کلاهبرداری هلندی
چند روز پیش بود که تلفن همراهم زنگ زد و یک نفر پشت گوشی گفت: شماره شهروندی شما مورد سوء استفاده قرار گرفته و وصل می شوید به دستگاه قضایی. بعد خودکار وصل شد به یک فرد دیگر. نفر دوم گفت: برای اینکه وضعیت شما را بررسی کنم کدپستی و نشانی منزل و... را بگید.
من هم گفتم: از کجا مطمئن بشم شما از دستگاه قضایی زنگ می زنید؟ همین را که گفتم، قطع کرد...
این کلاهبرداری را قبلا شنیده بودم و دوستانم هشدار داده بودند که بسیار رایج است. غالب افرادی که در هلند خارجی هستند و توجیه نیستند، هول میشوند و در دام میافتند. یعنی نگران از اینکه مثلا شماره شهروندی آنها هک شده، سریع همهٔ اطلاعات خود را به فرد میدهند که به انواع کلاهبرداریها از جمله برداشت از حساب میانجامد. درحالیکه دستگاه قضایی خودش اطلاعات فرد را کامل دارد و از این طریق پیگیر نمیشود.
🌸 مشاهدات، تجارب و یادداشتهای یک ایرانی 🇮🇷 در #هلند و فرانسه
🔻رهبر انقلاب: اینهمه جوانهای حزباللّهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّهی انقلابیگری تشویق کرد؛ این روحیّه است که کشور را حفظ میکند. ۱۳۹۴/۶/۱۸
#سلامتی فرمانده صلوات
@zandahlm1357
🔰 دیپلماسی قوی از ارکان قدرت ملی است
🔻 رهبر انقلاب: یک رکن دیگر، سیاست و قدرت چانهزنی سیاسی و دیپلماسی است... که یک کشوری و یک ملّتی برگزیدگان و خبرگانی داشته باشد که در میدانهای سیاست و دیپلماسی بتوانند چانهزنی کنند، مذاکره کنند، منافع ملّت را تثبیت کنند و به دست بیاورند. ۱۴۰۰/۱۲/۱۹
#سلامتی فرمانده صلوات
@zandahlm1357
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 #فیلم_نوشت | بودجههای بینام و نشان غالبا هدر میرود
🔺 #فیلم_نوشت؛ برشهایی از بیانات رهبر انقلاب اسلامی است که پس از هر دیدار به مرور در شبکههای اجتماعی منتشر میشود.
#سلامتی فرمانده صلوات
@zandahlm1357
🔰 رهبر انقلاب، امروز: بایستی در #جهاد_تبیین، راه پیشرفت و تعالی مادّی ملّت از بیراههها و کجراههها جدا بشود. ۱۴۰۰/۱۲/۱۹
#سلامتی فرمانده صلوات
@zandahlm1357
◼️ آیتالله علوی گرگانی؛ مرجع وفادار به مردم و پشتیبان نظام
▪️پیام تسلیت رهبر انقلاب اسلامی در پی رحلت آیتالله آقای حاج سید محمدعلی علویگرگانی:
این مرجع معظم در قضایای گوناگون انقلاب و مسائل کشور همواره وفادارانه در کنار مردم و پشتیبان نظام مقدس بودند و خدمات ارزشمندی کردهاند که موجب فیض و رحمت الهی است. ۱۴۰۰/۱۲/۲۴
#سلامتی فرمانده صلوات
@zandahlm1357
#رمان_یک_فنجان_چای_با_خدا
#نویسنده_زهرا_اسعد_بلند_دوست
بامــــاهمـــراه باشــید🌹
قسمت اول:
از وقتی که حرف زدن یاد گرفتم تو آلمان زندگی می کردیم. نه اینکه آلمانی باشیم، نه. ایرانی بودیم آن هم اصیل. اما پدر از مریدان سازمان مجاهدین خلق بود و بعد از کشته شدنِ تنها برادرش در عملیات مرصاد و شکستِ سخت سازمان، ماندن در ایران براش مساوی شده بود با جهنم. پس علی رغم میل مادرم و خانواده ها، بارو بندیل بست و عزم مهاجرت کرد.
آن وقتها من یک سالم بود و برادرم دانیال پنج سال. مادرم همیشه نقطه ی مقابل پدرم قرار داشت. اما بی صدا و بی جنجال. و تنها به خاطر حفظ منو برادرم بود که تن به این مهاجرت و زندگی با پدرم می داد. پدری که از مبارزه، فقط بدمستی و شعارهایش را دیده بودیم. شعارهایی که آرمانها و آرزوهای روزهای نوجوانی من و دانیال را محاصره میکرد. که اگر نبود، زندگیم طور دیگه ایی میشد.
پدرم توهم توطئه داشت اما زیرک بود. پله های برگشت به ایران را پشت سرش خراب نمیکرد. میگفت باید طوری زندگی کنم که هر وقت نیاز شد به راحتی برگردم و برای استواری ستون های سازمان خنجر از پشت بکوبم. نمیدونم واقعا به چه فکر میکرد، انتقام خون برادر؟؟، اعتلای اهداف سازمان؟؟، یا فقط دیوانگی محض؟؟.
اما هر چی که بود در بساط فکریش، چیزی از خدا پیدا نمیشد. شاید به زبون نمیاورد اما رنگ کردار و افکارش جز سیاهی شیطان رو مرور نمیکرد.
و بیچاره مادرم که خدا را کنجِ بقچه ی سفرش قایم کرده بود، تا مهاجرتش بی خدا نباشد.
و زندگی منه یکسال و دانیال پنج ساله میدانی شد، برای مبارزه ی خیر و شر.. و طفلکی خیر، که همیشه شکست میخورد در چهارچوب، سازمان زده ی خانه ی مان. مادرم مدام از خدا و خوبی میگفت و پدرم از اهداف سازمان. چند سالی گذشت اما نه خدا پیروز شد نه سازمان. و من و برادرم دانیال خلاء را انتخاب کردیم، بدون خدا و بدون سازمان و اهدافش. نوجوانی من و دانیال غرق شد در مهمانی و پارتی و دیسکو و خوشگذرانی. جدای از مادرِ همیشه تسبیح به دست و پدر همیشه مست.
شاید زیاد راضیمان نمیکرد، اما خب؛ از هیچی که بهتر بود. و به دور از همه حاشیه ها من بودم و محبت های بی دریغ برادرم دانیال که تنها کور سویِ دنیایِ تاریکم بود.
آن سالها چند باری هم علی رغم میل پدر، برای دیدار خانواده ها راهی ایران شدیم که اصلا برایم جذاب نبود. حالا سارایِ ۱۸ ساله و دانیال ۲۳ ساله فقط آلمان رو میخواستند با تمام کاباره ها و مشروب هایش. اما انگار زندگی سوپرایزی عظیم داشت برای من و دانیال. در خیابانهای آلمان و دل ایران.
ادامه در کانال زیر
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
بامــــاهمـــراه باشــید🌹
https://eitaa.com/zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
#انسان_شناسی ۲۷ #استاد_شجاعی #استاد_مؤمنی 💢 چرا خدا بعضی چیزها رو حرام اعلام کرده؟ • چرا اینهمه
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا