eitaa logo
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
1.4هزار دنبال‌کننده
49.8هزار عکس
36.4هزار ویدیو
1.7هزار فایل
#نذر_ظهور ارتباط با ما @Zh4653 @zandahlm1357 سلام خدمت بزرگواران این کانال پیروفرمایشات امام خامنه ای باب فعالیت درفضای مجازی ایجاد شده ازهمراهی شما سپاسگزاریم درصورت رضایت ؛کانال را به دیگران معرفی بفرمایید🍃🍃🍃🍃https://eitaa.com/zandahlm1357
مشاهده در ایتا
دانلود
44.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| فراشان حرم رضوی میزبان زائران پیاده 🔹موکب خدمه فراش حرم مطهر رضوی در مسیر چناران به مشهد آغاز به کار کرد . 📌 خبر ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
برپایی ۵ موکب اسکان و پذیرایی از زائران در جوار بارگاه منور رضوی 🔸جعفر رئیسیان زاده، معاون خدمات اجتماعی بنیاد کرامت رضوی: 🔹در ایام پایانی ماه صفر حجم بالایی از زائران جهت تشرف به حرم مطهر رضوی وارد مشهد می‌شوند که تعدادی از این عزیزان به هر دلیل موفق به تأمین مکانی برای استراحت نمی‌شوند. 🔹به‌منظور تکریم این گروه از زائران و ایجاد شرایط مناسب برای اسکان و پذیرایی آنان، ۵ موکب در فاصله حدود ۶۰۰ متری از بارگاه منور رضوی آماده‌سازی شده است. 👇متن کامل خبر: https://astan.ir/MT7ZMs 📌 خبر ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
| موکب سلطانی 🔹اکرام، اطعام، اسکان زائران رضوی 🔹به همت خدمتگذاران شرکت‌ها و موسسات تابعه بنیاد بهره‌وری موقوفات آستان قدس رضوی 🔺زمان: شنبه ۱۰ شهریور تا چهارشنبه ۱۴ شهریور 🔺مکان: میدان فردوسی_ مقابل باغ آستان قدس رضوی 📌 خبر ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
14.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 سر نوحه خاطره انگیز کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین اینهمه لشکر آمده عاشق دیدار حسین 🔹 با نوای حاج صادق آهنگران 🔸 دارخوین ۲۲ تیر ۱۳۶۱ 🔹 شعر: مرحوم حاج حبیب الله معلمی ‌‌‍‌‎‌┄═❁๑🍃๑🌺๑🍃๑❁═‌‌‍‌‎‌‌‌‍‌‎‌┄ ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
🍂 🔻 ۲۱۰ خاطرات سردار گرجی‌زاده بقلم، دکتر مهدی بهداروند [خلبان کرد عراقی] از بس با تألم و غصه حرف می زد که اشک ما را در آورد. فقط اکبر بود که گفت: «نامرد، حقت است. نفت کش های ما را غرق می کنی؟ حالا اعدام را بچش.» هر چه گفتم: «اکبر ساکت! به هر حال او رفتنی است.» گفت: «به درک که رفتنی است. کاش زودتر اعدام شود.» حرف اکبر را قطع کردم و بلند گفتم: «ابراهیم، صدای من را می شنوی؟» - بله! - می خواهم از این به بعد به تو کاک ابراهیم بگویم. عیبی ندارد؟ - چه عیبی دارد. بگو. راستی اسم شماها چیست؟ - اسم من، علی، و باقی دوستانم اکبر، محمد، رستم، و عباس هستند. - موفق باشید. شما خیلی مردید. اکبر دوباره گفت: «نامرد، حالا یادت افتاد ما مردیم؟ وقتی از آن بالا به نفت کش های ما موشک میزدی و آنها را غرق می‌کردی یادت نمی آمد ما مردیم؟» هم او و هم من خسته شده بودیم، به او گفتم: «بقیه حرفهایمان بماند برای فردا شب. خوب است؟» - بله. من هم خسته ام. صبح روز بعد، وقتی برای هواخوری رفتم، کنار سلول او ایستادم و گفتم: «کاک ابراهیم، چقدر اسلام را میشناسی؟» - صفر در صد. - یعنی چه؟ - یعنی هیچ. - چرا؟ - چون در منطقه ما کسی حرف از خدا و پیامبر نمی زند. خواستم کمی درباره دین با او حرف بزنم دیدم اصلا مال این حرفها نیست و آماده رفتن است. گفتم: «از ارتش عراق برایمان بگو.» - از چه چیز آنها؟ - از اعتقادات آنها. - خب، معلوم است. آنها مسلمان اند. - منظورم تفکر آنهاست. - ارتش عراق از اسم سپاه و پاسدار تنفر دارد. - مگر از ما چه شنیده اند؟ - شما را آدم های خشن و خونخواری معرفی کرده اند که به هیچ کس رحم نمی کنید، عراقی ها از اسم شما می ترسند و دعا می کنند هیچ وقت به دست شما نیفتند. من به خلاف خیلی از نظامی های عراقی اطلاعات خوبی درباره شما دارم. - مثلا چه اطلاعاتی؟ - اینکه شما آموزش نظامی را در هیچ دانشکده نظامی ندیده اید. - دیگر چه؟ به اینکه شما تخصص نظامی ندارید ولی سر نترسی دارید. از عراقی ها، بازجویی، شکنجه، تهدید و ... نمیترسید. نمی دانم شما چه کرده اید که این قدر قوی هستیدا - کاک ابراهیم، به قول تو قوی بودن به خاطر آموزش های کلاسیک نیست. چون ما هیچ دانشکده نظامی ای نرفته ایم. ولی این قدرت را خدا به ما داده است. پاسدارها به خدا ایمان و اعتقاد دارند و خدا هم کمکشان می‌کند. ما با دعا و گریه و توسل پدر صاحب شما را در آورده ایم و در عملیات ها پیروز شده ایم. - این حرف تو را قبول ندارم. تو نمی‌خواهی علت اصلی موفقیت‌تان را بگویی - به خدا چیزی غیر از این حرفها نیست. - قبول ندارم بحث من با ابراهیم تمام زمان هواخوری را گرفت. بعد از آنکه بچه ها از هواخوری برگشتند، با هم به سلولمان رفتیم. ادامه حرف های من و ابراهیم ساعت دوازده شب شروع شد و تا نزدیکی اذان صبح طول کشید. همراه باشید ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
ترازوی بازاری ظریفی گفته وقتی عمل شخصی بازاری را محاسبه کنند، لابد می‌گوید: عمل را در کفه دیگر قرار دهید که این کفه ی میزان به پایین میل دارد. رضایت در محاضرات آمده است که مأمون عباسی ناشناخته بر کناسی گذشت که می‌گفت: مأمون از زمانی که برادرش را کشت از چشم من افتاد، مأمون کیسه ای زر برای او فرستاد و گفت: اگر بخواهی از من خشنود شوی با گرفتن این کیسه زر خشنود شو. نماز بازاری به حسن بصری گفتند: چرا نماز نمی خوانی، بازاریان نماز می‌خوانند. حسن گفت: اینان اگر بازارشان رونق داشت نماز را به تأخیر می‌اندازند و اگر کساد بود، به نماز می‌شتابند. وقوع در هلاکت آمده است: از راه خطرناک نرو که منجر به هلاکت تو می‌شود خدا در قرآن می‌فرماید: با دست خود، خود را به هلاکت نیفکنید. لا تسلک الطرق اذا خطرت لانها تفضی الی المهلکة قد انزل اللّٰه تعالی و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکة ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
🌴 🌹 و قال عليه‌السلام رَسُولُكَ‌ تَرْجُمَانُ‌ عَقْلِكَ‌، وَ كِتَابُكَ‌ أَبْلَغُ‌ مَا يَنْطِقُ‌ عَنْكَ‌! امام عليه السلام فرمود: فرستادۀ تو نشانۀ عقل تو و نامه‌ات گوياترين سخن‌گوى توست.