#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
☝️باید دانست اهل کتاب به طور عموم و یهودیان بطور ویژه در تمامی متون تاریخی و حدیثی مسلمانان آثاری از
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دیده شده است که برخی از کسانی که سخت مخالف با قصه خوانی بوده و آن را بدعت می دانسته اند، در صدد انکار این حقیقت تاریخی برآمده اند تا مبادا بر دامن خلیفه دوم گرد بدعت گرایی بنشیند.
👈کعب الاحبار که به روزگار عثمان در شام قصه گویی می کرد، در روزگار عمر اعتبار زیادی داشت و بارها عمر از وی خواسته بود تا درباره مسائل مختلف دیدگاهها و آگاهی هایش را برای خلیفه بیان کند. ❗️شگفت آن که در برخی از منابع آمده است که عمر، شخصی را که کتابی از دانیال را استنساخ کرده بود، به استناد برخوردی که پیامبر (ص) با او داشت، نهی کرد. با این حال، سخت مدهوش کلمات و سخنان کعب الاحبار بود که مرتب از تورات مطالبی برای وی نقل می کرد.
ماخذ اصلی این 📔قصص که تورات و تلمود بود، مورد عنایت خلیفه قرار داشت.
🔸به هر روی هراس عمر بیش از هر چیز، مربوط به نقل حدیث بود و چندان به نقل اسرائیلیات اعتراضی نداشت و خود از کعب الاحبار فراوان از این قبیل مطالب پرسش می کرد. شگفت آن که در اخبار آمده است که کعب الاحبار در مسجد مینشست🕌 و در حالی که قرآن و تورات در برابرش بود، قرآن را می خواند و با تورات تفسیر می کرد.
آنچه مهم است این که شواهد دیگری هم بر اجازه عمر به قصه خوانان در دست است.
👈افزون بر آن به اجرای قصه خوانی در روزهای شنبه تصریح شده که با توجه به اعتبار شنبه برای یهود تا اندازه ای شگفت می نماید. گفتنی است، تمیم الداری نصرانی مسلمان شده ای بود که قصه های فراوانی درباره زهد وی نقل کرده اند. این زهد، مبنای زهدی نصرانی گونه است که بعدها در جامعه اسلامی شیوع زیادی یافت.
گفته شده است، تمیم الداری قصه های مزبور را در 🕍 کنیسه های شام و از وعاظ آن دیار فراگرفته بود. شخص دیگری با نام عبید بن عمیر نیز در زمان عمر اجازه قصه خوانی یافت.
خواهیم دید که امام علی (ع) سخت با قصه خوانی مخالفت کرد.
🔹ادامه دارد ...
✍بـرگرفته از کتاب "تـاریخ
سیـاسی اسلام، ج2، ص93-105"،
رسول جعفریان.
#تاریخ_سیاسی_اسلام ۸۱
.......:
کلیسای سیاه، اولین کلیسای جهان است که در محل دفن یکی از حواریون مسیحی به نام تادئوس مقدس ساخته شده.
این کلیسا در شمال شرقی شهر چالدران در آذربایجان غربی قرار دارد.
https://eitaa.com/zandahlm1357
اولین زن طراح و سازنده هواپیما
"لیلیان تاد" در سال 1903با الهام گرفتن از کشتی هایی که در لندن دیده بود طرح نهایی خودش را برای یک هواپیما موتوردار ارائه کرد.
او را به خاطر اینکه زن بود از داشتن اجازه پرواز منع کردند که طرح او توسط خلبان آزمایشی "دیدیه ماسون" با موفقیت پرواز کرد.
https://eitaa.com/zandahlm1357
اولین ماوس کامپیوتری در سال 1967 اختراع شد و به عنوان «شاخص موقعیت X-Y» نامگذاری شد. در آن زمان هزینه اش 300 دلار بود.
https://eitaa.com/zandahlm1357
انتشار اولین تصاویر از سطح شگفت انگیز سیاره زهره
کاوشگر فضایی پارکر برای اولین بار توانست تصاویری از سطح سیاره زهر به ثبت برساند که پیش از این به علت غلظت ابرهای موجود در جو آن غیرممکن به نظر میرسید.
https://eitaa.com/zandahlm1357
هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بزن بریم صفحه خنده ههههه😂😂😂
.......:
@zandahlm1357
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
.......: آمبولانس شیخ مهدی شیخ اکبر فرمانده ی مقر بود و شیخ مهدی راننده ي مایلِر و شوخ و خوشمزه. نز
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
.......:
آموزش نارنجک
شلمچه بودیم!
شیخ مهدی میخواست آموزشِ پرتابِ نارنجک بده. گفت: « بچهها خوب نگاه کنید. محمد! حواست اینجا باشه. احمد! این جوری نارنجکو پرتاب میکنند. خوب نگاه کنید تا خوب یاد بگیرید. خوب یاد بگیرید که یه وقتي خودتون یا یه زبون بستهای رو نفله نکنید. من توی پادگان، بهترین نارنجک زن بودم. اول، دستتون رو میذارین اینجا». بعد شيخ مهدي ضامنو کشید و گفت: « حالا اگه ضامنو رها کنم، در عرض چند ثانیه منفجر میشه». داشت حرف میزد و از خودش و نارنجک پرانی اش تعریف می کرد که فرمانده از دور داد زد: « آهای شیخ مهدی! چیکار میکنی؟» شیخ مهدی یه دفعه ترسید و نارنجک و پرت کرد. نارنجک رفت و افتاد رو سرِ خاکریز. بچهها صاف ایستاده بودند و هاج و واج نارنجک و نگاه مي کردند که حاجی داد زد: « بخواب برادر! بخواب!» انگار همه رو برق بگیره، هیچکس از جاش تکان نخورد. چند ثانیه گذشت. همه زُل زده بودند به سرِ خاکریز؛ که نارنجک، قِل خورد و رفت اون طرفِ خاکریز و منفجر شد. شیخ مهدی رو به بچهها کرد و گفت:« هان! یاد گرفتید! دیدید چه راحت بود!» فرمانده خواست داد بزند سرش، که یه دفعهای صدایی از پشتِ خاکریز اومد که میگفت:« الله اکبر! الموت لِصدّام! » بچهها دویدن بالای خاکریز ببینن صدای کيه؟ دیدند يه عراقی ای، زخمی شده و به خودش میپیچه. شیخ مهدی، عراقی رو که دید، داد زد:« حالا بگویيد شیخ مهدی کار بلد نیست!؟ ببینید چيکار کردم!»
آموزش نارنجک
مجموعه اکبرکاراته
https://eitaa.com/zandahlm1357
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نی نی ببینیم حالمون خوب شه😍