eitaa logo
" أَمانه‌حضن "
450 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
499 ویدیو
5 فایل
‹به‌نام‌او› به تنم دردِ فراقِ حرمت افتاده ؛ هوس گرمی آغوش ضریحت دارم . . أَمانه‌حضن : صداقتِ‌یک‌آغوش (: درِگوشی‌هاتون؛ « https://eitaa.com/zaraban72/17 » در خنديدن و به آغوش كشيدن يكديگر ، اِسراف كنيد .
مشاهده در ایتا
دانلود
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای¹²⁸ مثل‌درس‌آموزیِ‌یه‌سری‌بچه‌هاازپشت‌دروپنجره من‌همون‌دختربچه‌ی‌شلوغ‌و‌بیش‌فعالی‌هستم که‌گاهی منت‌سرش‌میزاری‌واجازه‌میدی‌که از‌پشت‌پنجره‌؛توکوچه‌وایسه‌و‌سینه‌زنی‌کنه‌وروضه‌هاتو گوش‌کنه
هدایت شده از «ثانیه‌چیـن»
صحبت من وریحانه؟!❌ درد دِشیلماخ✅ @Zaraban72
چفیه‌های‌به‌ارث‌رسیده‌از‌پدر..
که‌عشق‌آسان‌نمود‌اول؛ولی‌افتاد‌مشکل‌ها..
موقعیت: چیزی نیست ، تو موکب داریم برای بقا تلاش میکنیم همه زورمون رو میزنیم که منجمد نشیم🤲🏻✨🗿
هدایت شده از «ثانیه‌چیـن»
-شب‌هایِ‌رنگـی‌انقـلاب‌ِاسلامی♥️ @zaraban72
" أَمانه‌حضن "
-شب‌هایِ‌رنگـی‌انقـلاب‌ِاسلامی♥️ @zaraban72
اگه جایی دیدین تو تجمعات بچه ها قلم دستشون گرفتن برای رنگ‌آمیزی حتما برید و اجازه بدید روی دستتونو رنگ کنن حس خوبی که به اونا منتقل میکنید وصف نشدنیه و تا ابد این احساس مسئولیت یادشون میمونه؛ که من برای کشورم یه کاری کردم ، من برای کشورم تلاش کردم ، من برای کشورم تو دنیای رنگی رنگیِ بچگیم جهاد کردم .. که باز نهایتا همیناس که میمونه
هدایت شده از «ثانیه‌چیـن»
ملیکاcore: _یه‌جوری‌افتاده‌بودیم‌رو‌موتور‌ِمردی‌،که‌بیچاره‌‌فرصت‌مخالفت‌نداشت!🦦😌 @Zaraban72
" أَمانه‌حضن "
اون بنده های خدا داشتن اونجا استفاده از اسلحه و سرهم بندی و ایناشو یاد میدادن و از نورِ چراغ این موتور برای روشنایی استـفاده میکردن همچین که دیدم پرچم ایرانش سادس گفتم نه این باید پاپیون باشه و خلاصه که با ثنا وارد عمل شدیم طرف اولش یه طوری نگا کرد حس کردیم میخوایم موتور رو بپیچونیم🗿🤙🏻 بهش میگم نگران نباشید میخوام اینو پاپیون کنم گفت آهان باشه بفرمایید☺️🤲🏻 بعد شما فک کن صاب موتور یه بنده خدا با لباس نظامی و هیکل و یه مَن ریش و سبیل ، بعد موتورش"✨🎀"
میدون ساعت میشه گفت نسبتا پر بود نصفِ این جمعیتی که تو تصویر میبینید هیچکدوم چتر ندارن ولی زیر چتر هستن مردم چتر هاشونو به همدیگه میرسوندن که بقیه خیس نشن در حقیقت زیر سایه‌ی‌ چتر اتحاد رو پررنگ تر و عمیق تر و صمیمی تر کرده بودن زیر چتر با لبخند به هم نگاه میکردن حتی وقتی با مقاومت ثنا که خیس شدن زیر بارون رو دوست داره رو به رو میشدن با کلی اصرار میگفتن : بیا زیر چتر خیس میشی سرما میخوری ، از فردا نمیتونی بیای اونوقت چی دستشو میگرفتن و با حرارت وجود و محبتشون گرمشون میکردن و میگفتن مراقب باش یخ نکنی .. وحدت همینجا بود لا به لای چتر های باز و رنگارنگی که آب ازشون چکه میکرد و مردمی که مهربون تر از همیشه کنار هم وایساده بودن پ.ن: ماهم مستثنا از این قضیه نبودیم(: