هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
هنر آن است ڪه بمیرے پیش از آنڪه بمیرانندت و مبدا و منشا حیات آنانند ڪه چنین مردهاند...
.......:
@zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
.......: تاثیر دعا بعد از بازجویی اولیه مرا در سالن مستطیل شکل بزرگی که شبیه سردخانه بود حبس کردند
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
.......:
اعتصاب غذا
به نگهبان گفتیم سه روز مهلت دارید، اگر ما را به اردوگاه نبرید اعتصاب غذا میکنیم. در این ۳ روز آرام بودیم، فکر کرده بودند منصرف شده ایم. سلولهای دیگر میگفتند بچهها بارها اعتصاب غذا کرده اند ولی فایده نداشته است مجبورشان کرده اند اعتصابشان را بشکنند. مهلت شان که تمام شد مسوول زندان را خواستیم گفتند باید صبر کنید ما نمی خواستیم صبر کنیم همه موافق بودیم با شروع اعتصاب، غسل شهادت کردیم از زیر در بلند گفتم بسم الله الرحمن الرحیم، ما چهار دختر ایرانی هستیم که نباید اینجا باشیم از این لحظه اعتصاب غذای خود را شروع میکنیم باید ما را بفرستید ایران یا به صلیب سرخ معرفی کنید. هر مسالهای که برای ما پیش بیاید، سازمان بین الملل مسوول هستند. در اعتصاب بودیم که مریم به حالت غش افتاده بود، معصومه و حلیمه داد میزند و یا حسین یا
حسین میگفتند، من سر مریم را گذاشته بودم روی پایم آن قدر بی رمق شده بودیم که فریادهایمان به ناله بیشتر شبیه بود، معده مریم و معصومه خونریزی کرده بود اما ما همچنان در اعتصاب بودیم.
عراقیها وحشت کرده بودند بالاخره با پافشاری ما بعد از ۱۷ روز افراد صلیب سرخ به دیدن ما آمدند، از ما عکس فوری انداختند و یک برگ آبی و زرد دادند که ما به خانواده هایمان نامه بنویسیم و با پیروزی ما که به سختی به دست آمد ما را از زندان الرشید به اردوگاه اسراء منتقل کردند. [۱]
----------
[۱]: به نقل از کتاب دوره درهای بسته ص ۳۷
📚خاطراتی از حضور زنان در دفاع مقدس
https://eitaa.com/zandahlm1357
📸کتوشلوار تنمه!
روایت نقشه شوم داعش برای گروگانگیری زائران ایرانی در کربلا
#حاج_قاسم #جان_فدا
https://eitaa.com/zandahlm1357
📸برخورد متفاوت سردار سلیمانی با یک سرباز بیانضباط
#جان_فدا
........:
@zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
.......: حمد موجب طاعت و مغفرت قوله علیه السلام: حَمْداً یَکُونُ وُصْلَةً إِلَی طَاعَتِهِ وَ عَفْوِ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
.......:
ورود به انواع جنّت
قوله علیه السلام: وَ طَرِیقاً إِلَی جَنَّتِهِ، وَ خَفِیراً مِنْ نَقِمَتِهِ.
أی حافظاً و مجیراً من انتقامه و عذابه:
[قوله علیه السلام: ] وَ أَمْناً مِنْ غَضَبِهِ، وَ ظَهِیراً عَلَی طَاعَتِهِ، وَ حَاجِزاً عَنْ مَعْصِیَتِهِ.
یعنی: حمد و توحیدی که راه نما و راه بر باشد به جنّت او تعالی، اعمّ از جنّت الذات و جنّت الصفات و جنّت الأفعال.
چنان که اشاره به جنّت الذات است کلام امام علیه السلام: « یا الهی و جنّتی و نعیمی » [۲]، یعنی: تو بذاته جنت و نعیم منی.
و اشاره به جنّت صوری است کلام علی علیه السلام: « ما عبدتک خوفاً من نارک و لا طمعاً فی جنتک » [۳]، و حمدی که موجب امن و امان من باشد من غضبه. و معنی الغضب فی غیر اللّه هو قلیان دم القلب لإرادة الانتقام، و هذا المعنی من أوصاف المخلوق، و لایجوز فی حقّ اللّه. و الغضب منه تعالی هو إیصال العقوبة الی العصاة.
« و ظهیراً الی طاعته »: یعنی: باز حمدی که عون و پشت به آن باشد مرا بر طاعت خدا، و حاجز و حایل و مانع باشد مرا از معصیت خدا، کما قال تعالی: « وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوَی * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْوَی [۴] ».
« خَافَ مَقامَ رَبِّهِ »به آن که انسان عالم شود بر آن که: إن اللّه یراه و یسمع ما یقول، و یعلم ما یعلمه من خیر و شرّ، فیحجزه و یمنعه ذلک العلم عن مشتهیات النفس من غیر حلّه و مطلق قبایح الأعمال و الأقوال، فذلک الذی خاف مقام ربّه، کما قیل:
از پی آن گفت حق خود را سمیع تا ببندی لب زگفتار شنیع [۱]
----------
[۲]: ۲ - در مصادر معتبر یافت نشد.
[۳]: ۳ - بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۲۷۸ ؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۴۰۴.
[۴]: ۴ - سوره مبارکه نازعات، آیات ۴۰ و ۴۱.
[۱]: ۱ - مثنوی معنوی، مولوی، د ۴، ص ۸۲۸، « غرض از بصیر و سمیع گفتن خدا را ».
.......:
📚✍ #شرحی بر صحیفه سجادیه
میرزا ابراهیم سبزواری وثوق الحکماء
https://eitaa.com/zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
.......: تناسب درخواست کسی به دیگری گفت: برای خواسته ی ناچیزی نزد تو آمده ام. در پاسخ گفت: برای برآ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
.......:
پشتکار
علت سستی در کار، نشناختن آن است.
استغاثه
روزی ابن فارض، شاعر عرب، در ساحل دجله بود و در دستش شاخی بود که به ران خود میزد، به طوری که آن را مجروح کرد ولی نمی دانست. او همینطور بر خود میزد و در آن حال این اشعار را سرود؛ دلی داشتم که با آن زندگی میکردم، در گذر زمان آن را از دست دادم، خدایا آن را به من باز گردان که سینهام در بدست آوردن آن تنگ شده است، من تا آخرین رمقم تقاضای دادرسی دارم، ای فریاد رس، به داد من برس.
کان لی قلب اعیش به
ضاع منی فی تقلبه
ربّ فاردده علیّ فقد
ضاق صدری فی تطلبه
فاغیث مادام بی رمق
یا غیاث المستغیث به
روزی نیز گفت: با اینکه از من خبرداری، باز هم مرا آزمایش کن چون مطمئن هستم که از غیر تو عایدی ندارم پس هر آزمایشی میخواهی انجام ده.
ترید منی اختبار سری
و قد علمت المراد منی
و لیس لی فی سواک حظ
فکیف ماشئت فاختبرنی
همان لحظه ادرار او بند آمد و درد شدیدی گرفت ولی او مدتها بر این درد صبر کرد. شبی یکی از دوستانش او را در خواب دید که او از خدا شفای خود را میخواهد. وقتی دوستش خواب را برای او تعریف کرد، ابن فارض فهمید که خدا او را به آداب عبودیت تأدیب میکند و عجز و ناله از او میخواهد. او از خانه خارج شد و هر وقت به مکتب خانه ای میرسید به بچهها میگفت برای عموی دروغگوی خود دعا کنید.
#کشکول شیخ بهاء
https://eitaa.com/zandahlm1357
هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
صفحه
من نهج البلاغه میخوانم
https://eitaa.com/zandahlm1357