هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
مستند کف خیابان
با ما همراه باشید👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/zandahlm1357
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#کف_خیابون_6
فهمیدم مانور دارند... اما نمیدونستم چقدر جدی هستند! ... به خاطر همین، تا یه نفر با لگد در دسشویی را باز کرد، با سر رفتم توی شکمش و انداختمش زمین... هیکلی بود... به خاطر همین توی راهروی کوچیک و اصولا هر جای تنگ و ترش، ابتکار عمل از آدمای هیکلی برداشته میشه و برگ برنده دست کسانی هست که هیکلشون کوچیکتر باشه...
فهمیدم که از عمد اینو انداختند جلو تا آموزشش بدن... منم حسابی آموزشش دادم... با هم گلاویز نباید میشدیم... چون زیر دست و پای چنین آدمی در چنین جایی رفتن، خودکشیه... من فقط تونستم بچسبونمش به دیوار و با سر زانوم بزنم توی شکمش... اونم بی جنبه! ته قنداق تفنگش را نثار صورتم کرد... اگر حتی یک ثانیه بیشتر معطل کرده بودم، الان زیر تیغ جراحی فک صورتم بودم...
فورا جاخالی دادم و از زیر دستاش، رفتم پشت سرش... رفتن به پشت سر یه آدم هیکلی در جای تنگ، مثل اینه که داری آخرین شانست را امتحان میکنی... یا باید بکشیش یا باید بیهوشش کنی! ... خب از بچه های خودمون بود... نباید میمرد... هرچند کلا اجازه قتل مستقیم نداشتم... اما فقط ترجیح دادم بیهوشش کنم تا از شرش خلاص بشم... زدم توی گودی گردنش و بیهوشش کردم...
وقتی کارم با اون تموم شد، خیلی آروم رفتم بالا... پله پله که قدم برمیداشتم احساس کردم خیلی ساکته... فقط دو احتمال داشت... یا دارن همه منو میبینند یا منتظرن برم بالا و کلکلم را بکنند!
من فقط یه کار کردم... روی یکی از همون پله ها نشستم! آره فقط نشستم و منتظر موندم ببینم چی میبشه؟! چون نمیدونستم بالا چه خبره؟ پایین که اون بابا بیهوش بود و تا به هوش بیاد و به خودش بیاد و اسمش یادش بیاد و اینا... حداقل نیم ساعتی طول میکشه... پس فقط باید مینشستم و ببینم این سیرک کی میخواد تموم بشه؟
سه چهار دقیقه گذشت... یه صدایی اومد که گفت: «سلام آقا! خسته نباشید! بفرمایید بالا! مانور تموم شد.»
اما من تکون نخوردم!
بازم اون صدا گفت: «بفرمایید جناب! مانور تموم شد! جلسه داره شروع میشه. بفرمایید لطفا!»
بازم تکون نخوردم و همینجوری که آروم آروم بند کفشم را باز میکردم، آماده و بی حرکت نشستم و به طرف صدا نگاه میکردم! آخه دربارم چی فکر میکردن که داشتن به این تابلویی امتحانم میکردن؟!
یاد برنامه حیات وحش بخیر! میگفت قورباغه یه صفتی داره که وقتی میخواد جهش کنه، خودشو اول جمع میکنه... به طرف بالا به صورت ناگهانی خیز برمیداره... تمام وزنش را به طرف هدفش پرتاب میکنه... پاهاش آویزون... به طرف جلو جهش میکنه و مکانش را تغییر میده...
فقط همینو بگم که وقتی دیدند من خودمو آفتابی نمیکنم، مثل عقاب، سه نفرشون پریدند جلوی من و با تفنگ پینت بال به طرفم شلیک کردند! من فقط فرصت کردم بدون هیچ مقدمه ای خودمو و تمام وزنمو و حیثیت و شرافت کاریم و کلا هر چی داشتم و نداشتم... مثل همون قورباغه ای که ذکر خیرش بود، به طرف دیوار رو به روی میله های راه پله پرتاب کنم تا مورد اصابت شلیک پینت بال قرار نگیرم و بدنمو کبود نکنند!
وقتی به خودم اومدم، خودمو مثل اعلامیه روی دیوار دیدم که سینه و شکمم را محکم چسبونده بودم به دیوار... برگشتم و پشت سرم نگاه کردم... سه رنگ قرمز و زرد و سیاه با شدت و شتاب زیاد به جایی که نشسته بودم پاشیده شده بود! آخه از این فاصله نزدیک، کسی اینجوری با پینت بال به طرف هم شلیک نمیکنن! اینا دیگه کی بودن؟! این پرتاب کردن خودمو و نگاه کردن پشت سرم، شاید پنج شش ثانیه هم نشد... فرصت توقف و در اعماق فکر فرو رفتن و این حرفا نبود...
من فقط دلم میخواست تا خاتمه مانور اعلام نشده، یه حالی ازشون بگیرم... فورا دو تا کفشمو که بندش را باز کرده بودم و آماده و دم دستم بود آوردم بیرون... کفشام نیم پوتین بود... نیم پوتیم هم قرصه و هم نسبتا سنگین... مثل فنر برگشتم سر جام... دقیقا رو به روشون... تا میخواستن به خودشون بیان... تمام زورمو توی دستام جمع کردم... دیگه فرصت نشونه گیری و ذکر و ورد نبود... جوری با شدت و سرعت، دو تا نیم پوتینم را به طرف صورتشون پرتاب کردم که دوتاشون نقش بر زمین شدند و سومی هم که ترسیده بود، فورا پناه گرفت...
سوت اعلام پایان مانور زده شد... بیایید با هم مرور کنیم... مانوری با کمتر از 15 دقیقه... یکی بی هوش توی دسشویی خوابیده... دو تا صورت کبود توی حال افتادن... یه نفر هم مثلا پناه گرفته اما مشخصه خیلی ترسیده... حالا بقیه بچه های ما کجان؟!
بگذریم... اگه بخوام بگم طولانی میشه... اما اونا چندان درگیر نشده بودند و پس از پایان مانور، یکی از پشت مبل پیداش شد... یکی از توی فریزر... یکی از روی سقف کاذب پرید پایین... یکی دو نفر هم بالای درخت کاج کنار ساختمون ما وسط کوچه و...
فقط میتونستم بگم: «خیره ان شاءالله... پرونده ای که نکوست، از مانورش پیداست!»
ادامه دارد...
https://eitaa.com/zandahlm1357
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
●❥ ﷽ ❥●
🌺هم نشینی آیات 🌺
🔷إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
----------
🔶پروردگارت از هر کسی بهتر میداند چه کسی از راه او گمراه شده است;
و او به هدایت یافتگان داناتر است.
------------
🔺Lord knows better than anyone who has gone astray from His way; And He knows best the rightly guided.
📘بخشیاز آیه۱۲۵ سوره نحل
📌 نکته ها
🔖از اين آيه تا آخر سوره دَه #دستور جالب اخلاقى براى برخورد #مطرح شده است.
🔖اين آيه براى همه #مسئولان و #مربيان و معلّمان و اساتيد و علما، دستور جامعى مىدهد كه بايد آنان براى #موفقيّت خود با شيوههاى گوناگونى نسبت به مخاطبان گوناگون خود، مجهز باشند
🔖چرا كه همهى #مردم را نمىتوان با يك شيوه دعوت كرد، هر شخصى يك روح و ظرفيّتى دارد كه بايد با زبان خودش با او سخن گفت؛ خواص را با حكمت و #استدلال، و عوام را با موعظه نيكو، و مخالفان را با #جدال نيكوتر ارشاد كنيم.
🔖موعظه #نيكو آن است كه واعظ به آنچه مىگويد عمل كند و جدال نيكو آن است كه در آن توهين و تحريك غلط #احساسات نباشد.
1📤- شما ضامن وظيفه هستيد، نه ضامن نتيجه. «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»
2📤- حكمت و برهان هميشه نيكو است، ولى موعظه و جدال ممكن است با شيوه خوب يا شيوهى بد باشد. (كلمه حسن و احسن براى حكمت آورده نشد)
https://eitaa.com/zandahlm1357
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
مستند کف خیابان
با ما همراه باشید👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/zandahlm1357
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
.......:
🔗📎🖇🔗📎🖇🔗📎🖇🔗📎🖇
#کف_خیابون_7
اون روز و اون شب هم به هر ترتیبی بود گذشت. اون از صبحش و جلسه اداره... اون از پیش از ظهرش و مجلس روضه ی خانمم... اون از اون همه لیچار و حرفی که بارم کرد... اون از پرواز و ترافیک بعدش... اون از جلسه اداره و معرفی اجمالی پرونده و مترو و اون خانمه... اینم از بساط مانور شبش!
داشتم از خستگی میمردم... گفتم تحویل پرونده را بذارید واسه صبح... الان دارم دیوونه میشم از بی خوابی... تا روی تخت دراز کشیدم، دیگه نفهمیدم چه شد...
بلافاصله بعد از نماز صبح، رفتم بیرون واسه ورزش... معتقدم که دویدن و ورزش کردن حتی توی «پارک» های تهرون هم اشتباهه چه برسه به خیابون ها و کوچه هاش... از بس هوا آلوده است... یه کله پاچه ای هم همونجاها بود، یه دست کامل زدم بر بدن... جاتون خالی... تا یه کم به خودم رسیدم و جمع و جور کردم، حدودا ساعت 7 شد...
اولین کسی بودم که جهت تحویل اصل پرونده اقدام کردم. کسی که قرار بود پرونده را بهم تحویل بده، قبلا از همکاران مستقیم شهید شاهرودی بوده... خیلی با هم حرف زدیم...
گفت: «من سر این پرونده که احتمالا سریالی هم باشه، خیلی آسیب دیدم. حتی نزدیک بود خانوادم را از دست بدم! به خاطر همین از شما خواسته شده که تنهایی و مجردی تشریف بیارید تهران و اینو دنبال کنید! شهید شاهرودی، داماد ما بود. با هم شروع کردیم و با هم دنبال میکردیم. به نتایج خوبی هم رسیدیم. ترجیح میدم به جای اینکه بخوام توضیح اولیه بدم، خودتون به صورت کامل مطالعش کنید.»
گفتم: «بسیار خوب! نکته دیگه ای هست که بخواید قبل از مطالعه پرونده بدونم؟!»
گفت: «نکته دیگه... نه... الان چیز خاصی به ذهنم نمیاد... فقط اگر احساس کردید جایی ازش سر در نیاوردید، خودم درخدمتم و میتونید به خودم مراجعه کنید.»
گفتم: «من به محل ثابت کاری و منزل غیر سازمانی نیاز دارم.»
گفت: «حق با شماست. محل کار شما شعبه چهارم اداره است که در خیابون سمیه واقع شده. منزل هم شما منطقه اش را مشخص کنید ببینم چیکار میتونم بکنم.»
گفتم: «پس اجازه بدید اول پرونده را بررسی و آنالیز کنم تا بتونم منطقه ای که منزل لازم دارم را عرض کنم.»
قرار شد اصل تمام پرونده را همین الان روی میز کارم در شعبه چهار خیابون سمیه تحویل بگیرم. خدافظی کردم و وسایلمو برداشتم و با یه تاکسی سرویس به طرف خیابون سمیه رفتم. طرفای خیابون مفتح و هتل مارلیک.
دم در شعبه چهار پیاده شدم. تابلو نداشت اما پیداش کردم. رفتم داخل و پس از معرفی و صدور کارت تردد و کارهای اداری مربوط به حضور و ورود و خروج و میزان دسترسی به اطلاعات و منابع و ... را ظرف دو سه ساعت انجام دادم. خیلی همکاری خوبی داشتند و مشکلی از لحاظ اداری نداشتم.
شعبه چهار، یه ساختمون چهار طبقه با مساحت شاید حدودا 500 متر و کلی اتاق و سالن و ... که طبقه زیر زمین اولش نمازخونه باصفایی داشت و طبقه دوم زیر زمینش هم سالن غذا خوریش بود...
رفتم توی اتاقم... یه اتاق حدودا 20 متری در طبقه دوم که یه پنجره باحال هم داشت. گلدون گل نداشت که سفارش دادم. قرآنم را آوردم بیرون و کنار آیینه کوچیک اتاقم قرار دادم. اسلحه و تجهیزات مختصری هم که باهام بود، درآوردم و آویزون کردم.
دو تا سیستم... دو خط تلفن... تعدادی کتاب مربوط به عملیات های شهری و مدیریت سیستماتیک و... عکس امام و حضرت آقا... میز و چند تا صندلی و...
در را از پشت قفل کردم... جانمازم را از کیفم درآوردم و انداختم... عادت کردم که قبل از هر پرونده، دو رکعت نماز استغاثه به حضرت زهرا بخونم... تا نخونم دست به سیاه و سفید نمیزنم... وضو داشتم... ایستادم رو به سجاده... السلام علیک یا فاطمه الزهرا... نیت کردم... دو رکعت هدیه و استغاثه به بی بی... الله اکبر...
ادامه دارد...
https://eitaa.com/zandahlm1357
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
مومن باید همیشه #حالش خوب باشه.
🌹حتی اگه سخت ترین شرایط براش پیش اومد باز باید با آرامش کامل لبخند بزنه.
✅ ادم باید حواسش باشه که همه اتفاقات فردی و اجتماعی، #امتحانات خداست.
🔷وقتی که همه چیز امتحان هست، پس دیگه جای نگرانی وجود نداره.
🔹اگه کسی به این باور برسه واقعا دیگه از هیچ اتفاقی خیلی ناراحت یا خیلی خوشحال نمیشه.
⭕️شرایطی هم که در جامعه امروز وجود داره همش امتحان خداست برای رشد ما
💢 بله دشمن فشار میاره، دولت و مجلس هم با خباثت تمام مردم رو تحت فشار گذاشتن تا بقیه قوانین نابودکننده رو هم تصویب کنن
و خدا هم توی دنیا و آخرت بیچارشون میکنه
ولی این امتحان ماست که آخرش چیکار میکنیم.
⭕️اجناس گرون میشه، اما کیا گل بودن خودشون رو نشون میدن؟
💢کیا هم دنبال هواپرستی بیشتر میرن؟
🚫 در واقع اصلا فکر نکنید کار از دست خدا در رفته و این اتفاقات پیش اومده!
همه چیز کاملا روی حساب بسیار دقیق هست.☺️
امیرالمومنین علی علیه السلام میفرماید: عِنْدَ تَعَاقُبِ الشَّدَائِدِ تَظْهَرُ فَضَائِلُ الْإِنْسَانِ
✅ «وقتی که رنج ها پشت سر همدیگر می آید، فضائل و خوبی های انسان آشکار می شود».
خدا میخواد اونایی که قراره رشد کنن، توی این مشکلات زیبایی هاشون رو آشکار کنن.
یکی از مبانی علم اقتصاد، موضوع #عرضه و #تقاضا هست.
در شرایط آرام، بازار، خودش عرضه و تقاضا رو به تعادل میرسونه.
🔴 در واقع اگه یه کالایی بی جهت گرون بشه، طبیعتا #تقاضا برای اون کالا کم میشه و شرکت ها و کارخونه های مربوط به اون جنس مجبورن که قیمت رو بیارن پایین تا بتونن بازم اجناسشون رو بفروشن.
عرضه و تقاضا همیشه در نهایت به تعادل میرسن
🔴این گرونی هایی که اتفاق افتاده اگه با افزایش حقوق عموم مردم همراه نشه، حتما به ناچار دوباره به قیمت های سابق بر میگرده.
در واقع این طور گرون کردن همگانی اجناس رو فقط با "شوک های مقطعی" میشه به وجود آورد
🔵 اگه درامد مردم بالا نره، به طور طبیعی تقاضا برای اجناس کم میشه و قیمت ها میاد پایین
👈 و اینی هم که میبینید هر روز یه جنس خاصی رو دست میذارن روش و بین مردم شایعه میکنن که قراره گرون بشه
فقط به خاطر اینه که بتونن این "موج های مقطعی" رو ادامه بدن
✅ وگرنه اگه دو هفته، بازار توسط رسانه های شایعه ساز، دچار شوک نشه، تمام قیمت ها به قیمت قبل بر میگرده.
بنابر این یکی از مهم ترین راهکارها اینه که به مردم کمک کنیم تا #آرامش خودشون رو به دست بیارن
⭕️ نا آرام شدن مردم توسط شوک ها، باعث ادامه دار شدن گرانی ها خواهد شد. گرانی هایی که هیچ علت منطقی مهمی نداره و فقط به خاطر #توهم قحطی به وجود اومده.
🔵 ضمن اینکه همین الان هم زمزمه های کاهش قیمت دلار به گوش میرسه و طی چند هفته اینده شاهد افت شدید قیمت دلار و سایر کالاها در کشور خواهیم بود.
مگر اینکه رسانه ها بازم بتونن با هول کردن مردم، شوک های مقطعی جدیدی رو به وجود بیارن.
🔴 نکته بعد اینکه خیلی از کارخونه ها و صنایع بزرگ در این اوضاع، برنامه های زیادی برای وارد کردن شوک دارن تا بتونن محصولاتشون رو خیلی راحت بفروشن.
مثلا #سایپا و #ایران_خودرو دیدن که خرید کالاهاشون کم شده
برای همین به برخی رسانه ها پول دادن تا به مردم #شوک وارد کنن و الکی قیمت خودرو ها رو فوق العاده بالا ببرن
⭕️بعد که قیمت ها بالا رفت یه دفعه ای سایت فروششون رو باز کردن و به راحتی محصولاتشون رو تا 9 سال آینده به فروش رسوندن!😒
خلاصه خیلی ها نونشون توی ترسوندن و هول کردن مردم هست.
✅ برید ببینید میتونید چیکار کنید تا مردم مراقب باشن که هول نکنن!☺️
#احتکار_خانگی
#ضرر_همگانی
#به_اندازه_بخریم
#اجناس_تحریمی_تشکیلاتی
✅ قرار شد که هر شب یکی از اجناسی که لازمه خریدشون توسط مردم تحریم بشه رو معرفی کنیم.
دو مارک معروف برای نوشابه هست که لازمه توسط همه مردم تحریم بشه
🚫 یکی نوشابه #کوکاکولا
🚫 یکی هم نوشابه #پپسی
هر دوی این مارک ها مال شرکت های صهیونیستی هستن.
#تحریم_رانی #تحریم_مولفیکس #تحریم_روغن_لادن
https://eitaa.com/zandahlm1357
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
.......:
# موبایل# نماد های شیطان پرستی
❗شما را با نماد های این ورژن آشنا میکنیم:
🤘 نماد عمومی شیطان پرستان
🖕 نماد ضد فرهنگی
👁 نماد یک چشم شیطان پرستی
👩👩👦👩👩👧👩👩👧👦👩👩👧👧👩👩👦👦 هم جنس گرایی زنان
👨👨👦👨👨👧👨👨👧👦👨👨👦👦👨👨👧👧 هم جنس گرایی مردان
☯♋ نمونه ای از اعداد 6 و 9
♍ کلمه "الله" که وارونه شده
♉➰♈ نمایی متشابه به بز شیطان پرستی☣ 3 بز ➿2 بز
✝☦ ☮صلیب
🙏 نماد عبادت بودا
👐 🙌 برعکس کردن حالت قنوت مسلمانان؛
(به انگشتان شصت خود هنگام قنوت توجه کنید)
🗽 مجسمه آزادی
🕍 عبادتگاه صهیونیسم
🕎 آرم سازمان موساد صهیونیسم
🔯✡نشان صهیونیسم
سعی شود از این علامت و نشانه ها استفاده نشود...❗
مسلمانان بیدار باشید ...❗
باتشکر فراوان هموطنان عزیز
پلیس فتا
https://eitaa.com/zandahlm1357
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
●❥ ﷽ ❥●
🌺هم نشینی آیات 🌺
🔷 وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ
----------------------------------------
🔶 در اموالشان بر فقیر سائل و محروم حقّی منظور میداشتند
----------------------------------------
🔺And from their properties was [given] the right of the [needy] petitioner and the deprived
-----------------------------------------
📘ذاریات، آیه 19
📬 پیام ها
1📤- اسلام مكتب جامعى است و عبادت در شب را با خدمت به محرومان در كنار هم قرار داده است. وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ وَ فِي أَمْوالِهِمْ ...
2📤- گروهى از مردم، محروماند امّا سؤال نمىكنند، بايد به آنان نيز توجّه شود. «لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»
3📤- كمكى كه به سائل و محروم مىكنيد، حق خودشان را مىدهيد، زيرا خداوند در اموال مردم حقى براى آنان قرار داده است، پس بر آنان منّت نگذاريد. «حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»
4📤- نبايد منتظر ماند تا محرومان سؤال خود را مطرح كنند و بعد ما اقدام كنيم، بايد آبرو و حرمت افراد حفظ شود. وَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌ ... الْمَحْرُومِ
5📤- لازمهى تقوا، فقر و نادارى نيست و مىتوان متّقى ثروتمند بود. زيرا قرآن مىفرمايد: در اموال آنان، حقّى براى محرومان است. پس آنان بايد به قدرى
درآمد و ثروت داشته باشند كه علاوه بر تأمين نيازهاى زندگى خود، به ديگران نيز كمك كنند. الْمُتَّقِينَ ... فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ
https://eitaa.com/zandahlm1357
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
مستند کف خیابان
با ما همراه باشید👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/zandahlm1357
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃