هدایت شده از *عقیق*
#اخبار_خارجی
🔸دادگاه رسیدگی به جرائم بانکی پاکستان حکم بازداشت «آصف علی زرداری» رئیس جمهور پیشین این کشور را به اتهام پولشویی صادر کرد
🔸المیادین:در تیراندازی نظامیان صهیونیست به سوی راهپیمایی بازگشت در غزه دست کم 20 فلسطینی زخمی شدند.
🔸دادگاه رسیدگی به جرائم بانکی پاکستان حکم بازداشت «آصف علی زرداری» رئیس جمهور پیشین این کشور را به اتهام پولشویی صادر کرد.
🔸منابع رسمی هند از افزایش شمار قربانیان سیل در ایالت کرالا در جنوب این کشور به 324 نفر خبر دادند./شبکه خبر
👇⚜🌹مجله مجازی عقیق🌹⚜👇
http://eitaa.com/joinchat/1366032390C8fbb147e93
ذره بین 🔍
قصه شب آخرین آرزو (قسمت سی ویکم) هلن از ایرج و احوالاتش برای باربارا کنت گفت و اینکه عجیب ترین
قصه شب
آخرین آرزو (قسمت سی ودوّم)
بارابارا ابتدا دم در اتاق ایستاد و محوطه ی اتاق را از نظر گذراند. دو بیمار که شکم باندپیچی شده ی یکی از آنها نشان می داد تازه جراحی شده است و دیگری هم روی تخت نشسته بود را در اتاق دید سپس به گوشه ی سمت راست اتاق نگاه کرد مردی لاغر اندام و رنگ پریده را دید که روی تخت نشسته و کنارش پسری جوان مشغول درآوردن هسته هلو بود. پسر لاغر اندام با استخوان بندی ریز و موهایی مشکی که آنها را از راست سرش به سمت چپ شانه کرده بود، با قدی حدوداً بین 175-177 که در آمریکا قدی متوسط تا نسبتاً کوتاه محسوب می شد.
پسر جوان از جایش بلند شد و هلوهای هسته درآورده و تکه شده که داخل پیش دستی سفیدی بود را به سمت دو مریض دیگر برد و در حالی که آرام صحبت می کرد و لبخندی روی لبش داشت به هر کدام از آنها چند تکه هلو داد و به سمت تخت پیرمرد برگشت و با همان لبخند پیشانی پدرش را بوسید و سپس شروع به گذاشتن تکه های هلو داخل دهان پدرش کرد. این رفتارش علاوه بر تعجب باربارا تعجب دو بیمار دیگر را هم برانگیخته و هر سه نفر محو رفتارش بودند که ایرج متوجه خیره نگاه کردن دختری جوان با تی شرت قرمز و شلوار لی آبی شد و به مهدی گفت: بابا ببین اون خانم چی میخاد ممکنه از پرستارا باشه. مهدی که اصلاً متوجه حضور باربارا دم در نشده بود به عقب برگشت و با دیدن باربارا فوراً او را شناخت و سرش را پایین انداخت. سپس به پدر گفت: نه بابا این خانم از همراهان مریض اتاق بغل دستیه. ایرج پس از چند سرفه به مهدی گفت بهش از این هلوها بده شاید دلش خواسته باشه خدارو خوش نمیاد ما بخوریم و اون نگاه کنه.
مهدی از 4 تکه هلو را داخل پیشدستی گذاشت و به سمت بارابارا رفت و در حالی که سعی می کرد به او خیره نشود و باحیا و باوقار باشد به او سلام کرد و با گفتن بفرمایید پیشدستی را جلویش گرفت. باربارا لبخندی زد که مهدی به دلیل اینکه رد نگاهش به سوی زمین بود آن را ندید، سپس تکه ای هلو برداشت و در حالی که در دهان می گذاشت گفت: ایرج که اینجا بستریه باید همون مردی باشه که شما کنارش هستید درسته!؟
مهدی حرفهای بارابارا را نصمه و نیمه می فهمید اما از شنیدن نام پدرش از زبان این دختر آمریکایی چشمان از تعجب گرد شد و این بار به چشمان آبی باربارا زل زد و به انگلیسی دست و پا شکسته گفت: شما .... شما .... پدر منو از کجا می شناسید؟!! باربارا خندید و گفت: اوه پس ایرج پدرش شماست!؟ تعجب مهدی بیشتر شد و چشمانش گردتر و گفت: بله پدرم هستن. باربارا در حالی که به سمت تخت ایرج می رفت، گفت: رفتار شما با پدرتون خیلی عجیبه، عجیب و بسیار مهربانانه! مهدی دنبال باربارا راه افتاد و گفت: شما پدر منو از کجا می شناسید!؟ بارابارا روی تخت ایرج نشست و در حالی که خوب او را برانداز می کرد گفت: پرستاران بخش بسیار از ایشان و صداش و کتابی که میخونه تعریف کردن خواستم ببینم این شخصی کیه.
ادامه دارد...
🔮 دعوتید به عقیق 👇
http://eitaa.com/joinchat/1366032390C8fbb147e93
هدایت شده از .
🎶 رقص مستانه
باصداى:غلامحسین بنان
آهنگساز:نصرالله زرین پنجه
مایه:بیات اصفهان
_____________________________
🔮 دعوتید به عقیق 👇
http://eitaa.com/joinchat/1366032390C8fbb147e93
هدایت شده از .
✍رقص مستانه
در سینهام دل به یاد تو مستانه رقصد
با هر نوای غم از دل دیوانه رقصد
در خلوت ما به ناله ی ساز محبت
سوزد دل شمع و در برش پروانه رقصد
دارم ناله ی شبانه،بارم اشک عاشقانه
به خاموشی،دل زارم چو شمع سحر بسوزد
کی آتش مرا شناسد،کی اهل وفا شناسد
اگر روزی برافروزد به حق خشک و تر بسوزد
چه داند خبر از حال عاشقان آن که غم ندارند
ز عشقی که اشک هجران به رخ ببارد
به شمع سحری چون حکایتی از غمت بگویم
شکند سرشک غم ناله در گلویم
تا کی تو یار رقیب و من یار تو باشم
تو نو گل دیگران و من خار تو باشم
مرغ قفس چون رها شود،خاطر کند شاد
من میشوم شاد اگر گرفتار تو باشم
🔮 دعوتید به عقیق 👇
http://eitaa.com/joinchat/1366032390C8fbb147e93
هدایت شده از .
4_5872901953717010769.mp3
4.41M
🔮 دعوتید به عقیق 👇
http://eitaa.com/joinchat/1366032390C8fbb147e93
هدایت شده از .
🔵 حدیث دل
نیایش عاشقانه با دوست
پروردگارا
عشق مرا بیشتر و بیشتر کن!
تا قلبم را استوار نگاه دارم و روحم را خرسند.
پروردگارا
هر جا که مرا می بری؛ نزدیک خود نگاه دار،مباد که در هیچ کاری یاد تو را فراموش کنم.مرا سنگ ریزه ای ساز در معبد عشقت که نجوا می کند:
تنها تو، فقط تو، پادشاه این قلب مشتاق و آرزومند هستی!
پروردگارا:
مرا به اعماق درونم ببر تا شکوه بی پردۀ جمال تو را ببینم و نجوای روح بخش تو را بشنوم.
پروردگارا:
مرا موهبت عشقی عمیق و نیرومند عطا کن تا پردۀ جهل من فرو افتد و جمال تو را مشاهده کنم...
پروردگارا.....!
درهای لطف تو باز است زیر باران رحمتت دست هایم را به آسمان بلند میکنم
تا میوه های اجابت بچینم و می دانم
دست هایم خالی بر نخواهند گشت....!
به یاد تو قدم در رویاهایم می گذارم و فقط به تو می اندیشم و تنها تو را میخوانم....!
زیرا در این روزگار غریب تو را دارم،..
پروردگارا دریاب مرا...!
شب بخیر
🔮 دعوتید به عقیق 👇
http://eitaa.com/joinchat/1366032390C8fbb147e93
هدایت شده از "عقیق"
🗓 تقویم شیعه
☀️ امروز:
شمسی: شنبه - ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
میلادی: Saturday - 18 August 2018
قمری: السبت، 6 ذو الحجة 1439
🌹 امروز متعلق است به:
🔸پبامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلّم
💠 اذکار روز:
- یا رَبَّ الْعالَمین (100 مرتبه)
- یا حی یا قیوم (1000 مرتبه)
- يا غني (1060 مرتبه) برای غنی گردیدن
❇️ وقایع مهم شیعه:
🔹سالروز ازدواج امیر المومنین با حضرت زهرا علیهما السلام (بنابرقولی)، 2ه-ق
🔹مرگ منصور عباسی لعنة الله علیه، 158ه-ق
📆 روزشمار:
▪️1 روز تا شهادت امام محمد باقر علیه السلام
▪️3 روز تا روز عرفه
▪️4 روز تا عید سعید قربان
▪️9 روز تا ولادت امام هادی علیه السلام
▪️12 روز تا عید الله الاکبر، عید سعید غدیر خم
❤️💕 به عقیق دعوتید 💕❤️
http://eitaa.com/joinchat/1366032390C8fbb147e93