هدایت شده از معشوقهٔ آفتابگردان
آلخاندرا پیثارنیک در نامهای به لئون استروف نوشت: «اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد؛ اکنون که مینویسم دومی بر جریان روزهایم غلبه دارد، شاید به همین دلیل دارم برایت مینویسم لئون.»
میدونی استیصال یعنی چی؟
نه میتونی شرایط رو تغییر بدی
نه میتونی آنچه که هست رو بپذیری..
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود یا نشود ،
حرفی نیست
اما نفسم میگیرد
در هوایی که نفس های تو نیست ...
اگر تونستی اونقدر روی من اثر بذاری که دست به کارهایی بزنم که تا حالا نکرده بودم، رفتارهایی ازم سر بزنه که تا حالا مشابهش رو ندیده بودی، باید بدونی که جایگاهت توی وجودم خیلی عمیقه
هدایت شده از وا
من عاشق سوالهای کوچیک، سوالهای بیاهمیتم .
صبح راحت پاشدی؟ قهوه تو خوردی؟ تونستی به کارهای امروزت برسی؟ اون آهنگه رو گوش کردی؟