نيروى زمينى
نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران، بايستي مثل سد فولادين غيرقابل نفوذ باشد.
امروز، نيروي زميني داراي هدف است و تهديد جدي و منطقه ي حفاظت حقيقي دارد كه بايد حفاظت كند.
#کلمات قصار نویسنده ؛آیت الله العظمی سید علی خامنه ای(دام ظله)
https://eitaa.com/zandahlm1357
7.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تلاوت سوره الحاقه
استاد عبدالباسط
استاد مصطفی اسماعیل
هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
14.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دعای عهد تصویری
https://eitaa.com/zandahlm1357
هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
هر روز با امام رضا
@zandahlm1357
@HashtominEmam
آرشیو
مطالب صفحه هرروز با امام رضا (ع)
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
است كه ستمگران در حق او ميگويند ۱۰. #دانستنیهای امام رضا علیه السلام https://eitaa.com/zandahlm13
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
.......:
۳- صدوق از عبد الواحد بن محمد بن عبدوس نيشابوري عطار (رض)، از علي بن محمد بن قتيبه، از حمدان بن سليمان، از عبدالسلام بن صالح هروي روايت كرده است كه گفت: به حضرت رضا (ع) عرض كردم: يابن رسول الله، بفرماييد شجره اي۱۱ كه آدم و حواء از آن خوردند چه نوع درختي بوده است؟ زيرا، مردم در اين باره اختلاف نظر دارند، برخي روايت ميكنند كه بوته گندم بوده است; برخي روايت ميكنند كه انگور بوده است; برخي هم روايت ميكنند كه درخت حسادت بوده است. حضرت فرمود: همه اينها درست است، عرض كردم: اين وجوه مختلف به چه معناست؟ فرمود: اي اباصلت، درخت بهشت
انواع ميوه را دارد. اين درخت گندم بود و در عين حال انگور هم داشت، مانند درختهاي دنيا نيست، چون خداوند بلند مرتبه آدم (ع) را به اين افتخار نايل گردانيد كه او را مسجود فرشتگان قرار داده و به بهشتش در آورد، آدم با خود گفت: آيا خداوند بشري برتر از من آفريده است؟ خداوند از آنچه در دل آدم گذشت آگاه شد و او را ندا داد: اي آدم، سرت را بلند كن و به پايه عرش من بنگر، آدم سرش را بلند كرد و به پايه عرش نگريست، ديد بر آن نوشته است: معبودي جز خدا نيست، محمد فرستاده خداست، علي بن ابي طالب اميرمؤمنان است، و همسرش فاطمه سرور زنان جهان، و حسن و حسين سرور جوانان اهل بهشت هستند. آدم عرض كرد: پروردگارا، اينان كيستند؟ خداي عزّوجلّ فرمود: اي آدم، اينان از نسل تو هستند، و از تو و همه خلق من بهترند، اگر اينان نبودند نه تو را نمي آفريدم نه بهشت و دوزخ را و نه آسمان و زمين را. زنهار به ديده حسادت بر ايشان ننگري كه تو را از جوار خويش بيرون ميرانم. پس آدم به ديده حسد بر ايشان نگريست و منزلت آنان را آرزو كرد. لذا شيطان بر او مسلط شد تا آن كه از شجره منهيه خورد، همچنين بر حوا، به دليل آن كه بر فاطمه به ديده حسادت نگريست، مسلط
شد تا اين كه او نيز همچون آدم از درخت ممنوعه خورد; پس خداوند هر دوي آنها را از بهشت خويش بيرون كرد و از جوار خود به زمين فرستادشان ۱۲. ۴- عياشي از سليمان جعفري روايت كرده است كه گفت: از حضرت رضا (ع) شنيدم كه درباره آيه (و بگوييد بار گناه از ما فرو نه, تا خطاهاي شما را ببخشاييم) ۱۳ فرمود: ابوجعفر (ع) فرمود: باب فرو نهادن گناهان شما ما هستيم ۱۴. ۵- صدوق از محمد بن قاسم مفسّر معروف به ابوالحسن جرجاني (رض) از يوسف بن محمد بن زياد و علي بن محمد بن سيّار، از پدران آن دو، از حسن بن علي، از پدرش علي بن محمد، از پدرش محمد بن علي، از پدرش علي بن موسي الرضا، از پدرش موسي بن جعفر، از پدرش جعفر بن محمد الصادق (ع) روايت كرده است كه آن بزرگوار درباره آيه شريفه (و تبعيت ميكردند آنچه را شياطين بر ملك سليمان ميخواندند و سليمان كافر نشد) فرمود: كساني كه گمان ميكردند سليمان از طريق سحر به آن سلطنت دست يافته است از افسونگريها و نيرنگهايي كه ديوهاي كافر در عهد سليمان به كار ميبستند پيروي كردند، و گفتند ما نيز كارهاي شگفت انگيز ميكنيم تا مردم مطيع و منقاد ما شوند. آنان گفتند: سليمان كافر و جادوگري چيره دست بود و آن سلطنت و قدرت را به واسطه سحر و
جادوگري خود به دست آورد، اما خداوند عزّوجلّ در پاسخ آنها فرمود (سليمان كافر نبود) و از سحر و جادويي كه به سليمان (و به آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابل نازل شد) نسبت دادند استفاده نكرد. بعد از نوح (ع) تعداد ساحران و افسونگران زياد شده بود، لذا خداوند عزّوجلّ دو فرشته نزد پيامبر آن زمان فرستاد تا شيوههاي افسونِ افسونگران و راههاي باطل ساختن آنها و دفع نيرنگ آنان را به او بياموزند، آن پيامبر (ع) اين شيوهها را از آن دو فرشته فرا گرفت، و آن گاه به امر خداوند عزّوجلّ آن را به بندگانش رساند و به آنان دستور داد كه از شيوههاي جادوگري آگاه شوند و آن را باطل سازند و ايشان را منع فرمود از اين كه با اين روشها مردم را افسون كنند، و اين مانند آن است كه كسي را از مضرات زهر آگاه سازند و روش مقابله با آنها را به او بياموزند، سپس خداوند عزّوجلّ فرمود آن پيامبر به آن دو فرشته دستور داد كه به صورت دو انسان بر مردم ظاهر شوند و آنچه را خداوند در اين باره به ايشان آموخته است به مردم تعليم دهند، پس خداوند عزّوجلّ فرمود (روش جادو و شيوه ابطال آن را به هيچ كس نياموزند مگر اين كه قبلا به آن كس كه ميخواست تعليم بگيرد بگويند كار ما امتحان و آزمايش بندگان است) تا سحري را كه مي
آموزند در راه اطاعت از خداي عزّوجلّ به كار بندند و به وسيله آن نيرنگ جادوگران را نقش بر آب سازند و آنان را جادو نكنند و با به خدمت گرفتن اين جادو به ديگران آسيب رسانند، و اين كه كاري كني كه مردم معتقد شوند قادر به زنده كردن و ميراندن و انجام ديگر كارهايي هستي كه كسي جز خداوند عزّوجلّ توان آن كارها را ندارد (كافر شو) زيرا اين كارها كفر است. پس از آن، خداي عزّوجلّ فرمود طالبان سحر و جادوگري از نيرنگها و افسونهايي كه
ديوها در
عهد سليمان نوشتند از اين دو طايفه (ديوها، و هاروت و ماروت) ميآموختند (چيزهايي را كه ميتوانستند به واسطه آنها ميان زن و شوي جدايي افكنند) اين آن نوع جادويي است كه براي ضرر زدن به مردم فرا گرفته ميشود. انواع نيرنگها و ترفندها و افسونها را ميآموزند و اين كه اگر فلان افسون در فلان محل دفن شود و بهمان كار انجام گيرد زن مورد علاقه مرد واقع ميشود و مرد محبوب زن ميگردد، و يا اين كه ميان آن دو جدايي و طلاق ميافتد. پس خداوند عزّوجلّ فرمود (كساني كه سحر ميآموختند، جز به اذن و خواست خدا نمي توانستند به كسي آسيبي برسانند) زيرا اگر خدا ميخواست هر آينه آنان را با زور و قهر از اين كار باز ميداشت. سپس فرمود هر گاه آن سحر را براي جادو كردن ديگران و لطمه زدن
به آنها بياموزند در واقع (چيزي آموخته اند كه به آنها ضرر ميرساند و نفعي هم ندارد) به دين آنان لطمه ميزند و نفع ديني به ايشان نمي رساند; بلكه به واسطه اين كار از دين خدا خارج ميشوند (آن سحر آموزان ميدانستند كسي كه آن را بخرد) آن سحر را در قبال دين خود بخرد و به سبب آموختن آن از دينش خارج شود (در آخرت او را هيچ بهره و نصيبي از ثواب بهشت نباشد) آن گاه خداوند عزّوجلّ فرمود (و جانهاي خود را به بد چيزي فروختند) و گروگان عذاب كردند (اگر ميدانستند) كه با اين كار خود (آخرت را فروخته اند و بهره خود از بهشت را رها كرده اند) زيرا فرا گيرندگان اين سحر معتقدند كه نه پيغمبري در كار است و نه خدايي و نه قيامتي و نه رستاخيزي، چون به آخرت اعتقادي ندارند معتقدند كه وقتي آخرتي نباشد بعد از دنيا سراي ديگري نيست كه در آن سرا ايشان را بهره اي باشد; و اگر بعد از دنيا آخرتي هم باشد با وجود كفر و بي اعتقادي شان به آن بهره اي درآن سراي نخواهند داشت. سپس خداوند فرمود (و جانهاي خود را به بد چيزي فروختند) آخرت را به دنيا فروختند و خويشتن را در گروه عذاب هميشگي قرار دادند (اگر ميدانستند) ۱۵ كه براي خود عذاب را خريده اند. اما اين را نمي دانند چون اصولا جهان آخرت را باور ندارند
. و از آن جا كه نگريستن و تأمل در حجتهاي خداوند را فرو گذاشتند، ندانستند كه به سبب اعتقاد باطلشان و انكار حق، عذاب خواهند شد. يوسف بن محمد بن زياد و علي بن محمد بن يسار از قول پدران خود گفتند كه: ما به حسن بن علي (عسكري) (ع) عرض كرديم: در بين ما عده اي هستند كه معتقدند هاروت و ماروت دو فرشته بودند كه وقتي عصيان و نافرماني آدميان فزوني گرفت، خداوند آن دو را از ميان فرشتگان برگزيد و همراه فرشته اي سوم به زمين فرستاد، هاروت و ماروت عاشق زهره شدند و خواستند با او زنا كنند، و شراب خوردند و انسان بي گناهي را كشتند، لذا خداوند عزّوجلّ آن دو را در شهر بابل گرفتار عذابي ساخت، و جادوگران از هاروت و ماروت جادوگري ميآموختند، و خداوند تعالي آن زن را به صورت اين ستاره زهره درآورد. امام فرمود: پناه به خدا از اين حرفها! همانا فرشتگان خدا، به لطف حق تعالي، از كفر و زشتكاريها مصون و محفوظند. خداي عزّوجلّ درباره ايشان فرموده است (امر خدا را نافرماني نمي كنند و به آنچه امر شدهاند گردن مينهند)
#دانستنیهای امام رضا علیه السلام
https://eitaa.com/zandahlm1357