eitaa logo
زهردارو | شیبانی
1هزار دنبال‌کننده
462 عکس
226 ویدیو
4 فایل
نوشته های رضا شیبانی ارتباط با من @reza_sheibani تا جوانیم دعا کن به شهادت برسیم
مشاهده در ایتا
دانلود
دهه هاست پرونده قفقاز در دست جریانی ست که (چه اصولگرا و چه اصلاح طلب) با سوگیری های قومی و سیاست های متاثر از علایق قوم و خویشی کاذب، در حال تضعیف موقعیت کشور است. حال همین جریان که باید در قبال عملکرد خود پاسخگو باشد، برای سرکوب و تخریب منتقدین، عده ای سایبری بی سواد و مزدبگیر را تحت عنوان "کارشناس قفقاز و ترکیه" مثل قارچ عمل می آورد تا با حملات هیستریک و خارج از قاعده به منتقدین، آنان را عامل وضع موجود قلمداد کنند. واقعیت این است که معادله رابطه میان ایران و باکو در فضای گفتگو و تولید اندیشه ی منتقدین برقرار نشده است؛ یک کارشناس و نویسنده نیز، به فرض اگر بخواهد، اساسا اهرمی برای به هم زدن روابط ایران با یک کشور ندارد. در قبال آنچه در قفقاز بر ما عارض شده است، تک تک مدیران و سفیران و نمایندگان و صاحب منصبانی که تصمیم گیران مسئله بودند باید پاسخگو باشند. این آقایان قبل از هر کاری نیز باید سوپرکارشناس های نابغه فحاشی را که هر روز چهار تا چهار تا از زیر بته ی خبرگزاری فلان و دانشگاه کذایی بهمان بیرون می آیند خاموش کرده و به سخن منتقدین گوش بسپارند. اگر رگ های تعصب جاهلیتی قوم و خویشی امان دهد.... @zahrdaroo
به جای شعر یلدایی: جنودِ جهل دست افشان، در این تسبیح می چرخد اجل دور سر ایران در این تسبیح می چرخد ز کف دادیم شیر مرتضی، خورشید احمد را هلال پرچم عثمان در این تسبیح می چرخد نمی دانیم و نتوانیم : ذکر و ورد این مرد است حدیث حضرت شیطان در این تسبیح می چرخد به صفین، اشعری با سبحه ای از جهل می آید به روی نیزه ها قرآن در این تسبیح می چرخد معاش ملت ایران نمی چرخد ولی گویا معاش قومی از اخوان در این تسبیح می چرخد سرِ سادات تبریز است زیر تیغ عثمانی که یک یک، زیر انگشتان در این تسبیح می چرخد تن دردانه های مرو، می بینم کبود و زخم کفِ بازار نخّاسان در این تسبیح می چرخد ز خون خلق ایران، آسیابِ اجنبی بینم که روزِ وحشت گرگان، در این تسبیح می چرخد زبانم، بیهقی در چنگ مسعود است ای مردم که چرخ دولت ترکان در این تسبیح می چرخد... شب یلدای سرد هزار و چهارصد و چهارِ تبریز @zahrdaroo
این تحلیل غلطی ست که به سیستم های عصبی ما انداخته اند؛ سیستمی که گویا چنان آبکش تحلیل های نفوذ گفتمانی شده که با لگد دشمن هم از خواب بیدار نمی شود!!! سیستمی که بازیچه ارتزاق رای چند سیاست باز فرومایه شده است. ....دو تا فحش به پهلوی بده؛ بعد مملکت را تجزیه کن و با پهلوی قسمت کن!! یک دعوای فوتبالی راه بینداز و به زور پرسپولیسی ها را سلطنت طلب کن و تراکتوری ها را تجزیه طلب!! اراده احمقانه ای که می خواهد تن به دوقطبی هایی بدهد که در تل آویو طراحی شده است!!! @zahrdaroo
شعار علیه پهلوی وقتی خوب است که در دقیقه ۵۷ داده شود. وگرنه شعار در دقیقه ۲۱، مثل روزه گرفتن ناصبی ها در روز عاشوراست!! ‌ @zahrdaroo
بگذارید صریح بگویم بلکه اندکی از درد قلبم کاسته شود؛ بی شرف ها وسط جنگ موجودیتی ایران با غرب، ریش انقلابی گذاشته اند و نگران بازگشت ناسیونالیسم هستند... جمهوری اسلامی حکومتی ست که در یک طرفِ آن یک عده دانشمند وطن پرست جان خودشان را کف دست گرفته اند و در لبه تکنولوژی جهانی، پهپاد و موشک و ماهواره و محصولات نانو و .... می سازند و روی پروژه جنگنده نسل ۵ و هواپیمای مسافری و همجوشی نسل چهارم هسته ای کار می کنند. ولی در یک طرف دیگرش یک مشت منافق پانترک اللاهی جمع شده اند که وسط جنگ با دشمن خارجی که دندان برای تجزیه کشور تیز کرده است، نگران بازگشت ناسیونالیسم هستند..... می خواهند تنها رشته اتصال جوان بحران زده نسل زد را با جمهوری اسلامی و ایران قطع کنند.... من دیگر با یقین تمام به این اوباش انقلابی نما می گویم نفوذی های رژیم باکو در داخل.... بزرگواران لااقل اسم امام و پیغمبر را از روی شبه دانشگاه هایی که جولانگاه نفاق پانترک اللاهی شده بردارید.... @zahrdaroo
آقای پزشکیان! دلار دارید! جلوی ریخت و پاش صدها میلیون دلار در فوتبال را بگیرید!! یکی از محورهای همیشگی در بحران ارزی ایران، نقش صنایع صادرات‌محور به‌ویژه پتروشیمی‌هاست. منتقدان می‌گویند بخشی از ارز حاصل از صادرات یا با تأخیر به چرخه رسمی برمی‌گردد یا اصلاً وارد بازار نمی‌شود؛ موضوعی که بارها از سوی سیاست‌گذاران پولی هم مورد انتقاد قرار گرفته است. در این میان، هلدینگ‌های بزرگ پتروشیمی از جمله هلدینگ خلیج فارس، به‌دلیل سهم بالایشان در صادرات غیرنفتی، در کانون توجه قرار دارند. هرچند مدیران این شرکت‌ها معمولاً تحریم و محدودیت‌های نقل‌وانتقال را دلیل می‌دانند، اما افکار عمومی همچنان آن‌ها را بخشی از مسئله کمبود ارز می‌بیند. هم‌زمان، همین هلدینگ‌ها وارد مالکیت باشگاه‌های فوتبال می‌شوند؛ جایی که منطق اقتصادی جای خود را به ولخرجی می‌دهد. درباره باشگاه ، در رسانه‌ها از هزینه‌ای در حدود ده‌ها میلیون دلار برای یک فصل صحبت شده؛ عددی که حتی در بسیاری از لیگ‌های اروپای شرقی هم غیرعادی است. مقایسه با لیگ کرواسی گویاست؛ تیم سوم دنیا و یک الگوی بسیار سالم و موفق فوتبالی. لیگی که ستاره می‌سازد و به اروپا صادر می‌کند، اما بالاترین رقمی که برای قرارداد یک بازیکن در آن ثبت شده یک میلیون یورو در سال است. این بازیکن نیز بعد از یک سال با ۳۰ میلیون دلار قرارداد به لیگ برتر انگلیس ترانسفر شده است. در حالی که در ایران، یک لیگ کم‌تماشاگر و کم‌درآمد، هزینه هایی چندین برابر بالاتر می‌پردازد. نمونه‌هایی که در فضای رسانه‌ای مطرح شده‌اند، شامل قراردادهای بسیار سنگین برای بازیکنان بالای ۳۰ یا ۳۵ سال و همچنین قراردادهای چندمیلیون‌دلاری برای برخی بازیکنان خارجی استقلال است؛ در یک نمونه، بازیکنی به نام رامین رضاییان با ۳۵ سال سن، یک و نیم میلیون دلار (با قیمت دلار وقت) از استقلال تهران با مالکیت هلدینگ خلیج فارس دریافت کرده است. این بازیکن اکنون نیمکت نشین شده و با وجود اعلام به عنوان بازیکن آزاد، یک مشتری هم ندارد!! درباره استقلال، منتقدان به نقش علی تاجرنیا نیز اشاره می‌کنند؛ فردی با پیشینه دندانپزشکی که به‌گفته منتقدان، بدون سابقه مشخص در مدیریت ورزشی یا اقتصادی، و بیشتر بر پایه عضویت سیاسی در جریان اصلاح‌طلب، به موقعیتی اثرگذار در هلدینگ خلیج فارس و سپس در ساختار تصمیم‌گیری باشگاه استقلال رسیده است. از نگاه این منتقدان، بخشی از ریخت‌وپاش‌های چندمیلیون‌دلاری استقلال، نتیجه دخالت اوست که نه منطق اقتصاد ورزش را می‌شناسند و نه پاسخ‌گوی هزینه‌هایی ست که از منابع عمومی یا شبه‌عمومی تأمین می‌شود. این فقط یک نمونه است. شاهد ده ها قرارداد با ارقام نجومی هستیم که بازده فنی‌شان نیز محل سؤال جدی بوده است. منتقدان می‌گویند تزریق حتی یک تا دو میلیون دلار واقعی به بازار ارز، در شرایط بحرانی فعلی بازار ارز، می‌تواند اثر روانی و قیمتی بزرگی داشته باشد؛ اثری که گاهی معادل ده‌ها هزار تومان کاهش در نرخ ارز تلقی می‌شود. تناقض دردناک از همین‌جا چهره خود را نشان می دهد: دلاری که می‌تواند وارد بازار شود و فشار ارزی را کاهش دهد، به‌جای آن به شکل قرارداد فوتبالی، آپشن‌های عجیب، و پورسانت دلالان خرج می‌شود؛ آن هم توسط بنگاه‌هایی که خودشان متهم به ترک فعل در بازگشت ارز هستند. این مسئله فقط به استقلال محدود نیست. در سال‌های اخیر، درباره ریخت‌وپاش‌ها و ابهامات مالی در باشگاه‌هایی مثل تراکتور، پرسپولیس، سپاهان و دیگران نیز بارها گزارش و انتقاد منتشر شده؛ بدون اینکه شفافیت واقعی ایجاد شود. زنوزی در تراکتور گرچه مدعی خصوصی بودن است اما روند شکل گیری خصولتی این چهره ی زیر سوال اقتصادی بر آگاهان امر عیان است. در واقع او نه یک سرمایه گذار و سرمایه دار، که یک سرمایه بر و بانک بلند کن با اتصالات پنهان با جریانات منحرف سیاسی از دوره احمدی نژاد است. پرسپولیس نیز از جمله تیم های ولخرج و دلارسوز کشور است که مستقیما پمپ خود را در رگ های اقتصاد دولتی کشور فرو کرده و مشغول مکیدن است و به هیچ روی، در رقابت مصرف، میدان را به دیگر رقیبان وا نمی نهد. سپاهان نیز که همواره از پر خرج ترین تیم های این سفره گسترده شده برای خواص است. حتی باشگاه‌هایی با پشتوانه صنعتی کمتر شناخته‌شده، مثل چادرملوی یزد، هم وارد چرخه هزینه‌های سنگین شده‌اند؛ جایی که تابش های مشعشع سیاست قبیله ای بر چهره بیت المال می تابد و خواهر زاده های خاتمی با ترکیب سیاست، صنعت و فوتبال، روایت های جدید درباره اولویت‌های اقتصادی کشور ایجاد می‌کند!!! در نهایت، مسئله فقط فوتبال نیست؛ فوتبال آینه‌ای است از اقتصاد سیاسی ایران. جایی که ارز کمیاب است، اما برای رقابت‌های داخلی چه بسا مضر، به راحتی خرج می‌شود؛ و جایی که بحران ارزی داریم، اما باشگاه‌ها طوری هزینه می‌کنند که انگار دلار فراوان است! @zahrdaroo
آقای پزشکیان! دلار دارید! جلوی ریخت و پاش صدها میلیون دلار در فوتبال را بگیرید!! یکی از محورهای همیشگی در بحران ارزی ایران، نقش صنایع صادرات‌محور به‌ویژه پتروشیمی‌هاست. منتقدان می‌گویند بخشی از ارز حاصل از صادرات یا با تأخیر به چرخه رسمی برمی‌گردد یا اصلاً وارد بازار نمی‌شود؛ موضوعی که بارها از سوی سیاست‌گذاران پولی هم مورد انتقاد قرار گرفته است. در این میان، هلدینگ‌های بزرگ پتروشیمی از جمله هلدینگ خلیج فارس، به‌دلیل سهم بالایشان در صادرات غیرنفتی، در کانون توجه قرار دارند. هرچند مدیران این شرکت‌ها معمولاً تحریم و محدودیت‌های نقل‌وانتقال را دلیل می‌دانند، اما افکار عمومی همچنان آن‌ها را بخشی از مسئله کمبود ارز می‌بیند. هم‌زمان، همین هلدینگ‌ها وارد مالکیت باشگاه‌های فوتبال می‌شوند؛ جایی که منطق اقتصادی جای خود را به ولخرجی می‌دهد. درباره باشگاه ، در رسانه‌ها از هزینه‌ای در حدود ده‌ها میلیون دلار برای یک فصل صحبت شده؛ عددی که حتی در بسیاری از لیگ‌های اروپای شرقی هم غیرعادی است. مقایسه با لیگ کرواسی گویاست؛ تیم سوم دنیا و یک الگوی بسیار سالم و موفق فوتبالی. لیگی که ستاره می‌سازد و به اروپا صادر می‌کند، اما بالاترین رقمی که برای قرارداد یک بازیکن در آن ثبت شده یک میلیون یورو در سال است. این بازیکن نیز بعد از یک سال با ۳۰ میلیون دلار قرارداد به لیگ برتر انگلیس ترانسفر شده است. در حالی که در ایران، یک لیگ کم‌تماشاگر و کم‌درآمد، هزینه هایی چندین برابر بالاتر می‌پردازد. نمونه‌هایی که در فضای رسانه‌ای مطرح شده‌اند، شامل قراردادهای بسیار سنگین برای بازیکنان بالای ۳۰ یا ۳۵ سال و همچنین قراردادهای چندمیلیون‌دلاری برای برخی بازیکنان خارجی استقلال است؛ در یک نمونه، بازیکنی به نام رامین رضاییان با ۳۵ سال سن، یک و نیم میلیون دلار (با قیمت دلار وقت) از استقلال تهران با مالکیت هلدینگ خلیج فارس دریافت کرده است. این بازیکن اکنون نیمکت نشین شده و با وجود اعلام به عنوان بازیکن آزاد، یک مشتری هم ندارد!! درباره استقلال، منتقدان به نقش علی تاجرنیا نیز اشاره می‌کنند؛ فردی با پیشینه دندانپزشکی که به‌گفته منتقدان، بدون سابقه مشخص در مدیریت ورزشی یا اقتصادی، و بیشتر بر پایه عضویت سیاسی در جریان اصلاح‌طلب، به موقعیتی اثرگذار در هلدینگ خلیج فارس و سپس در ساختار تصمیم‌گیری باشگاه استقلال رسیده است. از نگاه این منتقدان، بخشی از ریخت‌وپاش‌های چندمیلیون‌دلاری استقلال، نتیجه دخالت اوست که نه منطق اقتصاد ورزش را می‌شناسند و نه پاسخ‌گوی هزینه‌هایی ست که از منابع عمومی یا شبه‌عمومی تأمین می‌شود. این فقط یک نمونه است. شاهد ده ها قرارداد با ارقام نجومی هستیم که بازده فنی‌شان نیز محل سؤال جدی بوده است. منتقدان می‌گویند تزریق حتی یک تا دو میلیون دلار واقعی به بازار ارز، در شرایط بحرانی فعلی بازار ارز، می‌تواند اثر روانی و قیمتی بزرگی داشته باشد؛ اثری که گاهی معادل ده‌ها هزار تومان کاهش در نرخ ارز تلقی می‌شود. تناقض دردناک از همین‌جا چهره خود را نشان می دهد: دلاری که می‌تواند وارد بازار شود و فشار ارزی را کاهش دهد، به‌جای آن به شکل قرارداد فوتبالی، آپشن‌های عجیب، و پورسانت دلالان خرج می‌شود؛ آن هم توسط بنگاه‌هایی که خودشان متهم به ترک فعل در بازگشت ارز هستند. این مسئله فقط به استقلال محدود نیست. در سال‌های اخیر، درباره ریخت‌وپاش‌ها و ابهامات مالی در باشگاه‌هایی مثل تراکتور، پرسپولیس، سپاهان و دیگران نیز بارها گزارش و انتقاد منتشر شده؛ بدون اینکه شفافیت واقعی ایجاد شود. زنوزی در تراکتور گرچه مدعی خصوصی بودن است اما روند شکل گیری خصولتی این چهره ی زیر سوال اقتصادی بر آگاهان امر عیان است. در واقع او نه یک سرمایه گذار و سرمایه دار، که یک سرمایه بر و بانک بلند کن با اتصالات پنهان با جریانات منحرف سیاسی از دوره احمدی نژاد است. پرسپولیس نیز از جمله تیم های ولخرج و دلارسوز کشور است که مستقیما پمپ خود را در رگ های اقتصاد دولتی کشور فرو کرده و مشغول مکیدن است و به هیچ روی، در رقابت مصرف، میدان را به دیگر رقیبان وا نمی نهد. سپاهان نیز که همواره از پر خرج ترین تیم های این سفره گسترده شده برای خواص است. حتی باشگاه‌هایی با پشتوانه صنعتی کمتر شناخته‌شده، مثل چادرملوی یزد، هم وارد چرخه هزینه‌های سنگین شده‌اند؛ جایی که تابش های مشعشع سیاست قبیله ای بر چهره بیت المال می تابد و خواهر زاده های خاتمی با ترکیب سیاست، صنعت و فوتبال، روایت های جدید درباره اولویت‌های اقتصادی کشور ایجاد می‌کند!!! در نهایت، مسئله فقط فوتبال نیست؛ فوتبال آینه‌ای است از اقتصاد سیاسی ایران. جایی که ارز کمیاب است، اما برای رقابت‌های داخلی چه بسا مضر، به راحتی خرج می‌شود؛ و جایی که بحران ارزی داریم، اما باشگاه‌ها طوری هزینه می‌کنند که انگار دلار فراوان است! @zahrdaroo
بازاری محافظه کار و منطقی و مسالمت جوست. ذات بازار ادب و گفتگوست. از بازاری نه برانداز درمیاد نه اغتشاشگر. اساسا بازار ضد رادیکالیسم و بی ثباتیه. بازاری مطالبه ش حقه. مطالبه ش معاشه. دنبال شورت پا کردن و بیرون ریختن فیها خالدونش نیست. بازاری دو کلمه حرف حق داره: این رسم اداره اقتصاد و مدیریت ارز نیست. آقای حکومت شما بی زحمت دو دقیقه نترس و توهم توطئه نگیر و مدیریت کن خودت رو. با بازاری جماعت به زبان منطق بازار حرف بزنی اون چهار تا اغتشاشگر رو هم خودشون کت بسته تحویل پلیس می دن. عزیز دلی هم که جلو اینترنشنال نشستی داری آروغ های براندازی و "هموطن به پا خیز" و "نور بر تاریکی پیروز است" استوری می کنی؛ دو دقیقه خفه شو دلت برا سوئیس خیالی قبل از ۵۷ تنگ نشه خیابون رو به لجن نکش بذار چهار تا کاسب مظلوم به خیر و خوشی حرفشونو بزنن. @zahrdaroo
مطلب وارده: شورای شهر تبریز ؛ از برف تا بوق و کرنا سه‌شنبه‌ای بود با برفی سبک و خیابانی نیمه‌لغزنده. راهبندان شدید نبود، اما کندی عبور و مرور نشان می‌داد که برف‌روبی و محلول‌پاشی همچنان در خواب زمستانی‌اند. مردم انتظار داشتند اعضای فخیمه شورای شهر در میدان حاضر شوند و به وظیفه اصلی خود ـ یعنی مدیریت شهری ـ بپردازند. اما شورا کجا بود؟ - یکی سرگرم بحث‌های بی‌پایان درباره تیم تراکتورسازی، گویی سرنوشت لیگ برتر از مصوبات شورا مهم‌تر است. - دیگری در مقام کارشناس موسیقی و رقص، درباره ساز و آواز نظر می‌دهد، بی‌آنکه صدای خیابان‌های یخ‌زده را بشنود. - برخی هم به جدل‌های بی‌پایان درباره زبان ترکی و فارسی مشغول‌اند، انگار که برف با انتخاب زبان ذوب می‌شود. - و حتی عده‌ای به کوروش و تاریخ باستان پرداخته‌اند، در حالی که تاریخ امروزِ شهر زیر برف مدفون مانده است. این دخالت‌های نامربوط، همان طنز تلخ مدیریت شهری ماست: شورایی که در هر موضوعی غیر از وظیفه اصلی خود حاضر است. در میدان سخنرانی پرهیاهو، اما در میدان عمل خاموش. شهروندان با برف و یخ دست‌وپنجه نرم می‌کنند، و شورا همچنان درگیر فلسفه‌ی فوتبال، جدل‌های زبانی و آوازهای بی‌پایان است. گویی این قوم، نه نمایندگان مردم، که همان یاجوج و ماجوج‌اند؛ پرهیاهو در زبان، اما ناپدید در میدان. @zahrdaroo
با کسانی که با آزادی تمام، رضاشاه روحت شاد می گویند کاری نداشته باشید. این ها مستضعف فکری اند. بازیچه شده اند. فقط مجبورشان کنید شرح واقعه گوهرشاد را بخوانند تا بفهمند اگر جمهوری اسلامی بخواهد به سبک رضا شاه با معترض برخورد کند، چه اتفاقی می افتد. واقعه گوهرشاد را بخوانید. از همین ویکی پدیا بخوانید که دست جریان غربگرا و ضد جمهوری اسلامی ست. رضا شاه یک روز صبح از خواب پا می شود و دستور می دهد همه باید کلاه شاپو سرشان بگذارند و زنان باید روسری از سر بردارند. یک قانون گذاری به دور از منطق حکمرانی؛ انگار مملکت سربازخانه است. ذکاء الملک فروغی نخست وزیر و محمد ولی اسدی تولیت حرم رضوی نسبت به این اجبار دیکتاتور مآبانه و ضد فرهنگ جامعه و عواقب آن بخصوص در شهرهای مذهبی هشدار می دهند. اما رضاشاه( روحش شاد!!!!) به تندی و با اهانت نخست وزیر و تولیت منصوب خود را ساکت می کند. طبق پیش بینی فروغی و اسدی، مردم مشهد و زوار حرم امام رضا ع معترض شده و نهایتا از اهانت ها و اجبارهای خشن مامورین دولت که باعث کشته شدن زنان بسیاری شده بود، به جان آمده و در حرم متحصن می شوند. خواسته شان هم صرفا مخالفت با کلاه شاپو و بخصوص بی حجاب کردن اجباری بوده. نه شعار می دادند، نه برانداز بودند و نه سیاسی؛ مرجع تقلید وقت خراسان، سید حسین طباطبایی قمی با احترام و بدون حاشیه برای عرض خواسته مردم متحصن به محضر شاه، به تهران می آید. اما رضاشاه با بی ادبی و قلدری دستور بازداشت، ضرب و شتم و تبعید پیرمرد بینوا را می دهد. بعد لشکر پیاده خراسان با دستور تیر مستقیم وارد حرم شده و مردم را در مسجد گوهرشاد به گلوله می بندند. طبق گفته پاسبان های نظمیه، ۱۶۰۰ جنازه از گوهرشاد خارج و در گور دسته جمعی دفن می شود. این ها از منابع غربی هاست. از همان ویکی پدیا بخوانید که دست موسسه غربی ویکی پدیاست. رضا شاه البته باز از خون سیر نمی شود. میرولی اسدی تولیت حرم امام رضا را دستگیر و اعدام می کند. قبل از اعدام او، فروغی را هم به جرم طلب شفاعت برای اسدی، زیر لگد می گیرد و با خطاب زن ریشو عزل می کند. همین استفاده از کلمه زن به عنوان دشنام، نگاه رضا شاه به زن را به وضوح نشان می دهد.... خلاصه؛ ای اصحاب رضاشاه روحش شاد! جمهوری اسلامی هم اگر بخواهد مثل رضا شاه عمل کند، روح همگی شما شاد می شود و به لقاء الله می پیوندید... @zahrdaroo
ولو یک قطره خون بر زمین ریخته شود، هر که باشد و از هر طرف، دامن باعثان و بانیانش را خواهد گرفت. چه در مسئولین بی کفایت و "من بلد نیستم چکار کنم" و چه در میان هرزگان سیاسی و جنایتکاران وطن فروشی که برای به قدرت رسیدن خون فقرا را به جوش می آورند....همه مسئولیم. حتی شما دوست عزیزی که جلوی شومینه استوری "به پاخیز هموطن" می گذاری اما فردایش صدایت از پیست اسکی می آید!! @zahrdaroo
ایران اینترنشنال، سالی به حساب پول ایران ۱۰۰ هزار میلیارد تومان از امریکا و اسرائیل و سعودی بودجه می گیرد که به بودجه ۱۸۰۰ میلیارد تومانی جامعه المصطفی (یک دانشگاه استراتژیک در ایران که وظیفه اش ترویج تمدن شیعی ایرانی ست) گیر بدهد. کانه ایران حق ندارد دانشگاه داشته باشد. اگر خروجی کل دوران جامعه المصطفی فقط یک شیخ زکزاکی هم بوده باشد، باز سود عظیم کرده ایم. @zahrdaroo