیست که بالای فرودگاه بنگوریون باز بشه و کل سوختبرها رو اش و لاش کنه
۶. ایشون در قضیهی حملهی پیشدستانه میگن احتمالا ملاحظاتی داشته باشن
خب آقای عزیز
اگه این احتمال رو میدید، پس دیگه چه دلیلی داره بیاید صوت پر کنید و علنی اشکال بگیرید و انتقاد کنید و برخی رو به تردید و شک بندازید؟
۷. میگن به اندازهای که دسترسی به اطلاعات دارم تحلیل میکنم و نقد دارم که چرا فرودگاه بنگوریون رو نزدن
یعنی قبول دارن ممکنه یک سری اطلاعات هم نداشته باشن و با این وجود انتقاد میکنن و مردم رو به نظام و نیروهای نظامی که مسئول اصلی تنظیم بانک اهداف هستن بی اعتماد میکنن
مگه امام شهید بارها نفرمودند که بدون اطلاعات کافی انتقاد نکنید؟
۸. اهداف نظامی و عملیات نظامی در دست نیروهای نظامیه و میدونیم بخاطر شرایط جنگی، اونها امکان پاسخگویی ندارن چون پاسخ اونها ممکنه یک سری اسرار نظامی رو افشا کنه
امام شهید در خصوص اینچنین انتقاداتی هم نهی دارن و فرمودند نقدی که طرف مقابل بخاطر ملاحظاتی نمیتونه جواب بده رو مطرح نکنید
۹. حضرت آقا در یکی از بیانیههایی که صادر کردن فرمودن «به نقاط ضعف نپردازید»
به جهت اینکه امکان داره دشمن از همون نقاط ضعف بر علیه ما استفاده کنه
اگر قبول کنیم که نیروهای نظامی بدون هیچ دلیلی بنگوریون رو نزدن که زدن، باز هم این انتقاد ایشون بیان نقاط ضعف ما هست و ممکنه دشمن از همین نقطه ضعف سوء استفاده کنه
۱۰. اشکال آخری که میشه به ایشون گرفت این هست که اگر اشکال هم وارد باشه، میتونستن مستقیم به خود نیروهای نظامی برسونن و لازم نبود جار بزنن
نیروهای نظامی هم اگر دلیل خاصی نداشته باشن، ابایی از تنظیم لانچرهای موشکی روی بنگوریون ندارن
مگه اینکه ایشون مطمئن باشن کسانی در سیستم، برخلاف مصالح عمل میکنن که نیاز دیدن مطالبهی عمومی ایجاد کنن برای به خط کردنشون
که با وجود تردیدهایی که خودشون در اطلاعاتشون دارن این فرض رو باید کنار گذاشت
این اشکال به خیلی از مطالب ایشون وارد هست که امیدوارم این رویه رو اصلاح کنن
@yousofnaseri
امشب کارشناس برنامهی به وقت ایران میگفت بعد از این جنگ، عملیات روانی رسانهای که بر علیه مردم کشور ما پیاده شده رو باید ببرن توی دانشگاهها تدریس کنن
رسانههای مختلف از خبرگزاریهای معتبر تا شبکههای ماهوارهای، همه اعتبار و آبروی خودشون رو برای نظام سرمایهداری هزینه کردن تا هم بین مردم ما اختلاف افکنی کنن و هم نفت رو چند دلاری پایین بکشن
حضور میلیونی و روزافزون مردم در خیابانها در زیر بمبارانهای طاقتفرسا و له کنندهی رسانهای، چیزی کمتر از معجزه نیست
معجزهی خون ولی خدا
الحق که این مردم برای هدف مقدسی مبعوث شدن و «کار را تمام خواهند کرد»
@yousofnaseri
عراقچی و مذاکره
-شنیدی عراقچی دوباره رفته مذاکره؟
+کی گفته رفته مذاکره؟
اعلام شد که مذاکرهای در کار نیست و فقط جواب پیام آمریکا که توسط فرمانده ارتش پاکستان به دستمون رسیده بود رو برده تحویل بده
-نمیشد وقت دیگهای بره که اونها اونجا نباشن؟ باید حالا بره که اونها اونجان؟ این چه مالهکشیی هست اخه؟
+چطور ممکنه کسی باورش بشه ویتکاف و کوشنر از سهشنبه تا حالا توی پاکستان منتظر دیدن عراقچی موندن که قطعا هیچ اختیاری هم برای دادن تعهد یا امتیاز نداره و هر چی بهش میگن، باید بعد از رفتن به مسقط و مسکو، برگرده تهران و اونجا مطرحش کنه؟
-خب اگه نیستن چرا وزارت خارجه نمیگه نیستن؟
چرا شما باید دفاع کنید؟
+مگه وقتی گفتن برای مذاکره نمیریم و فقط داریم جواب پیام رو میبریم، شما باور کردید که حالا بگن آمریکاییها توی پاکستان نیستن، باور کنید؟
صبر کن
خبر جدید
کاخ سفید رو حداقل قبول کنید
اعلام کرده کوشنر و ویتکاف فردا میرن پاکستان
یعنی حالا پاکستان نیستن
از آمریکا تا اونجا هم حداقل ۱۵ ساعت راهه
تا اونها برسن، عراقچی هم رفته مسقط یا مسکو
خیالتون راحت شد که دیگه مذاکرهای نیست؟
-باشه مذاکره نیست اما دیدی چطور با خبر سفرش به پاکستان قیمت نفت سقوط کرد؟
😳😳😳
@yousofnaseri
چند روزه که آقای قاسمیان و آقای رائفی پور دارن با اعزام حجاج در این وضعیت مخالفت میکنن
نخواستم جواب بدم
اما دیدم خیلیها به تبعیت از این آقایون دارن حج رو میکوبن
بنده روحانی کاروان علویه خدیجه* هم نیستم چه برسه به حج
برای همین خیالم راحته متهم به چیزی نمیشم
لذا تصمیم گرفتم به این اشکال جواب بدم
نمیدونم آقایون معترض چی دربارهی عربستان فکر کردن
فکر کردن گروه مافیایی هستن که بخوان گروگان بگیرن؟
مگه شده تا حالا یک کشور بیاد از یک کشور دیگه گروگانگیری کنه برای اینکه منافع ملی خودش رو زیر پا بفروشه؟
ما اول همین جنگ، چند هزار نفر داشتیم توی عربستان که رفته بودن برای عمره
چرا وقتی ما داشتیم عربستان رو میکوبیدیم گروگانگیری نکردن؟
توی اروپا هم کلی ایرانی هست
چرا دولتهای اروپایی برای آزاد کردن تنگهی هرمز و ارزون شدن انرژی، اینها رو گروگان نمیگیرن؟
توی آمریکا هم کلی ایرانی داریم
چرا آمریکا از اونها برای گرفتن اورانیوم ۶۰ درصد ما استفاده نمیکنه؟
اینکه میگن ممکنه با بهونههایی دستگیرشون کنن
آقای قاسمیان و آقای رائفیپور خودشون میدونن که چکار کردن که گرفتار شدن و گرفتاری اونها بیجهت نبوده
مردم عادی هم باید مراقبت کنن و قوانین عربستان رو رعایت کنن تا بهونه دست کسی ندن و گیر نیفتن
اتفاقا به نظرم اگه جنگ بشه، عربستان خیلی بیشتر حواسش رو به حاجیهای ما میده تا اتفاقی براشون نیفته
چون دیده هر موشک چقدر میتونه خسارت بزنه بهشون
یه حاجی بگیره از ما، ممکنه دوتا موشک بیشتر بخوره وسط پالایشگاه و چاه نفتشون و چند میلیون دلار خسارت بیشتر بهشون وارد بشه
یعنی اگه جنگ نظامی دوباره شروع بشه، بیشتر از اینکه ما باید نگران باشیم که نکنه بهونهای برای اذیت کردن حاجیهای ما پیدا کنن، اونها نگران این هستن که نکنه ناخن حاجی ما بشکنه و ما بهونهای برای کوبیدن مراکز اقتصادی اونها پیدا کنیم
در خصوص اینکه نکنه موشکی چیزی به حاجیهای ما برسه خب این احتمال اصلا وجود نداره
در واقع اگه جنگ نظامی دوباره شروع بشه، حجاج ما توی عربستان جاشون از ایران امنتره
بخاطر اینکه موشکهای ما نقطه زن هستن
هدفمند میرن امریکایی میزنن
هیچ گزارشی که اثبات کنه موشکهای ما، مردم عادی منطقه رو توی جنگ ۴۰ روزه زده باشن وجود نداره(رژیم فرق میکنه)
یک جا که توی بحرین گفتن این اتفاق افتاده، فیلمش در اومد که موشک رهگیر پاتریوت امریکایی بوده
اما موشکها و بمبهای آمریکایی و اسرائیلی چند هزار نفر از مردم عادی رو توی کشور ما شهید کردن و بعضی وقتها دیوانه میشن و بیهدف میزنن اصلا
خلاصه اینکه حجاج ما، بخاطر اعتماد بیشتری که به موشکهای ما دارن، میخوان برن حج😂
* علویه خدیجه: یک علویهی نوجوان هستن که در قبرستان قدیمی کوتعبدالله مزار کوچیکی دارن و برخی از مردم محله معتقدن که حاجت میدن و میرن بهشون دخیل میبندن
@yousofnaseri
یوسف ناصری
چند روزه که آقای قاسمیان و آقای رائفی پور دارن با اعزام حجاج در این وضعیت مخالفت میکنن نخواستم جواب
برای برخی از مخاطبین شبهه شد که مگه روحانیونی که روحانی کاروان هستن، متهم به چیزی هستن که گفتم من متهم به چیزی نیستم؟
برای همین لازم دیدم توضیحی عرض کنم خدمت شما مخاطبین گرامی
دوستانی که روحانی کاروان حج هستن برای تقبل این زحمت یک حق الزحمهای دریافت میکنن
اگر این دوستان بیان از اعزام حجاج دفاع کنن، متهم میشن به اینکه بخاطر اون حق الزحمه دارن دفاع میکنن
اما بنده چون روحانی کاروان نیستم، چنین برچسبی بهم نمیچسبه و راحتتر میتونم نظر بدم
* جهت اطلاع باید عرض کنم این حقالزحمه، در مقابل بار سنگینی که به دوش عزیزان روحانی کاروان هست، خیلی ناچیزه)
@yousofnaseri
ریشهی بیاعتمادی
تا قبل از انتخابات ۸۴، مردم انقلابی، به جهت انتقادهای وارده به مسئولین مختلف نظام از طرف ماهوارهها و منتقدین حکومت تحت فشار بودن و نمیدونستن چطور خودشون رو از گوشهی رینگ بیرون بکشن
نهایتا به برخی منتخبین مردم مثل خاتمی و وزراش، اون هم با احتیاط نقدهایی وارد میکردن اما نزدیک منصوبین رهبری نمیشدن و اونجا رو خط قرمز میدونستن
تا اون زمان، هر اشکالی در منصوبین رهبری دیده میشد از قوه قضائیه تا نماینده رهبری در دانشگاهها، منقدین اون رو به راس نظام و رهبری ربط میدادن و مردم متدین و انقلابی هم مجبور به انکار اینچنین اشکالی میشدن چون وجود چنین اشکالی رو مستلزم وارد بودن اشکال به رهبری میدیدن
سال ۸۴ یکباره اقای احمدینژاد به عنوان شخصی انقلابی که مورد تایید و حمایت برخی علمای بزرگ قم هم بودن، با گفتمان مخصوص خودشون و نوع جدیدی که از مطالبهگری ارائه میداد، متدینین و نیروهای انقلابی رو از گوشهی رینگ خارج کرد و به عنوان یک انقلابی به شخصیتهای باسابقهی انقلاب تاخت و انتقادات سنگینی به آنها کرد
در اون مقطع برای مردم متدین و انقلابی جا افتاد که میشه مسئولین نظام خطا و خیانت کنن، اما ربطی به امام جامعه نداشته باشه حتی اگر منصوب مستقیم ایشون باشن
همین تز باعث شد که برخی از مردم انقلابی که همچون فنری فشرده شده بودن، از جا بجهن و خودشون ابتکار عمل رو به دست بگیرن و به هر کسی (به غیر از رهبری) انتقاد کنن
طوری که در مواجههی با انتقاد دیگران، دوتا انتقاد هم روش میذاشتن و تحویلشون میدادن
اما میگفتن این تخلف فلان مسئول، ربطی به خود رهبری نداره
استدلالهایی هم برای این جداسازی منصوبین رهبری از خود رهبری چیده شد و با مثالهای تاریخی در هم آمیخت
بعدها گروهی از اطرافیان احمدینژاد که با زاویه گرفتن ایشون از امام شهیدمون، خودشون رو ازش جدا کردن، بعلاوه افراد جدیدی که از این مسلک خوششون اومده بود، با عناوین خوشمعنی و خوشآوا مثل مطالبهگری و عدالتخواهی این حرکت رو وارد مرحلهی جدیدی کردن
این افراد سعی وافری در یافتن نقایص و عیوب مسئولین کردن، حتی این راه رو با تجسس در زندگی شخصی برخی از اونها ادامه دادن و دستاوردهای خودشون رو در فضای مجازی منتشر کردن
اینکه این افراد، متوجه بلایی که داشتن سر اعتماد مردم به مسئولین میآوردن بودن یا خیر رو نمیتونم نظر بدم و قصد قضاوت هم ندارم
اما این کار مورد استقبال شبکههای ماهوارهای و رسانههای مجازی قرار گرفت
اونها از همین دادهها برای تخریب اصل نظام استفاده میکردن و کسی به توجیه این آقایان عدالتخواه اعتنایی نمیکرد
در واقع این آقایون مهمات لازم برای حمله رو فراهم میکردن با این شرط که حق ندارید از این مهمات برای زدن نظام و رهبری استفاده کنید
اما دشمن از همون مهمات برای زدن اصل نظام و رهبری استفاده میکرد
این بیاعتمادی به نظام آنقدر ریشه پیدا کرد که حتی با وجود تاکیدات زیاد امام شهیدمون در خصوص اینکه «بیاعتماد کردن مردم به مسئولین، نقشهی دشمنه» باز هم درمان نشد و برخی از مردم متدین و انقلابی، حتی دولتهای انقلابی مثل دولت سیزدهم و شخص شهید رئیسی رو هم با بدبینی و بیاعتمادی نقد و گاهی تخریب میکردن
حالا در وسط جنگ، همین بی اعتمادیِ ریشه دوانده در وجود نیروهای انقلابی، باعث شده، دلمون با غیر از شنیدن کلام مقام معظم رهبری، اون هم به صورت صریح، آروم نگیره و با هر خبری که از رسانههای دشمن میشنویم، برآشفته میشیم
در حالی که رسانههای دشمن در زمان جنگ، جزء ابزارهای جنگی دشمن به حساب میان
پاسخ به این سوال که
«آیا این بیاعتمادی، معلول تک علت فوق هست یا معلول افعال و اقوال اشتباه دولتمردان و سایر مسئولین هم بوده؟» دردی از دردهای ما رو کاهش نمیده
چون چیزی که بالا گفتیم چه علت منحصره و تامه بدونیم و چه علت غیر منحصره و ناقصه بدونیم، در اصل بحث تغییری ایجاد نمیکنه و در هر صورت در ایجاد این بیاعتمادی، سهم مهمی رو براش قائل هستیم
جمعبندی
وسط جنگ بی اعتمادی به مسئولین و تردید افکنی در خصوص تصمیمات ایشان، خواستهی دشمنه و قطعا از اون بهرهها میبره
بر خواص جامعه لازمه مردم رو به وحدت و اتحاد و اعتماد به مسئولین نظام تشویق و ترغیب کنن تا این انقلاب و این نظام آسیب نبینه
همه چیز در گرو وحدته
@yousofnaseri
🔴 تهدید به استعفای رهبری!
🔻خاطرات تلخ و قابلتأمل هاشمی:
🔸۳ مهر۸۲: عصر آقای خاتمی آمد. در مورد مسائل هستهای هم نظر شدیم و به ایشان توصيه کردم که در فکر کنارهگیری نباشد و به کار خود ادامه دهد!
🔸۹ مهر۸۲: در جلسه مشورتی، رهبری پذیرفتند که با شروطي پروتکل الحاقی اجرا شود ولی با تعطيلي غنیسازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند.
🔸۲۰ مهر۸۲: سر شب دکتر روحانی آمد. گفت: البرادعی تهدید کرده و اروپايیها هم هنوز حاضر نشدهاند، کسی را برای مذاكره بفرستند. هيأت دولت هم ترسيده، فشار را روی آقای خاتمی زياد کرده که بپذیریم و مجلسيان هم نامهای تهیه کردهاند كه از آقاي خاتمي خواستهاند بپذيريم و رهبري هم جلوتر آمدهاند و پذيرفتهاند که موقتاً غني سازي را متوقف كنيم.
🔸۲۹ مهر ۸۲: ایران در مقابل پذیرش تأييد برخورداري از فوائد صلح آميز هستهاي، پذيرفته كه پروتكل الحاقي را امضاء كند و غنیسازی را موقتاً متوقف کند!
🔸۳ آبان ۸۲: ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آنها هم از نحوه تصمیمگیری در مورد پروتکل و توقف غنیسازی ناراحت بودند و معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماههای اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرفهای خود برگشتهاند.گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار میآيد!
🔸۵ آبان ۸۲: رهبری فقط با تأخير تزريق گاز اورانيوم موافقت کرده و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی بیش از این میخواهد!
🔸۱۱ آبان ۸۲: عصر در برنامه افطار رهبری مدیران و مسئولان جمع بودند.
رهبری گفتند: «تا اینجا درست عمل شده ولی ما برای خنثی کردن توطئه آمریکا که درصدد ایجاد اجماع علیه ایران بودند، پذیرفتيم که همه چيز شفاف باشد ولی برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمیآیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف میکنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد!
🔸۲۸ بهمن ۸۲: شب مهمان رهبری بودم. در مورد مسائل هستهای هم بحث کردیم. ایشان مصمم است که در مورد چرخه سوخت تسلیم نشوند و مقاومت كنند، گرچه به برخورد رسد!
🔸۵ خرداد ۸۳: شب مهمان رهبری بودم. از من خواستند که در جلسه مشورتی فردا که برای مسائل هستهای داریم، با پیشنهاد لغو تعلیق موافقت کنیم. گفتم: بهتر است عجله نشود و فرصت دیگری به دکتر روحانی و دولت بدهیم و از عکسالعمل تند غرب جلوگیری کنیم!
🔸۶ خرداد ۸۳: رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت!
🔸۱۷ تير ۸۳: آمريكا و اسرائيل علناً ايران را در مسائل هستهاي تهديد كرده و رهبري در همدان گفتهاند كه براي ضربه متقابل، محدود به مكان خاصي نخواهيم بود!
🔸۷ مرداد ۸۳: مقامات اتريش رسماً اطلاع دادهاند كه اسرائيل قصد حمله به تأسيسات هستهاي ايران دارد!
🔸۲۰ مرداد ۸۳: شب مهمان رهبري بودم. در مورد مسائل هستهاي مذاكره كرديم. تصميم اين شد كه غني سازي را آغاز كنيم.
🔸۱۷ شهريور ۸۳: رهبری از تصميم جلسه مشورتي، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعه سازي هستهاي ناراضي اند. ولي من گفتم: تصميم خوب و به جايي است!
🔸۵ مهر ۸۳: عصر در دفتر رهبري، بحث مسائل هستهاي بود. سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه گازدهي را تا اجلاس آينده آژانس شروع نكنند چون روحاني میگوید که اگر گازدهي شروع نشود، امكان تفاهم هست.
رهبري حفظ تكنولوژي هستهاي را خط قرمز خواندند حتی گفتند اگر روزی مسئولان کشور به نتیجه توقف آن برسند، ایشان در مقام رهبری نخواهند ماند!
🔸۱۱ آبان ۸۳: عصر در دفتر رهبري جلسه مشورت درباره مسائل هستهاي بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيتالله خامنهاي مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذيرفتند!
🔸۲۵ آبان ۸۳: بيانيه اروپا درباره توافقات هستهاي منتشر شد و دكتر روحاني در مصاحبهاي توجيهات خوبي داشت و البرادعي ضمن اينكه پنهان كاري گذشته ايران را تخلف خواند، از همكاري مؤثر فعلي ايران ابراز رضايت كرد.
🔸۹ آذر ۸۳: دكتر روحاني از من به خاطر چند بار باز كردن گره كار، قدرداني كرد.
#حافظه_تاریخی
✅ #داود_مدرسی_یان:
http://eitaa.com/joinchat/3604742157Cf3fa1341d3
کسانی که هر جا تصمیمات امام شهید و امام حاضر مخالف میلشون باشه، اون تصمیم رو به تحمیل و اجبار و جام زهر نسبت میدن، اومدن از خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی قسمتهایی رو استخراج کردن که نشون میده در جریان گفتگوهای هستهای دو سال اخر دورهی خاتمی، گفتگوها و تعهدات، مطابق خواست امام شهیدمون پیش نرفته
(مطلب مشارالیه رو میتونید از اینجا مطالعه کنید)
در این خصوص لازم دیدم توضیحاتی خدمت مخاطبین محترم ارائه بدم
اولا فرق واضحی هست بین اون دوره و موضوع اون روز هستهای نظام با این دوره و موضوعات نظامی که آقایون ادعای تحمیل در اونها دارن:
1⃣ انرژی هستهای ما اون زمان، در حد آزمایشگاهی بود و پلمپ کردنش خسارت خاصی ایجاد نمیکرد
اما امروز آقایون دارن میگن تحمیل در موضوعاتی اتفاق افتاده که خطر وجودی برای ما ایجاد میکنه
اگر قرار باشه امام، حتی در جایی که خطرات جدی نظام اسلامی رو تهدید میکنه هم مقابل تحمیل مقاومت نکنن پس کجا میخوان مقاومت کنن
2⃣ اون روز کسانی از داخل نظام، پالس احتمال ساخت بمب اتم رو به دشمن داده بودن و ما توی کل جهان به عنوان کشوری که برای ساخت بمب اتم خیز برداشتیم شناخته شده بودیم
اما امروز هم فتوای امام شهیدمون هست و هم نتایج چند ده بارهی بازرسیهای آژانس که عدم تخلف ما رو نشون میده و هم دنیا پذیرفته که ما به عنوان یکی از اعضای NPT که تحت شدیدترین نظارتها هستیم، دنبال بمب اتم نیستیم
3⃣ قدرت سیاسی اون زمان ما دست خاتمی و کروبی و روحانی و قدرت نظامی هم دست مرحوم فیروزآبادی بود که همه از هاشمی رفسنجانی حرف شنوی داشتن
اما امروز همه اعتراف دارن که آقای پزشکیان و عراقچی نه تنها گوش به حرف امام میدن، که حتی گوش به حرف نیروهای نظامی هم میدن
(چند روز پیش آقای زنگنه، نماینده اصولگرای مجلس به نقل از شهید سید رحیم موسوی، همین مطلب رو به آقای پزشکیان گفتن و قبل از این بسیاری از سرداران بزرگ سپاه هم به این مطلب اذعان کرده بودن)
غیر از اینکه نیروهای نظامی ما هم از زمان شهید باقری، مطیع محض امام شهید و امام جدید هستن
4⃣ اون زمان ما نه قدرت منطقهای داشتیم و نه قدرت موشکی و پهپادی خاصی داشتیم و اگر با وجود اجماع جهانی، وارد جنگ میشدیم، ضربات سنگینی بهمون میخورد و قدرت پاسخگویی هم نداشتیم در حالی که امروز نه اجماع جهانی بر علیه ما وجود داره و نه امکان گرفتن قطعنامه بر علیه ما هست و نه ما اون کشور بی دفاع دههی هشتاد هستیم که نتونیم از خودمون دفاع کنیم
توی این دو جنگ اخیر هم، قدرت نظامی و ژئوپولیتیکی خودمون رو به اثبات رسونیدم
5⃣ اون زمان دور دست دوم خردادیها و اصلاحات بود و مردم به سمت اونها اقبال داشتن و با جو رسانهای اون زمان، ایستادگی امام شهیدمون روی حرفشون، به منزلهی مقابله با مردم به حساب میاومد علی الخصوص که مردم ما اون زمان تجربهی بدعهدی طرف غربی رو در ذهن نداشتن اما امروز مردم با کولهباری از تجربهی بدعهدی از طرف غربی و تجربهی دو حمله در زمان مذاکرات و تجربهی یک آتشبس که نتیجش قرار گرفتن چند ماههی کشور زیر سایهی جنگ بود، نزدیک به ۶۰ روز در خیابانها هستن تا هم مطالبهی جنگ کنن و هم اجازه ندن حرف امام روی زمین بمونه و اینکه کسی نتونه بر خلاف نظر امام عمل کنه
لذا قیاس اون زمان و اون موضوع با امروز و موضوع جنگ و صلح و آتشبس، یک قیاس مع الفارق هست
ثانیا در بند بند این متن بوی خودبرتربینی مرحوم هاشمی رفسنجانی به مشام میرسه و کأنه میخواستن بگن قدرت من در اون روزها از رهبری هم بیشتر بوده
برای همین بعضی وقتها ایشون از من میخواستن با چیزی موافقت کنم یا مخالفت کنم اما من طبق نظر خودم عمل میکردم و نهایتا امور طبق نظر من پیش میرفت
پس لازم هست همون طوری که به خاطرات ایشون نسبت به حضرت امام رحمهالله با شک و تردید نگاه میکنیم، نسبت به این مسائل هم باید با تردید نگاه کنیم
آیا کسانی مثل آقای مدرسیان که به مطالب مرحوم هاشمی رفسنجانی برای اثبات ادعای خودشون استناد میکنن، حاضرن خاطرات ایشون از آقای احمدینژاد رو هم قبول کنن؟
@yousofnaseri
مگه شما ناراحت شهادت امام شدی؟
یک امام بیخاصیت که با وجود
این همه نیروی نظامی که توی این دوتا جنگ فهمیدیم چقدر قدرقدرت و یل و قابل اتکا هستن
و این مردمی که توی ۶۰ روز در میدان منتظر لبتر کردن امامشون هستن
اما باز هم دولت بیاسلحه میتونه حرفش رو حتی در موضوعاتی که خطر وجودی برای نظام اسلامی دارن، بهش تحمیل کنه و بهش زور بگه و حتی به واکسن زدن وادارش کنه
و اون
هم تحمیل رو قبول کنه
و هم سکوت کنه
و هم از مردم بخواد همین دولت تحمیلگر رو حمایت کنن و بهش اعتماد کنن و بهش کمک کنن
این امام، بود و نبودش چه سودی به حال ملت داره که داری من و بافتنیهام رو بخاطر شهادتش سرزنش میکنی؟
ظلمی که شما و امثال شما به این رهبر بینظیر و جامع الاطراف کردید با هیچ توبهای قابل جبران نیست
کسی غیر از خودتون رو ملامت نکنید
اینها همه فرار رو به جلو هست
هرچند مشخصه که نه قصد توبه دارید و نه پشیمون هستید و همین برنامه رو برای امام جدید هم دارید
@yousofnaseri