eitaa logo
" أَمانه‌حضن "
445 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
517 ویدیو
5 فایل
‹به‌نام‌او› به تنم دردِ فراقِ حرمت افتاده ؛ هوس گرمی آغوش ضریحت دارم . . أَمانه‌حضن : صداقتِ‌یک‌آغوش (: درِگوشی‌هاتون؛ « https://eitaa.com/zaraban72/17 » در خنديدن و به آغوش كشيدن يكديگر ، اِسراف كنيد .
مشاهده در ایتا
دانلود
الهی‌به‌امید‌تو . .
گفتش‌که شما‌به‌قضیه‌خادم‌بودنتون‌توتهران‌ اینطورنگاه‌کنید‌که هرکسی‌که‌توی‌مراسم‌عزاداری داره‌خدمت‌میکنه صاحب‌عزاهستش پس‌شما‌هم‌به‌عنوان صاحب‌عزاشناخته‌میشید به‌عنوان‌دخترای‌آقا (:
آقای شهید چندی پیش ما، در حضورِ شما برای نورانیت و زیباییِ وجود و چهره‌یتان اشک ریختیم، حالا بعد از مدت‌ها دیدارِ ما تازه شده و اشک‌هایمان این بار با دیدن پیکرتان خواهند ریخت. مجهول النام اَسکاف سیدلر
ما‌موندیم‌و‌چشم‌های‌خیس‌وتر
می دونستید شهیده زهرا کوچولو علاقه خاصی به رهبر داشته انقدری که آیت الله گلپایگانی می گفته تو جمعی که رهبر بود فقط بغل ایشون می رفت🥲 ایشون می گن یک روز من به آقا گفتم چرا زهرا خانم ما انقدر به شما علاقه داره و جواب آقا قلبم رو سوزوند😭 آقا گفتن آخه شما نمی دونید من و زهرا خانم قراره با هم شهید بشیم....
نفس کشیدن تو هوای تهران سخته بدون شما آقا💔
وقتی خنده های محمدرضا رو می بینم یه جون به جونام اضافه میشه🥲🤍 دلبرک من👼🏻
دیدیدیه‌سری‌ غم‌هاواتفاقات‌هستن که‌ازشدت‌سنگینی آدم‌های‌درونگرا‌رو پرهیاهووپرسروصدامیکنن و آدم‌های‌برونگرا‌رو ساکت‌و‌گوشه‌گیر مایه‌همچین‌بلایی‌سرمون‌اومد از۱۱تیرکه‌رفتیم انگار‌تازه‌تازه‌داشتیم‌متوجه‌میشدیم که‌واقعا‌چه‌بلایی‌سرمون‌اومده بعد‌ازاون‌ یواش‌یواش‌این‌واکنش‌نسبت به‌دردواتفاق‌هولناک خودشو‌نشون‌داد
" أَمانه‌حضن "
ما‌موندیم‌و‌چشم‌های‌خیس‌وتر
دقیقابعدازاینجا انگاردیگه‌نتونستیم‌صحبت‌کنیم انگاریه‌قفلی‌به‌لب‌هامون‌زدن انگار‌دیگه‌قلممون‌ جوهربرانوشتن‌نداشت