eitaa logo
زهردارو | شیبانی
1هزار دنبال‌کننده
462 عکس
226 ویدیو
4 فایل
نوشته های رضا شیبانی ارتباط با من @reza_sheibani تا جوانیم دعا کن به شهادت برسیم
مشاهده در ایتا
دانلود
توافق آتش بس ترامپ بین اسرائیل و حماس خط زرد، خط عقب نشینی نیروهای اسرائیلی ست که پس از آن تبادل اسرا صورت خواهد گرفت. توافقی روی خلع سلاح و آینده اداره غزه پس از اتش بس صورت نگرفته است. اما به نظر می رسد آمریکا با فشار قطر و ترکیه بر حماس موفق به آزادسازی اسرای اسراییلی می شود. این یعنی حماس تنها برگ برنده خود را به لطف متحدین دوجانبه خود از دست می دهد. هر چند امتیاز اصلی که حماس در این توافق به دست می آورد یک امتیاز موقت است: عقب نشینی اسرائیل تا پشت خطوط زرد. اسراییل پس از ان به راحتی می تواند دوباره جنگ را بدون داشتن دغدغه اسرا، تا حذف کامل حماس آغاز کند. به نظر می رسد حماس تحت فشار ترکیه و قطر این توافق را پذیرفته است. ترامپ خود صریحا از ترکیه نام برد و گفت این توافق بدون اردوغان شدنی نبود. @zahrdaroo
این جمله که: " عده ای می خواهند روابط با جمهوری آذربایجان را تخریب کنند" جمله کلیدی برای فریب مدیریت سیاسی ایران است. اساسا روابط ایران_جمهوری آذربایجان بیمار و خراب است. چون موجودیت طرف مقابل از ابتدا بر استراتژی ایرانستیزی و ایرانگریزی بنا شده و هر گونه اصلاح این رابطه، نفی وجودی ملی گرایی آذربایجان است که بی پرده ادعای ارضی بر خاک ایران دارد. این رژیم دهه هاست تن به بازی نیابتی از جانب اسرائیل داده و بدترین خیانت ها و دشمنی ها را در حق ایران می کند. اما به مدد تغذیه یک لابی به ظاهر انقلابی در داخل سیستم های کشور، موفق شده است سیستم محاسباتی نظام را مختل و آن را مجبور به موضع گیری ها و تصمیم گیری های مغشوش کند. هر گاه نیز از کارشناسان امرو دلسوزان ایران، یکی لب به انتقاد می گشاید و از خیانت های عجیب و غریب رژیم باکو سخن می گوید، گروهی پانترکیست که بر تمایلات خفی و جلی بیگانه گرایی خود، لعابی از امت گرایی و انقلابیگری کشیده اند به انکار واقعیات پرداخته و فریاد بر می آورند که : می خواهند روابط با جمهوری آذربایجان را به هم بزنند.... این فرقه طبق ماموریت محوله، چنان فضا را به عصبیت و جنون آلوده می کنند که یک نفر از خود نمی پرسد که کدام رابطه؟؟؟ کدام مناسبات اقتصادی؟ کدام مناسبات امنیتی و ... اینجاست که کشور از جانب باکو ضربه های وحشتناک و دهشت انگیز می خورد اما رژیم الهام علی اف با ریشخندی غریب(از جنس همان ریشخند که الهام ساعتی قبل از شهادت رییسی در عکس معروف هنگام نگاه کردن به رییس جمهور شهید ما بر لب دارد) از کوچکترین مقابله در امان می ماند... سال های سال است که رژیم باکو به پشتگرمی این لابی نفوذی، با دستگاه دیپلماسی و امنیتی ما به راحتی بازی کرده و بازی خود را هم در عرصه سیاست خارجی و هم در تقویت جریان پانترکیسم در داخل ایران پیش برده است. به نحوی که همان دوقطبی هایی را که در پستوهای اطلاعاتی و امنیتی خود طراحی کرده، از زبان قومکرایان مزین به ریش و تسبیح در داخل ایران بیان و ایجاد کرده است. کی این بازی تمام خواهد شد؟ ظاهرا آقایان حتی با لگد دشمن نیز از خواب بر نمی خیزند.... @zahrdaroo
یکی از بچه های گردان "من حیث لا یحتسب" واحد استرالیا @zahrdaroo
زهردارو | شیبانی
یکی از بچه های گردان "من حیث لا یحتسب" واحد استرالیا @zahrdaroo
892.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظه ای که ده ها ایرانی در میدان تجریش تهران به دست صهیونیست ها و با موشک سنگر شکن شهید شدند. اکثر آنان زن و کودک بودند. یک زن باردار نیز در این حمله وحشیانه شهید شد. هدف این حمله، لوله اصلی آب منطقه بود. صهیونیست ها قصد داشتند با حمله به این لوله آب و قطع کردن آب بخش بزرگی از تهران به خیال خود زمینه شورش داخلی را فراهم کنند. @zahrdaroo
دهه هاست پرونده قفقاز در دست جریانی ست که (چه اصولگرا و چه اصلاح طلب) با سوگیری های قومی و سیاست های متاثر از علایق قوم و خویشی کاذب، در حال تضعیف موقعیت کشور است. حال همین جریان که باید در قبال عملکرد خود پاسخگو باشد، برای سرکوب و تخریب منتقدین، عده ای سایبری بی سواد و مزدبگیر را تحت عنوان "کارشناس قفقاز و ترکیه" مثل قارچ عمل می آورد تا با حملات هیستریک و خارج از قاعده به منتقدین، آنان را عامل وضع موجود قلمداد کنند. واقعیت این است که معادله رابطه میان ایران و باکو در فضای گفتگو و تولید اندیشه ی منتقدین برقرار نشده است؛ یک کارشناس و نویسنده نیز، به فرض اگر بخواهد، اساسا اهرمی برای به هم زدن روابط ایران با یک کشور ندارد. در قبال آنچه در قفقاز بر ما عارض شده است، تک تک مدیران و سفیران و نمایندگان و صاحب منصبانی که تصمیم گیران مسئله بودند باید پاسخگو باشند. این آقایان قبل از هر کاری نیز باید سوپرکارشناس های نابغه فحاشی را که هر روز چهار تا چهار تا از زیر بته ی خبرگزاری فلان و دانشگاه کذایی بهمان بیرون می آیند خاموش کرده و به سخن منتقدین گوش بسپارند. اگر رگ های تعصب جاهلیتی قوم و خویشی امان دهد.... @zahrdaroo
به جای شعر یلدایی: جنودِ جهل دست افشان، در این تسبیح می چرخد اجل دور سر ایران در این تسبیح می چرخد ز کف دادیم شیر مرتضی، خورشید احمد را هلال پرچم عثمان در این تسبیح می چرخد نمی دانیم و نتوانیم : ذکر و ورد این مرد است حدیث حضرت شیطان در این تسبیح می چرخد به صفین، اشعری با سبحه ای از جهل می آید به روی نیزه ها قرآن در این تسبیح می چرخد معاش ملت ایران نمی چرخد ولی گویا معاش قومی از اخوان در این تسبیح می چرخد سرِ سادات تبریز است زیر تیغ عثمانی که یک یک، زیر انگشتان در این تسبیح می چرخد تن دردانه های مرو، می بینم کبود و زخم کفِ بازار نخّاسان در این تسبیح می چرخد ز خون خلق ایران، آسیابِ اجنبی بینم که روزِ وحشت گرگان، در این تسبیح می چرخد زبانم، بیهقی در چنگ مسعود است ای مردم که چرخ دولت ترکان در این تسبیح می چرخد... شب یلدای سرد هزار و چهارصد و چهارِ تبریز @zahrdaroo
این تحلیل غلطی ست که به سیستم های عصبی ما انداخته اند؛ سیستمی که گویا چنان آبکش تحلیل های نفوذ گفتمانی شده که با لگد دشمن هم از خواب بیدار نمی شود!!! سیستمی که بازیچه ارتزاق رای چند سیاست باز فرومایه شده است. ....دو تا فحش به پهلوی بده؛ بعد مملکت را تجزیه کن و با پهلوی قسمت کن!! یک دعوای فوتبالی راه بینداز و به زور پرسپولیسی ها را سلطنت طلب کن و تراکتوری ها را تجزیه طلب!! اراده احمقانه ای که می خواهد تن به دوقطبی هایی بدهد که در تل آویو طراحی شده است!!! @zahrdaroo
شعار علیه پهلوی وقتی خوب است که در دقیقه ۵۷ داده شود. وگرنه شعار در دقیقه ۲۱، مثل روزه گرفتن ناصبی ها در روز عاشوراست!! ‌ @zahrdaroo
بگذارید صریح بگویم بلکه اندکی از درد قلبم کاسته شود؛ بی شرف ها وسط جنگ موجودیتی ایران با غرب، ریش انقلابی گذاشته اند و نگران بازگشت ناسیونالیسم هستند... جمهوری اسلامی حکومتی ست که در یک طرفِ آن یک عده دانشمند وطن پرست جان خودشان را کف دست گرفته اند و در لبه تکنولوژی جهانی، پهپاد و موشک و ماهواره و محصولات نانو و .... می سازند و روی پروژه جنگنده نسل ۵ و هواپیمای مسافری و همجوشی نسل چهارم هسته ای کار می کنند. ولی در یک طرف دیگرش یک مشت منافق پانترک اللاهی جمع شده اند که وسط جنگ با دشمن خارجی که دندان برای تجزیه کشور تیز کرده است، نگران بازگشت ناسیونالیسم هستند..... می خواهند تنها رشته اتصال جوان بحران زده نسل زد را با جمهوری اسلامی و ایران قطع کنند.... من دیگر با یقین تمام به این اوباش انقلابی نما می گویم نفوذی های رژیم باکو در داخل.... بزرگواران لااقل اسم امام و پیغمبر را از روی شبه دانشگاه هایی که جولانگاه نفاق پانترک اللاهی شده بردارید.... @zahrdaroo
آقای پزشکیان! دلار دارید! جلوی ریخت و پاش صدها میلیون دلار در فوتبال را بگیرید!! یکی از محورهای همیشگی در بحران ارزی ایران، نقش صنایع صادرات‌محور به‌ویژه پتروشیمی‌هاست. منتقدان می‌گویند بخشی از ارز حاصل از صادرات یا با تأخیر به چرخه رسمی برمی‌گردد یا اصلاً وارد بازار نمی‌شود؛ موضوعی که بارها از سوی سیاست‌گذاران پولی هم مورد انتقاد قرار گرفته است. در این میان، هلدینگ‌های بزرگ پتروشیمی از جمله هلدینگ خلیج فارس، به‌دلیل سهم بالایشان در صادرات غیرنفتی، در کانون توجه قرار دارند. هرچند مدیران این شرکت‌ها معمولاً تحریم و محدودیت‌های نقل‌وانتقال را دلیل می‌دانند، اما افکار عمومی همچنان آن‌ها را بخشی از مسئله کمبود ارز می‌بیند. هم‌زمان، همین هلدینگ‌ها وارد مالکیت باشگاه‌های فوتبال می‌شوند؛ جایی که منطق اقتصادی جای خود را به ولخرجی می‌دهد. درباره باشگاه ، در رسانه‌ها از هزینه‌ای در حدود ده‌ها میلیون دلار برای یک فصل صحبت شده؛ عددی که حتی در بسیاری از لیگ‌های اروپای شرقی هم غیرعادی است. مقایسه با لیگ کرواسی گویاست؛ تیم سوم دنیا و یک الگوی بسیار سالم و موفق فوتبالی. لیگی که ستاره می‌سازد و به اروپا صادر می‌کند، اما بالاترین رقمی که برای قرارداد یک بازیکن در آن ثبت شده یک میلیون یورو در سال است. این بازیکن نیز بعد از یک سال با ۳۰ میلیون دلار قرارداد به لیگ برتر انگلیس ترانسفر شده است. در حالی که در ایران، یک لیگ کم‌تماشاگر و کم‌درآمد، هزینه هایی چندین برابر بالاتر می‌پردازد. نمونه‌هایی که در فضای رسانه‌ای مطرح شده‌اند، شامل قراردادهای بسیار سنگین برای بازیکنان بالای ۳۰ یا ۳۵ سال و همچنین قراردادهای چندمیلیون‌دلاری برای برخی بازیکنان خارجی استقلال است؛ در یک نمونه، بازیکنی به نام رامین رضاییان با ۳۵ سال سن، یک و نیم میلیون دلار (با قیمت دلار وقت) از استقلال تهران با مالکیت هلدینگ خلیج فارس دریافت کرده است. این بازیکن اکنون نیمکت نشین شده و با وجود اعلام به عنوان بازیکن آزاد، یک مشتری هم ندارد!! درباره استقلال، منتقدان به نقش علی تاجرنیا نیز اشاره می‌کنند؛ فردی با پیشینه دندانپزشکی که به‌گفته منتقدان، بدون سابقه مشخص در مدیریت ورزشی یا اقتصادی، و بیشتر بر پایه عضویت سیاسی در جریان اصلاح‌طلب، به موقعیتی اثرگذار در هلدینگ خلیج فارس و سپس در ساختار تصمیم‌گیری باشگاه استقلال رسیده است. از نگاه این منتقدان، بخشی از ریخت‌وپاش‌های چندمیلیون‌دلاری استقلال، نتیجه دخالت اوست که نه منطق اقتصاد ورزش را می‌شناسند و نه پاسخ‌گوی هزینه‌هایی ست که از منابع عمومی یا شبه‌عمومی تأمین می‌شود. این فقط یک نمونه است. شاهد ده ها قرارداد با ارقام نجومی هستیم که بازده فنی‌شان نیز محل سؤال جدی بوده است. منتقدان می‌گویند تزریق حتی یک تا دو میلیون دلار واقعی به بازار ارز، در شرایط بحرانی فعلی بازار ارز، می‌تواند اثر روانی و قیمتی بزرگی داشته باشد؛ اثری که گاهی معادل ده‌ها هزار تومان کاهش در نرخ ارز تلقی می‌شود. تناقض دردناک از همین‌جا چهره خود را نشان می دهد: دلاری که می‌تواند وارد بازار شود و فشار ارزی را کاهش دهد، به‌جای آن به شکل قرارداد فوتبالی، آپشن‌های عجیب، و پورسانت دلالان خرج می‌شود؛ آن هم توسط بنگاه‌هایی که خودشان متهم به ترک فعل در بازگشت ارز هستند. این مسئله فقط به استقلال محدود نیست. در سال‌های اخیر، درباره ریخت‌وپاش‌ها و ابهامات مالی در باشگاه‌هایی مثل تراکتور، پرسپولیس، سپاهان و دیگران نیز بارها گزارش و انتقاد منتشر شده؛ بدون اینکه شفافیت واقعی ایجاد شود. زنوزی در تراکتور گرچه مدعی خصوصی بودن است اما روند شکل گیری خصولتی این چهره ی زیر سوال اقتصادی بر آگاهان امر عیان است. در واقع او نه یک سرمایه گذار و سرمایه دار، که یک سرمایه بر و بانک بلند کن با اتصالات پنهان با جریانات منحرف سیاسی از دوره احمدی نژاد است. پرسپولیس نیز از جمله تیم های ولخرج و دلارسوز کشور است که مستقیما پمپ خود را در رگ های اقتصاد دولتی کشور فرو کرده و مشغول مکیدن است و به هیچ روی، در رقابت مصرف، میدان را به دیگر رقیبان وا نمی نهد. سپاهان نیز که همواره از پر خرج ترین تیم های این سفره گسترده شده برای خواص است. حتی باشگاه‌هایی با پشتوانه صنعتی کمتر شناخته‌شده، مثل چادرملوی یزد، هم وارد چرخه هزینه‌های سنگین شده‌اند؛ جایی که تابش های مشعشع سیاست قبیله ای بر چهره بیت المال می تابد و خواهر زاده های خاتمی با ترکیب سیاست، صنعت و فوتبال، روایت های جدید درباره اولویت‌های اقتصادی کشور ایجاد می‌کند!!! در نهایت، مسئله فقط فوتبال نیست؛ فوتبال آینه‌ای است از اقتصاد سیاسی ایران. جایی که ارز کمیاب است، اما برای رقابت‌های داخلی چه بسا مضر، به راحتی خرج می‌شود؛ و جایی که بحران ارزی داریم، اما باشگاه‌ها طوری هزینه می‌کنند که انگار دلار فراوان است! @zahrdaroo
آقای پزشکیان! دلار دارید! جلوی ریخت و پاش صدها میلیون دلار در فوتبال را بگیرید!! یکی از محورهای همیشگی در بحران ارزی ایران، نقش صنایع صادرات‌محور به‌ویژه پتروشیمی‌هاست. منتقدان می‌گویند بخشی از ارز حاصل از صادرات یا با تأخیر به چرخه رسمی برمی‌گردد یا اصلاً وارد بازار نمی‌شود؛ موضوعی که بارها از سوی سیاست‌گذاران پولی هم مورد انتقاد قرار گرفته است. در این میان، هلدینگ‌های بزرگ پتروشیمی از جمله هلدینگ خلیج فارس، به‌دلیل سهم بالایشان در صادرات غیرنفتی، در کانون توجه قرار دارند. هرچند مدیران این شرکت‌ها معمولاً تحریم و محدودیت‌های نقل‌وانتقال را دلیل می‌دانند، اما افکار عمومی همچنان آن‌ها را بخشی از مسئله کمبود ارز می‌بیند. هم‌زمان، همین هلدینگ‌ها وارد مالکیت باشگاه‌های فوتبال می‌شوند؛ جایی که منطق اقتصادی جای خود را به ولخرجی می‌دهد. درباره باشگاه ، در رسانه‌ها از هزینه‌ای در حدود ده‌ها میلیون دلار برای یک فصل صحبت شده؛ عددی که حتی در بسیاری از لیگ‌های اروپای شرقی هم غیرعادی است. مقایسه با لیگ کرواسی گویاست؛ تیم سوم دنیا و یک الگوی بسیار سالم و موفق فوتبالی. لیگی که ستاره می‌سازد و به اروپا صادر می‌کند، اما بالاترین رقمی که برای قرارداد یک بازیکن در آن ثبت شده یک میلیون یورو در سال است. این بازیکن نیز بعد از یک سال با ۳۰ میلیون دلار قرارداد به لیگ برتر انگلیس ترانسفر شده است. در حالی که در ایران، یک لیگ کم‌تماشاگر و کم‌درآمد، هزینه هایی چندین برابر بالاتر می‌پردازد. نمونه‌هایی که در فضای رسانه‌ای مطرح شده‌اند، شامل قراردادهای بسیار سنگین برای بازیکنان بالای ۳۰ یا ۳۵ سال و همچنین قراردادهای چندمیلیون‌دلاری برای برخی بازیکنان خارجی استقلال است؛ در یک نمونه، بازیکنی به نام رامین رضاییان با ۳۵ سال سن، یک و نیم میلیون دلار (با قیمت دلار وقت) از استقلال تهران با مالکیت هلدینگ خلیج فارس دریافت کرده است. این بازیکن اکنون نیمکت نشین شده و با وجود اعلام به عنوان بازیکن آزاد، یک مشتری هم ندارد!! درباره استقلال، منتقدان به نقش علی تاجرنیا نیز اشاره می‌کنند؛ فردی با پیشینه دندانپزشکی که به‌گفته منتقدان، بدون سابقه مشخص در مدیریت ورزشی یا اقتصادی، و بیشتر بر پایه عضویت سیاسی در جریان اصلاح‌طلب، به موقعیتی اثرگذار در هلدینگ خلیج فارس و سپس در ساختار تصمیم‌گیری باشگاه استقلال رسیده است. از نگاه این منتقدان، بخشی از ریخت‌وپاش‌های چندمیلیون‌دلاری استقلال، نتیجه دخالت اوست که نه منطق اقتصاد ورزش را می‌شناسند و نه پاسخ‌گوی هزینه‌هایی ست که از منابع عمومی یا شبه‌عمومی تأمین می‌شود. این فقط یک نمونه است. شاهد ده ها قرارداد با ارقام نجومی هستیم که بازده فنی‌شان نیز محل سؤال جدی بوده است. منتقدان می‌گویند تزریق حتی یک تا دو میلیون دلار واقعی به بازار ارز، در شرایط بحرانی فعلی بازار ارز، می‌تواند اثر روانی و قیمتی بزرگی داشته باشد؛ اثری که گاهی معادل ده‌ها هزار تومان کاهش در نرخ ارز تلقی می‌شود. تناقض دردناک از همین‌جا چهره خود را نشان می دهد: دلاری که می‌تواند وارد بازار شود و فشار ارزی را کاهش دهد، به‌جای آن به شکل قرارداد فوتبالی، آپشن‌های عجیب، و پورسانت دلالان خرج می‌شود؛ آن هم توسط بنگاه‌هایی که خودشان متهم به ترک فعل در بازگشت ارز هستند. این مسئله فقط به استقلال محدود نیست. در سال‌های اخیر، درباره ریخت‌وپاش‌ها و ابهامات مالی در باشگاه‌هایی مثل تراکتور، پرسپولیس، سپاهان و دیگران نیز بارها گزارش و انتقاد منتشر شده؛ بدون اینکه شفافیت واقعی ایجاد شود. زنوزی در تراکتور گرچه مدعی خصوصی بودن است اما روند شکل گیری خصولتی این چهره ی زیر سوال اقتصادی بر آگاهان امر عیان است. در واقع او نه یک سرمایه گذار و سرمایه دار، که یک سرمایه بر و بانک بلند کن با اتصالات پنهان با جریانات منحرف سیاسی از دوره احمدی نژاد است. پرسپولیس نیز از جمله تیم های ولخرج و دلارسوز کشور است که مستقیما پمپ خود را در رگ های اقتصاد دولتی کشور فرو کرده و مشغول مکیدن است و به هیچ روی، در رقابت مصرف، میدان را به دیگر رقیبان وا نمی نهد. سپاهان نیز که همواره از پر خرج ترین تیم های این سفره گسترده شده برای خواص است. حتی باشگاه‌هایی با پشتوانه صنعتی کمتر شناخته‌شده، مثل چادرملوی یزد، هم وارد چرخه هزینه‌های سنگین شده‌اند؛ جایی که تابش های مشعشع سیاست قبیله ای بر چهره بیت المال می تابد و خواهر زاده های خاتمی با ترکیب سیاست، صنعت و فوتبال، روایت های جدید درباره اولویت‌های اقتصادی کشور ایجاد می‌کند!!! در نهایت، مسئله فقط فوتبال نیست؛ فوتبال آینه‌ای است از اقتصاد سیاسی ایران. جایی که ارز کمیاب است، اما برای رقابت‌های داخلی چه بسا مضر، به راحتی خرج می‌شود؛ و جایی که بحران ارزی داریم، اما باشگاه‌ها طوری هزینه می‌کنند که انگار دلار فراوان است! @zahrdaroo
بازاری محافظه کار و منطقی و مسالمت جوست. ذات بازار ادب و گفتگوست. از بازاری نه برانداز درمیاد نه اغتشاشگر. اساسا بازار ضد رادیکالیسم و بی ثباتیه. بازاری مطالبه ش حقه. مطالبه ش معاشه. دنبال شورت پا کردن و بیرون ریختن فیها خالدونش نیست. بازاری دو کلمه حرف حق داره: این رسم اداره اقتصاد و مدیریت ارز نیست. آقای حکومت شما بی زحمت دو دقیقه نترس و توهم توطئه نگیر و مدیریت کن خودت رو. با بازاری جماعت به زبان منطق بازار حرف بزنی اون چهار تا اغتشاشگر رو هم خودشون کت بسته تحویل پلیس می دن. عزیز دلی هم که جلو اینترنشنال نشستی داری آروغ های براندازی و "هموطن به پا خیز" و "نور بر تاریکی پیروز است" استوری می کنی؛ دو دقیقه خفه شو دلت برا سوئیس خیالی قبل از ۵۷ تنگ نشه خیابون رو به لجن نکش بذار چهار تا کاسب مظلوم به خیر و خوشی حرفشونو بزنن. @zahrdaroo