هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
هنر آن است ڪه بمیرے پیش از آنڪه بمیرانندت و مبدا و منشا حیات آنانند ڪه چنین مردهاند...
.......:
@zandahlm1357
🌹🌹🌹
#شهدا
#دفاع_مقدس
#سرداران_شهید
🌷 زندگینامه سرداران شهید
🌸 شهید احمد کاظمی
📙 احمد در روز دوم مرداد ماه سال 1337 در نجف آباد متولد شد. در سال 1358 دیپلم ماشین آلات کشاورزی را از هنرستان گرفت. از همان آغازین سالهای نهضت امام (ره) به خیل مبارزان پیوست و در سال 1356 در عاشورای حسینی به علت شرکت در تظاهرات بر علیه رژیم پهلوی به همراه سه نفر از دوستان خود دستگیر و به مدت 15 روز شکنجه شد؛ اما به علت اینکه نتوانستند مدرکی علیه او به دست آورند، آزاد گشت. بعد از رهایی، احمد مصمّم تر از قبل به مبارزه ادامه داد و مجدداً تحت تعقیب قرار گرفت و به ناچار مخفی شد.
با پیروزی انقلاب به اتفاق شهیدان محمد منتظری، غلامرضا صالحی، غلامرضا یزدانی، در دی ماه سال 1358 به سوریه رفت. تصمیم داشت همراه با گروه های فلسطینی آموزشهای چریکی را در کنار سازمانهای فعال فلسطینی طی کرده و در جرگه مبارزان علیه رژیم صهیونیستی قرار بگیرد. اما حوادث کردستان او را مجبور به بازگشت به ایران نمود. کاظمی به همراه سرلشگر رحیم صفوی و شهید خرازی صادقانه تلاش کردند تا امنیت به کردستان بازگردد.
سال 1359 لباس سبز سپاه پاسداران را بر تن کرد و با شروع جنگ علی رغم مجروحیتی که در یکی از جنگ ها با ضدانقلاب داشت و هنوز با عصا راه میرفت، به پادگان گلف اهواز رفت. تجربه های چریکی در پادگان حموریه سوریه و جنگ کردستان در محور فارسیاد – دارخوین به کمکش آمد و او به کمک نیروهای مردمی، حماسه ای بی نظیر آفرید. وی تا پایان مرداد ماه قبل از عملیات ثامن الائمه (ع) نیروهای مستقر در فیاضیه را به سه گردان رساند و در پنجم مهرماه به دشمن حمله نمود. با اتمام عملیات ثامن الائمه (ع) غنایم بسیاری را به دست آورد.
✳️ مقدمات تشکیل تیپ 8 نجف اشرف را فراهم کرد و در سوم آذرماه سال 1360 در شهر شوش تیپ 8 نجف اشرف را تشکیل داد و توانست در عملیات فتح المبین در منطقه ای به وسعت 3500 کیلومتر مربع دشمن را شکست دهد و خبر شجاعتش در میان رزمندگان ایران و مزدوران بعثی بپیچد.
در عملیات بیت المقدس از روش منحصر به فرد خود که دور زدن دشمن بود، استفاده کرد و شهر خرمشهر را با هزاران نفر از نیروهای عراقی به محاصره درآورد و لحظاتی بعد بیش از پانزده هزار نفر با زیرپوش سفید، خود را تسلیم او کردند و صدای بانک الله اکبر در شهر خرمشهر طنین افکند. اما هرگز کسی ندانست که احمد فاتح اصلی خرمشهر است. بعدها به همراه شهید مهدی باکری زیباترین صحنه های رشادت جنگ را به تصویر کشید. با شهادت مهدی او به بستر بیماری افتاد. احمد آذرماه سال 1364 یکی از برجسته ترین فرماندهان در سطح کشور شناخته شد.
چندی بعد با بانویی پارسا پیمان ازدواج بست و آنچه بر شادی این وصلت افزود، کلام امام (ره) بود که خطبه عقد را میان این دو جوان قرائت کرد و آنان را برای ادامه زندگی به خدا سپرد. روز بعد از مراسم عقد، کاظمی جهت شرکت در عملیات والفجر 8 به جبهه رفت و دچار مصدومیت شیمیایی شد. تیرماه سال 1365 به زیارت بیت الله الحرام مشرف گردید. روزهای جنگ به سرعت میگذشت و احمد غمگین از این بود که چرا از کاروان دوستان شهید خود عقب مانده است. اما او راهی جز پذیرش تقدیر الهی نداشت. جنگ تمام شد و او معاونت عملیات نیروی زمینی سپاه پاسداران و فرماندهی لشکر 8 نجف اشرف را پذیرفت و لشکر را سر و سامان داد. از جمله فعالیت های او در این دوران رسیدگی به خانواده های بی بضاعت، رفع مشکلات مردم و برپایی هیئت های عزاداری بود. سال 1372 با بروز مجدد ناامنی در کردستان به فرمان مقام معظم رهبری، فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا را پذیرفت تا هیبت، شجاعت و فرماندهی مقتدر او ریشه ظلم را در منطقه بخشکاند. سردار کاظمی با انجام عملیاتی حساس و حمله به قرارگاه اصلی ضدانقلاب در کردستان عراق توانست آنها را وادار کند اسلحه خود را بر زمین بگذارند.
وی ضمن مبارزه، از تحصیل علم نیز غافل نشد و در این زمان مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه تهران دریافت نمود. سال 1379 با حکم رهبر معظم انقلاب به مدت 5 سال به عنوان فرمانده نیروی هوایی معرفی گردید. در این مقطع نیز همانند گذشته توانست در جهت بالابردن توان و ارتقا ساختار و سازماندهی هوایی و موشکی، قدم های فوق العاده مهمی بردارد. وی برای اولین بار نیروی هوایی سپاه را مجهز به هواپیمای جنگنده سوخو 24 نمود و سازمان هلیکوپتری را با خرید هلی کوپترهای ام آی 17 سازماندهی کرد و حتی موفق به ساخت هلی کوپتر شد.
مدت مأموریت احمد در نیروی هوایی به شش سال و نیم رسید. در دوران مأموریتش در نیروی هوایی، حادثه اسفناک زلزله بم پیش آمد و احمد تمام امکانات نیروی هوایی سپاه و کشور را در جهت کمک به مردم مهیّا کرد. وی که مفتخر به 55% جانبازی بود، به جهت رشادت ها و توانمندی های خود از دست مبارک مقام معظم رهبری سه مدال فتح را به افتخارات خود افزود و در سال 1369
⬇️
شهر خون -حسام الدین سراج - کانال شعر و موسیقی اصیل ایرانی.mp3
701.2K
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍂🌺🍂
🌺
شهر، شهر خون است
پنجه در خون، خصم دون است
خانه خون است، كوچه خون است
خانه ديده و خانه دل، هر دو خون است
شهر، شهر خون است
پنجه در خون خصم دون است
خانه خون است، كوچه خون است
دامن ميهن از خون پاكان، لاله گون است
پشت سنگر، مانده بي سر
پيكر پاك برادر
چشم مادر، چشم خواهر
مانده بر در، اي برادر اي دلاور
جان خود بايد فدا كردن به سنگر
دَين خود بايد ادا كردن به رهبر
شهر، شهر خون است
پنجه در خون، خصم دون است
خانه خون است، كوچه خون است
پيكر پاك برادر، غرق خون است
بايد به شط خون شنا كني
مهد حق ز دست خصم دون رها كني
#ناصر_پلنگی
🌺
🍂🌺🍂
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🆔
https://eitaa.com/zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
هشدارهای عاشقانه خدا💕 چرا خدا ما رو از جهنم می ترسونه؟؟ ایا عذابها از جانب خداست؟؟ جوابهای بسیار ع
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
1_324265792.mp3
3.1M
خدای مهربون مسیر رسیدن به لذت جاودانه رو کاملا هموار کرده و
تـــازه🌺برای این که ما از مسیر خارج نشیم
موانع بزرگ ومحکمی اطراف جاده گذاشته...👇👇
#پرواز_تا_خدا
مجموعه فوق العاده زیبا که درمان ریشه ای بسیاری از افسردگی ها و سردرگمی های انسان هست 🌺
🍃
جلسه43👏👏
https://eitaa.com/zandahlm1357
👞پا در کفش دیگران!
"بن هاروویتز"، مالک شرکت آپسور، سالها قبل با مشکلی مدیریتی مواجه شد: دو قسمت فوقالعاده موفق شرکت، یعنی پشتیبانی مشتری و مهندسی فروش، باهم به مشکل خورده بودند.
بخش مهندسی فروش، بخش پشتیبانی مشتری را متهم میکرد که به مشتریان پاسخ درست و بهموقع نمی دهد؛ قسمت پشتیبانی مشتری هم بخش فروش را متهم میکرد که فقط دستورات ناقص را مینویسد و پیشنهادهای آنها را برای بهبود نادیده میگیرد.
مشخصاً لازم بود که هر دو بخش با هماهنگی کامل با یکدیگر کار کنند. هر کدام از بخش ها به صورت مجزا خیلی خوب مدیریت می شدند و از کارکنان فوقالعادهای بهره میبردند. درخواست از آنها برای اینکه مسائل را از زاویه دید طرف مقابل نگاه کنند کمک چندانی به حل کشمکش نکرد تا اینکه هاروویتز راه حلی پیدا کرد.
رئیس قسمت پشتیبانی مشتری را بصورت دائم رئیس مهندسی فروش کرد و برعکس. در ابتدا هر دو کاملاً شوکه بودند، اما یک هفته بعد از این که پشت میز دشمنانشان مشغول کار شدند، اختلافاتشان به حداقل رسید. طی هفته های بعد فعالیتهایشان را با هم تنظیم کردند و از آن به بعد بیش از هر دو بخش دیگری با یکدیگر هماهنگ بودند.
اینکه خودتان را در موقعیت رقیبتان تصور کنید به ندرت نتیجه می دهد. قوه تخیل قدرتمندی می طلبد و انگیزه کافی برای این کار وجود ندارد. برای اینکه واقعاً کسی را درک کنید باید در موقعیتش قرار بگیرید، آن هم نه به شکل ذهنی، بلکه عملی. باید جای او باشید و موقعیت رقیب تان را شخصاً تجربه کنید.
عجیب است که ما اینقدر کم از این ترفند استفاده میکنیم. بعضی از شرکتها این مسئله را متوجه شده اند. شرکت "شیندلر" یکی از پیشگامان صنعت تولید آسانسور است. هر کارمند از منشی گرفته تا مدیران عامل، در اولین سال حضورش در شیندلر باید سه هفته در محل نصب آسانسورها کار کند. بدین ترتیب افراد تازهکار، کار در محل پروژه را تجربه می کنند. این کار همچنین این پیام را هم دارد: "آنقدرها خودم را بزرگ نمی بینم که دست به سیاه و سفید نزنم." همین اتفاق به تنهایی رابطه خوب و عمیقی را بین افراد در دپارتمانهای مختلف ایجاد می کند.
فکر کردن و عمل کردن دو روش کاملاً متفاوت برای شناختن دنیا هستند، هر چند اکثر مردم آنها را با هم اشتباه می گیرند. اگر میخواهید استاد ادبیات شوید، مطالعه در رشته ادبیات فوقالعاده است، ولی اصلا فکر نکنید شما را به یک نویسنده خوب تبدیل می کند.
آیا اساتید اخلاق که هر روزه با سوالات اخلاقی مواجه می شوند، آدم های بهتری هستند؟ تحقیقات پژوهشگران نشان داده است که اساتید اخلاق، اخلاقیتر از بقیه رفتار نمیکنند!
هر وقت متوجه شدید فکر کردن و عمل کردن دو دنیای متفاوت دارند، می توانید از این موضوع استفاده مفیدی بکنید. کلیساها، ارتشها و دانشگاهها، ازدرون خودشان افراد تازه را استخدام می کنند. هر فرمانده یک روز سرباز بوده است و شما رئیس دانشگاه نمیشوید مگر آنکه زمانی استادیار بوده باشید.
فکر میکنید مدیرعامل شرکتی مثل والمارت، کسی که نزدیک به ۲ میلیون کارمند دارد، فرمانده مناسبی برای دستور دادن به ۲ میلیون سرباز میشود؟ مسلم است که هیچ ارتشی در جهان به استخدامِ او فکر هم نمی کند!
نتیجه؟
پا در کفش دیگران کردن و قدم زدن با این کفشها ارزشش را دارد. این کار را در مورد مهمترین روابط زندگیتان انجام دهید؛ شریک زندگیتان، مشتریتان، و کارمندتان.
تعویض وظایف، کارآمدترین و سریعترین و کمهزینه ترین روش برای رسیدن به درک متقابل است.
شبیه آن پادشاه معروف باشید که با پوشیدن لباس گدایی خودش را قاطی مردم عادی میکرد. اما چون این کار همیشه ممکن نیست یک پیشنهاد دیگر می دهم: رمان بخوانید. غرق شدن در یک رمان خوب و همراهی کردن با قهرمان اصلی داستان در فراز و نشیبها، یک میانبُر خوب بین فکر کردن و عمل کردن است.
📚هنر خوب زندگی کردن /رولف دوبلی
https://eitaa.com/zandahlm1357
.......:
حدیث شماره 2⃣4⃣
#سلسله_احادیث_کاسب_بهشت
امام صادق عليه السلام از پدرش
و او از پدرانش عليهما السلام نقل نموده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله
فرموده اند، 👇🏻👇🏻
👈در ساعت غفلت نماز نافله بخوانيد، گر چه دو ركعت ساده باشد، زيرا با اين كار به سراى كرامت (بهشت ) مى رسيد. كسى گفت: ای رسول خدا! ساعت غفلت کدام است ؟
👈 فرمودند: بين مغرب و عشاء.
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
#کتاب_ثواب_الاعمال_و_عقاب_الاعمال_شیخ_صدوق
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
💠💠💠💠💠