هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
هنر آن است ڪه بمیرے پیش از آنڪه بمیرانندت و مبدا و منشا حیات آنانند ڪه چنین مردهاند...
.......:
@zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
.......: معاون گروهان [صفحه ۴۸] یک لحظه هم نمی نشیند. نیروها را آماده میکند. بی سیم در اختیار اوس
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
.......:
عراقیها پشت همین تخته سنگهای پایین پنهان شده اند. تیراندازی میکنند و با یکدیگر صحبت میکنند.
[صفحه ۵۱]
عقب نشینی...
حمله ی عراقیها فقط از این سمت نیست. ما در محاصره قرار گرفته ایم و از همه طرف آتش میبارد. اگر سایر قسمتها هم این گونه حمله کرده باشند، باید این قله را رها کنیم، چون جای ماندن نیست. اصلا کسی نمانده، معاون گردان هم معلوم نیست کی شهید شد. بی سیم چی مجروح و خودش چشم به آسمان دوخته و بی حرکت افتاده. بچهها او را روی پتو میگذارند تا به عقب ببرند، ولی نمی شود. یکی از بچهها دوربین دارد، فکر میکنم مال عراقیها باشد. ولی آنقدر شلوغ است که نمی تواند از کسی یا چیزی عکس بگیرد. او هم میجنگد. بند دوربین در گردنش نارنجک میاندازد. این طرف و آن طرف میرود و نارنجک جور میکند. بعد آنها را میآورد و پشت سر هم ضامن آنها را میکشد و پرتاب
می کند. یکی از بچهها سعی میکند چند نفر از مجروحان را به داخل یک سنگر بکشاند و این کار را میکند. به سختی. زیر بغل را از پشت گرفته و میکشد. اما خدا لعنت کند خمپاره انداز عراقی را. ناگهان یک خمپاره شصت داخل سنگر میخورد و بچهها در آن داخل... یا حسین. یا زهرا. لحظههای سختی است. همه فریاد میزنند.
بی سیم چی مجروح درخواست کمک میکند. ولی گویی تماس برقرار نیست. اعصاب آدم خرد میشود. توی این بکش بکش هیچ کس به گوش نیست. اصلا
[صفحه ۵۲]
انگار جنگ نیست. معلوم نیست کجا هستند. خبر ندارند این بالا چه خبر است. فکر میکنند مثل آن پایین فقط گاهی اوقات یک گلوله توپ به زمین میخورد. یا خدا، خودت کمک کن.
چهار ساعت از درگیری میگذرد. شاید یک ساعت دیگر غروب شود. هوا تاریک میشود. پس باید قبل از تاریکی فکری کرد. مسئول یکی از گروهانها به این طرف میدود و میخزد و بعد نزدیک نیروها میشود و میگوید:
«بچهها میرویم پایین. آماده باشید. کسی جا نمونه. حتی المقدور مجروحان را با خود بیارین. »
یک دفعه چشمش به معاون گردان شهید میافتد. میخواهد گریه کند. زانوهایش سست میشود. خم میشود و گونه هایش را میبوسد.
دفاع مقدس
سینای شلمچه
https://eitaa.com/zandahlm1357
6.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 حکایت حاج قاسم وقتی که کربلا را در آمرلی میبیند...
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
.......: پند به یکی از صوفیان گفته شد: چی شده، هر وقت حرف میزنی، هرکس میشنود میگرید ولی کسی از س
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
.......:
کینه ورزی
غصه نیمی از پیری است. دوستی نیمی از خرد است. گفتم: اگر دوستی نیمی از خرد است، کینه ورزی همه دیوانگی است.
آب و هیزم
ابن رومی مسموم شد و بسیار در پی نوشیدن آب بود و میسرود: وقتی درونم از شدت حرارت میسوزد، آب میخورم اما، سردی آب حرارت درونم را زیاد میکند، مثل اینکه آب هیزمی است برای آتش درون من.
اشرب الماء اذا ماالتهبت
نار احشائی کاحشاء اللهب
فاراه زائداً فی حرقتی
فکانّ الماء للنار حطب
گویند
نیک و بد هر چه کنی بهر تو خوانی سازند
جز تو بر خوان بد و نیک تو مهمانی نیست
گنه از نفس تو میآید و شیطان بدنام
جز تو بر نفس بد اندیش تو شیطانی نیست
#کشکول شیخ بهاء
https://eitaa.com/zandahlm1357